دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر و پیروزی

انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی دهد، هر چند زمان آن طولانی شود.
صبر و پیروزی
صبر و پیروزی

صبر و پیروزی

قال علی (ع):« لایَعدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ و إِن طالَ به الزَّمانُ »(نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 153)

هر انسانی در زندگی خود، اهدافی دارد؛ که به‌دنبال وسیله‌ای برای رسیدن به هدف و مطلوب خود است. همه انسانها در تشخیص این وسیله یکسان نیستند. کسانی که دارای واقع‌بینی نیستند، خیال می‌کنند تنها وسیله‌ای که آنها را به موفقیت و پیروزی می‌رساند، بخت و تصادف است. به خیال آنها، هر کسی، با یک بخت و شانسی به دنیا آمده است؛ اگر خوشبخت به دنیا آمده باشد، هیچ چیزی نمی‌تواند او را بد‌‌بخت کند و بر عکس اگر بد‌بخت و بدشانس به دنیا آمده باشد، هیچ چیزی نمی‌تواند او را خوشبخت کند؛ زیرا :

گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم و کوثر‌سفید نتوان کرد

در حالی‌که مسأله بخت و شانس، خیالی بیش نیست. خداوند هیچ کسی را ذاتاً خوشبخت و یا بدبخت نیافریده است.

برخی دیگر در جستجوی وسیله پیروزی و موفقیت، به علل و اسباب خیالی و غیر واقعی تکیه نمی‌کنند. آنها به عوامل موجود تکیه می‌کنند؛ ولی در میان عوامل موجود، خود را فراموش می‌کنند و همه توجّه و تکیه آنها به دیگران است. آنها می‌خواهند با پارتی‌بازی و توصیه دیگران، کارشان را پیش ببرند و تنها چیزی را که به حساب نمی‌آورند، شخصیت خودشان است. راه صحیح این است که انسان، شخصیت خود و استعدادهای خود را فراموش نکند. یکی از اموری که در موفقیت انسان بسیار موثر است، صبر و حوصله زیاد است. کم حوصلگی و کم‌صبری باعث می‌شود که انسان کاری را که استعداد و توانایی آن‌را دارد، با موفقیت انجام ندهد. در اثر صبر و حوصله است که انسان به هدف خویش و پیروزی نائل می‌شود.[1]

انسان، خواه ناخواه در طول زندگی خود با مسائلی رو‌برو است که مطابق میل او نیستند و سعی در برطرف کردن آن دارد. حتی گاهی انسان، بر اساس وظیفه شرعی خود، موظف است، با برخی از امور ناخوشایند زندگی مبارزه کند. به‌همین جهت، انسان باید با سعه صدر، مشکلات و گرفتاری‌های زندگی را پشت سربگذارد. حضرت عیسی(ع) در توصیه و سفارش خود به حوارین می‌فرماید : اگر می‌خواهید به مقامات عالی برسید، باید نسبت به امور مکروه و ناخوشایندی که برایتان پیش می‌آید بردبار و صبور باشید.[2]

    پی نوشت:
  • [1]. مطهری ، مرتضی؛ حکمتها و اندرزها ، تهران ، صدرا ،چاپ یازدهم ، 1379هش ، ص209
  • [2]. مصباح یزدی ، محمد تقی ، پندهای امام صادق (ع) به ره جویان صادق ، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، 1381هش ، ص206

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS