دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سلام کردن

بخیل کسی است که از سلام بخل کند.
سلام کردن
سلام کردن

سلام کردن

قال الحسینُ(ع): «البَخِیلُ مَن بَخِلَ بالسَّلامِ» (تحف العقول، ترجمه احمد جنّتی، ص550)

سلام از «سَلِمَ» ضد خصومت و دشمنی و به‌معنای شدّت موافقتی است که هیچ‌گونه خلاف و نزاعی در بین نباشد. انقیاد، صلح، رضا و امثال آن از لوازم این معنی است. سلام به‌معنای سلامت است و «السلام علیکم» یعنی سلامت از جانب خدا بر شما [مخاطبان] باد.

سلام کردن هنگام برخورد با دیگران، ساده‌ترین، آسانترین، و ارزشمندترین وسیله برای ابراز ارادت، تکریم و تعظیم مخاطب و تحکیم پیوندهای اجتماعی است. سلام، نوعی تحیّت و درود است؛ اصل تحیّت به معنای درخواست حیات برای مخاطب است. در این بین فرقی بین حیات ظاهری، حیات باطنی، حیات مادی و یا حیات معنوی نیست. خداوند در قران کریم می‌فرماید:

«تَحِیَّتُهُم فیها سَلام»[1]

تحیّت بهشتیان، سلام است.

از این آیه استفاده می‌شود که تحیّت دارای انواعی است که سلام بهترین آنها است؛ به‌همین دلیل، بهشتیان آن‌را انتخاب می‌کنند. به این ترتیب سلام کننده به کمک سلام، حیات همراه با سلامت (یعنی کمالِ حیاتِ نازل‌شده از طرف خداوند را برای مخاطب)، درخواست می‌کند و در واقع معنای آن، سلامی از جانب خداوند است؛ چراکه سلام از اسماء حسنای خداوند است و او مبدأ هرگونه سلام و سلامت، است.[2]

اهمیّت و ارزش سلام تا آنجا است که بهشت -که سمبل نعمت، و آسایش و زندگیِ شیرینِ انسان است-، دارالسلام نامیده شده؛ که به‌نوبه خود، اهمیت سلامت و امنیت را می‌رساند. نخستین، مهمترین و عمومی‌ترین هدف هر نظام سیاسی، تأمین امنیت، سلامت و آرامش افراد یک جامعه است؛ که پس از فراغت از آن، می‌توان برای اهداف دیگر قدم برداشت.[3]

سلام کردن به همدیگر و درخواست سلام و سلامت، هنگام برخورد با یکدیگر، یکی از آداب اسلامی است که در روایات نسبت به آن تأکید فراوانی شده، به‌طوری که خداوند کسی را که از سلام کردن خودداری می‌کند، بخیل شمرده است. امام صادق (ع) در این‌باره می‌فرمایند:

«إنّ اللهَ عزَّوجَلّ قالَ: إنّ البَخِیلَ مَن یَبخَلُ بالسَّلام»[4]

خداوند می‌فرماید: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل کند.

در روایات نقل شده که مردی با امام حسین(ع) ملاقات کرد و بی‌مقدمه عرض کرد: چطورید؟ خدا به شما عافیت دهد. امام حسین(ع) خطاب به آن مرد فرمود: اول سلام بعد کلام، خداوند به تو عافیت دهد و سپس فرمود: تا کسی اول سلام نکرده به او اجازه سخن گفتن ندهید.[5] 

روزی پیامبر اکرم(ص) فرمودند: در بهشت، غرفه‌هایی وجود دارد که از خارج آن می‌توان داخل آن‌را دید و از داخل آن می‌توان خارج آن‌را دید. در این اتاق‌ها کسانی از امّت من سکونت پیدا می‌کنند که کلامشان پاکیزه است و به دیگران اطعام می‌کنند و سلام را افشا می‌کنند و در شب، نماز می‌خوانند در حالی‌که مردم خوابیده‌اند. علی(ع) فرمود: یا رسول‌الله! چه کسانی از امّت تو توانایی انجام این کار را دارند؟ پیامبر ضمن توضیح هریک از این موارد، در توضیح افشای سلام، فرمودند: مراد از افشای سلام این است که انسان از سلام کردن بر هیچ‌یک از مسلمانان، بخل نورزد.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. یونس/10.
  • [2]. جوادی آملی، عبدالله؛ ادب فنای مقربان، قم، اسراء، 1385، چاپ چهارم، ج1، ص89.
  • [3]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1380، چاپ دوم، ج3، ص255.
  • [4]. کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1365هش، ج2، ص645
  • [5]. حرّانی، ابن‌شعبه؛ تحف‌العقول، احمد جنتی، تهران، مرکز نشر و چاپ بین الملل، 1387، چاپ اول، ص546.
  • [6]. حر عاملی، محمدبن حسن؛ وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسه آل‌البیت، 1409هق، چاپ اول، ج12، ص60.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند.
Powered by TayaCMS