دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرعت و سبقت برای رسيدن به بهشت

No image
سرعت و سبقت برای رسيدن به بهشت

از نظر قرآن دنيا محل مسابقه انسان هاست که در اين مسابقه، هم بر سرعت تأکيد دارد و هم بر سبقت جويی؛ يعنی حتی پيش از آنکه ديگری به فکرش برسد کار خيری بکند، شما فکرش را کرده و کار را کرده باشيد.

خداوند می فرمايد: و برای نيل به آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که پهنايش به قدر آسمان ها و زمين است و برای پرهيزکاران آماده شده است، بشتابيد؛ همانان که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نيکوکاران را دوست دارد؛ و آنان که چون کار زشتی کنند يا بر خود ستم روا دارند خدا را به ياد می آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد و بر آنچه مرتکب شده اند با آنکه می دانند که گناه است پافشاری نمی کنند. (آل عمران، آيات 133 تا 135)

در اين آيات گفته شده که چگونه بايد شتاب و سرعت گرفت؛ اما مرد آن است که پيشگام در خيرات باشد و پيش از همه اقدام و عمل کند: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ؛ پس در کارهای نيک بر يکديگر پيشی گيريد.(آل عمران، آيه 148؛ مائده، آيه 48)

برای سرعت و سبقت جويی نبايد آرام نشست، بلکه بايد آن قدر سرعت و سبقت گرفت که به نفس نفس افتاد. خداوند می فرمايد: وَ فِي ذَلِکَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ برای اين بهشت های الهی و نعمت هايش مشتاقان بايد چنان بر يکديگر پيشی گيرند که به نفس نفس بيفتند.(مطففين، آيه 2)

وقتی اسبان در مسابقه سرعت می دوند تا از همديگر پيشی بگيرند چنان به نفس نفس می افتند که صداهای نفس هايشان شنيده می شود. کسی که در مسابقه دو شرکت می‌کند اين گونه است. اين آيه درصدد آن است که بگويد برای اينکه سرعت و سبقت به نهايت برسد بايد چنان باشيد که به نفس نفس بيفتيد؛ زيرا مقامات عالی هشت بهشت جز به تنافس و پيشی گرفتنی به دست نمی آيد.گمان نکنيد با سرعت معمولی می توانيد به اين بهشت ها و نعمت هايش برسيد. بلکه بايد همانند اوليای مقرب از معصومان(ع) چنان سرعت و سبقت بگيريد که به نفس نفس بيفتيد. پس به سوی کارهای خير با سرعت و پيشگامی تمام نفس زنان حرکت کنيد.

روزنامه كيهان، شماره 21570 به تاريخ 5/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS