دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عزت حقیقی؛ مختص خدا‌

«و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین؛ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند بزودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»(غافر/60).
عزت حقیقی؛ مختص خدا‌
عزت حقیقی؛ مختص خدا‌
نویسنده: علی مهدوی
 

«و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین؛ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند بزودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»(غافر/60).

نعمت ارتباط با حضرت حق، نعمتی بس عظیم است که به انسان ارزانی شده است تا هر زمانی که بخواهد، بدون احتیاج به وساطت دیگران، با خدای خود سخن بگوید. اظهار تذلل، مسکنت و عجز، مهمترین رکن دعا و مناجات با پروردگار و روح عبودیت است. مناجات امیرالمومنین علی(ع) در مسجد کوفه، نمونه کاملی از اظهار تذلل و عجز به درگاه الهی است. در فرازی از این مناجات، امیرالمومنین(ع)، خداوند را با وصف «عزیز» و انسان را با وصف «ذلیل» توصیف نموده است: «انت العزیز و انا الذلیل و هل یرحم الذلیل الاالعزیز». مطابق برخی از آیات قرآن، عزت حقیقی و ذاتی تنها در انحصار ذات الهی است: «ان العزه لله جمیعاً» (یونس/65)، لکن در برخی از آیات، عزت به غیر خدای سبحان نیز نسبت داده شده است، مانند: «و لله العزه و لرسوله و للمومنین» (منافقون/8). ‌

این دو دسته از آیات با هم تضادی ندارند، چون دسته اول درباره عزت ذاتی است و خداوند تعالی را عزیز بالاصاله و منشا عزت مخلوقات می‌داند، در حالی که آیات دسته دوم، به عزت تبعی و عرضی نظر دارد و پیامبر(ص) و مومنین را عزیز بالطبع می‌داند، بنابراین خداوند ذاتاً عزیز است و به هر کس که عزت ببخشد، عزیز می‌شود. بر این اساس بسیاری از روایات، خدای سبحان را تنها منبع عزت بخشی معرفی می‌کند که طلب عزت از غیر او نتیجه‌ای جز خواری و ذلت ندارد: «فکم قد رایت یا الهی من اناس طلبوا العز بغیرک فذلوا»؛ «العزیز بغیر الله ذلیل».‌آیین عزت بخش اسلام نیز، به پیروان خود سفارش می‌کند که تنها در برابر خدا ذلیل باشند تا نزد مردم به عزت برسند: « ذللنی بین یدیک و اعزنی عند خلقک»، اما نزد غیر او هرگز خود را ذلیل نکنند.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «ن الله عز و جل فوض لی المومن اموره کلها و لم یفوض الله ان یکون ذلیلاً اما تسمع قول الله عز و جل یقول: و لله العزه و لرسوله و للمومنین، فالمومن یکون عزیزاً و لایکون ذلیلاً؛ خداوند تمام امور مومن را به او واگذار کرده است، جز اینکه به او اجازه نداده است خود را ذلیل کند، آیا سخن خدا را نشنیده ای که فرمود: عزت از آن خدا و رسولش و مومنین است. پس مومن همیشه عزیز است نه ذلیل» از این روست که امیرالمومنین(ع) هنگامی که در پیشگاه الهی به عرض نیاز و اظهار بندگی می‌پردازد، خود را «ذلیل» می‌خواند؛ چه اینکه: «کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل»، لکن در مواجهه با سایر مردم، دستور عزتمداری صادر کرده، می‌فرماید: «و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً؛ عبد دیگری (غیر خدا) مباش، چرا که خداوند تو را آزاد آفریده است»

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS