دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صدق رفتاری

No image
صدق رفتاری

تطابق يا عدم تطابق گفتار يك فرد با حقيقت و در نتيجه، اطلاق وصف صادق يا كاذب به او، تنها موضوع بخشي از آيات مرتبط با صدق است؛ چرا كه صدق مفهوم گسترده تري دارد، معناي صدق در اينجا، در ارتباط مستقيم با فاعل فعل و تحليل نيست، بلكه چگونگي عملكرد اوست. بنابراين، اين معني از يك سو، در كنار مفاهيمي‌همچون: وفا، امانتداري، پايداري بر پيمان و اخلاص مي‌باشد و از سوي ديگر، در تقابل با مفاهيمي ‌نظير: نقض عهد، خيانت، فريب و نفاق قرار مي‌گيرد. براي فهم بهتر ارتباط موجود بين صدق و اين مفاهيم بايد توجه داشت كه با لحاظ كردن گوينده و نيت او، سه حالت زير قابل تصور است: 1. گفتار يك شخص ممكن است از جهتي صدق و از جهت ديگر كذب باشد؛ زيرا صدق به معناي مطابقت گفتار شخص با درون او و با واقعيت، هر دو با هم است و چنانچه يكي از اين دو شرط نقض شود، گفته به‌طور كامل صادق نخواهد بود، بلكه از يك نظر صدق و از نظر ديگر كذب مي‌باشد. بنابراين، ممكن است يك فرد با وجود تطابق گفته‌اش با حقيقت، كاذب خوانده شود، به اين دليل كه چيزي را كه مي‌گويد با درونش مطابقت ندارد و تنها آن را بر زبان جاري ساخته است. بارزترين نمونه در اين مورد، شهادت منافقان به رسالت پيامبر‌(ص) است: «وقتي منافقان نزد تو آمدند، گفتند: شهادت مي‌دهيم كه تو رسول خدا هستي و خداوند مي‌داند كه تو رسول او هستي و خداوند شهادت مي‌دهد كه منافقان دروغگويند.» رسالت پيامبر‌(ص) امري است كه سراسر قرآن آن را بیان می‌کند و هيچ شك و شبهه‌ای در آن نيست، اما وقتي نوبت به منافقان و شهادت آن‌ها بر اين امر حق فرا مي‌رسد، خداوند پس از تأكيد بر شهادت خود درباره حقانيت رسالت ايشان از جانب خود، بر كاذب بودن منافقان شهادت مي‌دهد. در واقع خداوند آنان را در اينكه مي‌گويند به رسالت پيامبر‌(ص) اعتقاد دارند، كاذب به شمار مي‌آورد. امام باقر‌(ع) منافقان مذكور در آيه را قومي‌معرفي كردند كه شهادت حق دادند، در حالي كه دروغگو بودند. 2. براي دستيابي به ويژگي هايي چون وفا، امانتداري و اخلاص، سخن حق گفتن و ادعايي مطابق با واقع نمودن، در ابتداي كار، شرط لازم است، اما كافي نيست. چه بسا ممكن است فردي به هنگام سوگند، در گفتار خود هم صادق به معناي اول باشد، يعني بر مطلب حقي سوگند بخورد و هم اينكه به آن اعتقاد داشته باشد، اما به علت سختي‌ها و مشكلات يا وسوسه‌های شياطين نتواند بر سوگند يا قول خود پايدار بماند و در نتيجه، عهد خود را بشكند، يا در امانت خيانت نمايد. چنين فردي نيز در عرف قرآن كاذب ناميده مي‌شود: «آيا مردم تصور مي‌كنند كه وقتي بگويند ايمان آورديم، رها مي‌شوند و امتحان نمي‌شوند؟ ما گذشتگان آنان را امتحان كرديم تا خداوند راستگويان و دروغگويان را معلوم گرداند.» انسان‌های مورد نظر در اين آيات با منافقان تفاوت دارند؛ زيرا اهل نفاق از همان ابتدا به دروغ اظهار ايمان كرده، تنها قصد استهزاء دارند و خود نيز بر كذب و عدم ايمانشان به خدا و رسول واقفند. در حالي كه، با توجه به سبب نزول آيه اين افراد در ابتدا بدون هيچ غرض نادرستي به زبان اظهار ايمان نموده‌اند و اينك بايد ديد آيا پس از مبتلا شدن به فتنه‌های دنيا باز هم بر ايمان خود باقي مي‌مانند يا خير؟ كه در حالت اول، صادق و در حالت دوم، كاذب خواهند بود. 3. در دو حالت قبل، با وجود صدق مخبر، به دليل تفاوت بين گفته و اعتقاد، يا عدم توانايي بر عملي كردن ادعا، از سوي قرآن كاذب ناميده شد. اما گاهي هم خبر كاذب و غير مطابق با واقع است و هم مخبر در نيت خود غيرصادق. به اين معني كه فاعل فعل در اين حالت قصد دارد امري باطل را به گونه‌ای جلوه دهد كه ديگران آن را حق تصور كنند. نمونه بارز اين قسم، فريب شيطان است. شيطان با توسل به كذب، اغواگري و تزيين اعمال، همواره درصدد گمراه كردن انسان‌ها برمي‌آيد و امر را چنان مشتبه مي‌سازد كه هر انساني به هنگام پذيرش آن، گويي به صدق او اعتقاد پيدا مي‌كند. چنانكه آمده است: «و براي آنها قسم ياد كرد كه من براي شما ناصح هستم.» او بر خيرخواهي و دلسوزي خود نسبت به آدم‌(ع) و حوا سوگند ياد كرد، در حالي كه اين سوگند تنها ابرازي براي فريب و وارونه جلوه دادن حقيقت درخت ممنوعه بود. او از طريق همين فعل غيرصادقانه، موجبات هبوط آدم‌(ع) را فراهم ساخت. از نمونه‌های بارز افرادي كه صدق رفتاري دارند، افرادي هستند كه در اين آيه معرفي شده‌اند: «نيكوكاري به اين نيست كه روي به جانب مشرق و مغرب كنيد و ليكن نيكوكار كسي است كه به خدا، روز قيامت، ملائكه، كتاب و پيامبران ايمان داشته باشد و مال را با وجود علاقه مندي و نياز به آن، به خويشاوندان، يتيمان، بيچارگان، در راه ماندگان و فقيران و نيز در راه آزاد كردن بندگان انفاق نمايد، و نماز به پا دارد و زكات بپردازد و نيز وفا‌كنندگان به عهد، هرگاه عهد ببندند و صبر‌كنندگان در هنگام گرسنگي و ترس و بيماري مي‌باشند. اينان كساني هستند كه راست گفتند و همين‌ها متقيان هستند.» آيه، ضمن بيان ويژگي‌های ابرار و افراد نيكوكار، آنان را صادق و متقي مي‌خواند. به عبارت ديگر، انساني صادق است كه نيكوكار و داراي اعمال فوق باشد؛ يعني بين گفتار و اعتقاد او با اعمالش هماهنگي كامل برقرار باشد.

ذکر خدا، راه رهایی از گناه

کسی که از خود غافل شود شیطان از او غافل نیست، پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد. امام صادق(ع) می‌فرمایند: شیطان توان وسوسه کردن بنده‌ای را ندارد، جز آنکه او از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند. و نیز آن حضرت فرمود: هرگاه شیطان وسوسه‌ات می‌کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توکل کن) که او به کمک حق بر (در برابر) باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود «شیطان بر مؤمنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه‌ای ندارد.» امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: مطمئن‌ترین فرصت برای تهاجم شیطان، زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهی مانند عجب و خودپسندی و خودبسندی و ... شده و مدح و ثناگویی و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد (و از این حالت‌ها به خدا پناه نبرد).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS