دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر یا کیمیای اعظم

No image
صبر یا کیمیای اعظم

سخنم را با این داستان شروع می‌کنم: لقمان به زیارت حضرت داوود(ع) آمد و دید او به درست کردن و بافتن زره مشغول است، لقمان که قبلا چنین چیزی ندیده بود نمی‌دانست او چه می‌سازد، سکوت و صبر کرد و همچنان به تماشا کردن‌اش ادامه داد، تا اینکه حضرت داوود(ع) یک زره را به طور کامل بافت، سپس برخاست و آن را پوشید و به لقمان گفت: «به راستی چه وسیله دفاعی خوبی برای جنگ با دشمنان است.» لقمان گفت: «صبر نیز یار و پناه خوب و برطرف‌کننده اندوه است.» به راستی صبر و مقاومت کیمیایی اعظم و خمیرمایه پیروزی‌ها و رشد و پیشرفت‌هاست. باید توجه داشت که صبر به معنی تحمل در برابر ظالم، و دست روی دست نهادن در برابر شکست‌ها نیست، بلکه واژه صبر در لغت به معنی عزم جزم برای انجام عمل است. بنابراین معنی درست بر ضد تحمل عجزآمیز است، و معنی حقیقی آن مقاومت و استقامت در کوران‌های حوادث و در برابر گناهان و شداید بوده و باعث ایجاد روحیه قوی در راه اهداف عالیه انسانی و انجام وظیفه می‌شود. بر همین اساس قرآن می‌فرماید: «و هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه کنند.» بنابراین اگر صبر در اسلام به معنی تحمل عجزآمیز بود، موجب ضعف می‌شد نه اینکه روحیه انسان را ده برابر نیرومندتر و مقاوم‌تر کند. رسول خدا(ص) فرمود: «صبر و استقامت، مرکب نیکی است، خداوند به بنده‌اش چیزی که بهتر و نیرومندتر از صبر و استقامت باشد نداده است.» حضرت علی (ع) می‌فرماید: « صبر و استقامت برترین زیور ایمان، و از شریف‌ترین خوی‌های انسان است.» امام صادق(ع) در ضمن گفتاری فرمود: « کسی که صبور و استوار نباشد، شایسته آن نیست که در شمار افراد کامل شمرده شود.» و از سخنان حضرت علی(ع) است: « ارزش‌ها و مقام‌های عالی در پرتو صبر و مقاومت، به دست می‌آید.» امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه شخصی از مؤمنان به بلایی گرفتار شود و در این راستا صبر و استقامت کند، پاداشی همچون پاداش هزار شهید را دارد.» نظیر این مطلب نیز از آن حضرت نقل شده است. از گفتار پیشوایان فهمیده می‌شود که صبر و استقامت سه گونه است: 1ـ صبر در برابر ناملایمت‌‌ها 2ـ صبر در راه اطاعت 3ـ صبر در برابر گناه. از اقسام صبر و برترین صبر، صبر جمیل است، چنانکه یعقوب(ع) در برابر عمل بیرحمانه فرزندانش نسبت به فرزند دیگرش حضرت یوسف(ع) فرمود: «صبر زیبا و نیک می‌نمایم.» و خداوند خطاب به پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: «پس صبر جمیل پیشه کن.» از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده‌ است: «صبر جمیل، صبری است که در آن شکایت به مردم نباشد.» و از گفتار پیامبر(ص) است که: «سه چیز از نشانه‌های صبر و استقامت است؛ 1ـ انسان روحیه‌اش را کسل نکند. 2ـ روحیه‌اش را خسته و پژمرده ننماید 3ـ به درگاه خدا شکایت نکند، زیرا کسالت موجب تباهی حق شده و خستگی و پژمردگی موجب ناشکری و شکایت از پروردگار موجب نافرمانی از او خواهد شد.» نمونه‌ای از صبر و مقاومت: صبر و استقامت در زندگی درخشان پیامبر(ص) به قدری آشکار و گسترده بود که در سراسر زندگیش در عرصه‌های مختلف دیده می‌شد. برای نمونه، آن حضرت در سال‌های آغاز بعثت آنچنان شاگردان صبور و پراستقامت پرورانده بود که در برابر سخت‌ترین شکنجه‌ها استقامت می‌کردند، افرادی مانند: بلال حبشی، عمار یاسر، یاسر، سمیه و...تا آنجا که یاسر پدر عمار، و سمیه مادر عمار تحت شکنجه به شهادت رسیدند. یاسر و سمیه با اینکه در سن پیری بودند، آنچنان مقاومت کردند، که داغ حسرت عجز در برابر دشمنان را در دل آنها نهادند و سرفرازانه شهد شهادت نوشیدند. روزی پیامبر(ص) در کنار آنها که شکنجه می‌شدند عبور کرد، خطاب به آنها فرمود: «ای آل یاسر! صبر و مقاومت کنید که وعده‌گاه شما بهشت است.»(16) در فراز دیگر می‌خوانیم: سران شرک توسط ابوطالب برای پیامبر(ص) پیام دادند که دست از کار خود (تبلیغ اسلام) بردار، و در این پیام شدیدترین تهدیدها را کردند و در ضمن گفتند اگر محمد(ص) با ما مماشات و سازش کند، عالی‌ترین مقام‌ها را در اختیارش می‌گذاریم وگرنه در سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار خواهد گرفت... ابوطالب پیام آنها را به پیامبر(ص) رسانید، پیامبر(ص) به ابوطالب فرمود: «ای عمو! اگر مشرکان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند تا من دست از تبلیغ اسلام بکشم، هرگز چنین نکنم تا اسلام پیروز گردد و یا در این راه کشته شوم.» ابوطالب پیام پیامبر(ص) را به مشرکان ابلاغ کرد و قاطعانه به مشرکان گفت: «سوگند به خدا محمد(ص) هرگز دروغ نگفته، بنابراین تسلیم نمی‌شود، بروید و در حالی که تسلیم به اسلام شده‌اید برگردید.» به امید آن که از روحیه عالی و صبر و مقاومت استوار و خلل‌ناپذیر پیشوایان در همه ابعاد زندگی، سازنده‌ترین درس‌ها را بیاموزیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS