دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه عمیر بن عدی برای کشتن عصماء

No image
سریه عمیر بن عدی برای کشتن عصماء

كلمات كليدي : تاريخ سريه، پيامبر(ص)، عمير بن عدي ، عصماء

نویسنده : هادي اكبري

"سریة" از ماده سرو به قطعه‌ای از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام ماموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]

عمیر بن عدی‌

"عمیر بن عدی بن خرشة بن أمیة بن عامر بن خطمة" فرزند "عدی" شاعر، یکی از شاعران عرب می‌باشد و برادرش "حارث" در جنگ احد کشته شد.[2] او منتسب به قبیله «بنی‌خطمه» و اولین کس از آنان بود که اسلام آورد.[3] او دارای ضعف بینایی بوده و لذا در برخی از رویدادها به همراه رسول خدا حضور نداشت؛[4] اما در برخی از روایات گفته شده که او نابینا بوده است.[5] او از آنجایی که بخشی از قرآن را حفظ بود در میان قبیله خود به قاری مشهور شده بود.[6]

علت وقوع سریه

"عصماء" دختر "مروان" از قبیله «بنى‌امیة بن زید»، که همسر "یزید بن زید بن حصن خطمى" بود، پیامبر اکرم(ص) را آزار مى‌داد و از اسلام ایراد مى‌گرفت و مردم را علیه پیامبر اکرم(ص) تحریک و تحریض مى‌کرد.[7] در نقلی دیگر آمده است که عصماء دختر مروان زنى از قبیله بنى‌امیة بن زید (از اهل مدینه) بود که مردى از «بنى‌خطمة» او را به زنى گرفته بود و چون جریان قتل "ابوعفک" را شنید، منافق شده و درباره عیبجوئى مسلمانان و دیانت مقدس اسلام اشعارى گفت‌.[8]

عمیر بن عدی به سوی عصماء

در بیست و پنجم ماه رمضان سال دوم هجرت،[9] "عمیر بن عدى" هنگامی که سخنان و اشعار عصماء را در مورد اسلام و پیامبر اکرم(ص) شنید و شوراندن مردم را علیه اسلام دید، گفت: پروردگارا، نذر مى‌کنم که اگر محمد را به مدینه بازگردانى، من عصماء را به قتل برسانم. (در برخی از نقلها نیز وارد شده است که رسول خدا(ص) او را برای انجام این سریه اعزام فرمود.)[10] هنگامی که پیامبر(ص) از جنگ بدر مراجعت فرمود، عمیر بن عدى در دل شب به خانه عصماء رفت. بعضى از بچه‌هاى او اطرافش خواب بودند و یکى از آنها شیر خوار و روى سینه او بود. عمیر با دست خود او را لمس کرده و کودکى را که شیر مى‌داد، از سینه او برداشت و شمشیرش را بر سینه عصماء گذاشته و چنان فشار داد که از پشت او بیرون آمد. پس از آن به مدینه آمده و نماز صبح را با پیامبر(ص) اقامه کرد. هنگامی که پیامبراکرم(ص) از مسجد بیرون آمد، نگاهی به عمیر انداخته و پرسیدند: آیا دختر مروان را کشتى؟ (از این سخن پیامبراکرم(ص) می‌توان این‌گونه برداشت کرد که عمیر بن عدی به دستور رسول خدا(ص) این ماموریت را انجام داده است) عمیر گفت: آرى پدر و مادرم فدایت گردند! در این هنگام عمیر ترسید که نکند با قتل عصماء مرتکب نافرمانى و خطا شده باشد، از این‌رو از رسول‌خدا(ص) پرسید: آیا با این قتل مرتکب گناه شده و مشکلی برایم پیش می‌آید؟ پیامبر(ص) فرمود: نه، به خاطر او حتى دو بز هم شاخ به شاخ هم نخواهند، گذاشت. (منظور پیامبراکرم(ص) آن بود که این مسأله ارزش سخن گفتن را نیز ندارد). این مثل براى اولین بار از پیامبر(ص) شنیده شد.[11]

یاری رسول خدا(ص)

پس از آن پیامبراکرم(ص) به اطرافیان خود نگریسته و فرمودند: هر گاه دوست داشتید به مردى نگاه کنید که خدا و رسول را از غیب یارى داده است، به عمیر بن عدى بنگرید. "عمر بن خطاب" هم گفت: به این کور بنگرید که چگونه در اطاعت خدا کوشا و سختگیر است! پیامبر(ص) فرمود: به او کور نگو، او بصیر و بیناست. هنگامی که عمیر از پیش رسول خدا(ص) برگشت، متوجه شد که پسران عصماء به اتفاق گروهى مشغول به خاک سپردن او هستند، آنها هنگامی که متوجه حضور عمیر بن عدی شدند که از مدینه مى‌آید، پرسیدند: اى عمیر، آیا عصماء را تو کشته‌اى؟ عمیر گفت: آرى، همه به من حمله کنید و مهلتم ندهید، سوگند به آن کسى که جان من در دست اوست، اگر همه شما هم آنچه را که او مى‌گفت بگویید، با این شمشیر همه شما را مى‌زنم تا کشته شوم یا همه شما را بکشم.[12]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS