دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخنان غير مستند منتسب به امام 2

در محافل مذهبي و روضه‌خواني و نگارش برخي متون سخناني را در قالب نظم و نثر به امام حسين(ع) نسبت مي‌دهند که در کتاب‌هاي مرجع هيچ سند و مدرکي براي آنها يافت نمي‌شود. لطفاً اهم مصاديق اين نوع مطالب را بيان کنيد؟
سخنان غير مستند منتسب به امام 2
سخنان غير مستند منتسب به امام 2

سخنان غيرمستند منتسب به امام حسين(ع) (6) (پرسش و پاسخ)

پرسش:

در محافل مذهبي و روضه‌خواني و نگارش برخي متون سخناني را در قالب نظم و نثر به امام حسين(ع) نسبت مي‌دهند که در کتاب‌هاي مرجع هيچ سند و مدرکي براي آنها يافت نمي‌شود. لطفاً اهم مصاديق اين نوع مطالب را بيان کنيد؟

پاسخ:

در پنج بخش قبلي پاسخ به اين سؤال ضمن تأکيد بر پالايش برخي مشهورات منتسب به امام حسين(ع) که سند معتبري هم ندارد، به پنج نمونه از آنها شامل: ?- ان‌الحياةً عقيدةً و جهاد 2- ان کان دين محمد لم يستقم الا... 3- اسقوني شر به من الماء 4- هل من ناصر ينصرني 5- تفسير «کهيعص» اشاره کرديم. اينک دنباله مطلب را پي مي‌گيريم.

6- کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

برخي سخن فوق را بدون مدرک و مأخذ از زبان امام صادق(ع) نقل مي‌کنند. (پيام عاشورا، عباس عزيزي، ص 28، رک: فرهنگ عاشورا، جواد محدثي، ص 371) ما نتوانسته‌ايم براي اين حديث بسيار مشهور، مأخذ و مدرکي بيابيم، بلکه احاديث و روايت‌هاي چندي را در متون مستند و معتبر ديديم که با اين سخن، تعارض و تضادي آشکارا دارند. در اينجا چند نمونه از آنها را نقل مي‌کنيم:

1- شيخ صدوق با آوردن اسناد و به نقل از مشايخ روايتي خويش روايت مي‌کند که امام صادق(ع)، هم به نقل از پدرش امام محمد باقر(ع) و هم به نقل از پدربزرگش امام زين‌العابدين(ع)، از امام حسن مجتبي(ع) روايت کرده است که آن حضرت در پيشگويي شهادت برادرش امام حسين(ع) به او گفت «لايوم کيومک يا اباعبدالله؛ ‌اي ابا عبدالله! هرگز روزي چون روز تو(عاشورا) نباشد.» (امالي شيخ صدوق، ص 177)

2- شيخ صدوق در حديث ديگري به سند خويش از امام سجاد(ع) نقل مي‌کند که آن حضرت مي‌فرمود: «لايوم کيوم‌الحسين(ع)؛ هرگز روزي مانند روز حسين(عاشورا) نباشد.» (همان، ص 547)

3- علامه حلي نيز به نقل از احمدبن يحيي بلاذري(متوفاي 279 ق)، صاحب کتاب انساب‌الاشراف، نقل مي‌کند که عبدالله بن عمر هم مي‌گفت «لا يوم کيوم قتل‌الحسين». (نهج‌الحق و کشف الصدق، علامه حلي، ص 356)

با اين همه جاي بسي شگفتي است که آن سخن ساختگي(کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا) بدون دليل و بي‌آنکه سند و مأخذي داشته باشد، همچنان پيوسته به امام صادق(ع) نسبت داده مي‌شود و شبانه‌روز از رسانه‌هاي عمومي و در محافل مذهبي، تبليغ و ترويج مي‌گردد و برخي حتي آن را با تفصيل بيشتري چنين نقل مي‌کنند که: کل يوم عاشورا، کل ارض کربلا، کل شهر محرم و کل فصل عزا. غافل از اينکه اين سخن را هرگز سندي و مدرکي، حتي به صورت مرسل و مقطوع يا ضعيف و سست هم نيست. چنان مي‌نمايد که اين عبارت، شعار يا شعري از شاعري وابسته به حزبي جنگ‌طلب باشد. معنا و مفهوم اين شعار به فرقه زيديه يا کيسانيه و يا اسماعيليه بيشتر برازنده است تا به مذهب عدل علوي، يا تشيع سبز حسني و حسيني و سجادي. به نظر ما، اين سخن نمي‌تواند با شيعه اثنا عشري و مذهب جعفري نسبتي داشته باشد.

رئيس مذهب ما امام جعفر صادق(ع) است که بزرگ‌ترين شاخصه او همچون پدرش امام محمد باقر(ع) دانش و بحث و درس است. اصولاً در مذهب جعفري و اماميه، امامت بيشتر به معناي هدايت است و امام بيش از هر چيز با علم و دانشش شناخته مي‌شود؛ برخلاف زيديه که امام در ميان آنها نخست با خون و شمشير شناخته مي‌شود و به اعتقاد آنان، نخستين شرط و مهم‌ترين امتياز در امامت و امام،‌ همانا قيام مسلحانه و «قائم بالسيف» بودن امام است. چنين به نظر مي‌رسد که اين سخن غيرمستند از زيديه سرچشمه گرفته است که هر روز عاشورا و همه جا کربلاست.

بنابراين طرح اين‌گونه مباحث که بالاخره هر روز، حق و باطل در قالبي خونين و قهرآميز در تخاصم و تعارض‌اند، مغالطه‌اي بيش نيست، چرا که در مقابله با باطل، آنچه همواره لازم و بايسته است، معرفت و دانش است، و حق هميشه با صراحت دانش و صداقت منطق، پيروز و سربلند است. اين امر همواره در سيره نوراني پيشوايان هادي و هاديان صادق به وضوح ديده مي‌شود.

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: شنبه 4 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS