دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم بی منفعت ،قلب خدانترس،و تقوای نداشته

رسول گرامی اسلام که درود و رحمت الهی بر او و خاندان پاکش باد، می فرماید: به خدا پناه می برم از علمی که هیچ نفعی نداشته باشد و از قلبی که در آن خداترسی و تقوا وجود نداشته باشد. (بحار، ج 83، ص 94)
علم بی منفعت ،قلب خدانترس،و تقوای نداشته
علم بی منفعت ،قلب خدانترس،و تقوای نداشته

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):

« اَعوذُ بِک مِن علمٍ لا یَنفَع، و قلبٍ لا یَخشَع ، و نفسٍ لا تَشبع»

رسول گرامی اسلام که درود و رحمت الهی بر او و خاندان پاکش باد، می فرماید: به خدا پناه می برم از علمی که هیچ نفعی نداشته باشد و از قلبی که در آن خداترسی و تقوا وجود نداشته باشد. (بحار، ج 83، ص 94)

علم اخلاق که متکفل اثبات ارزشی بودن، خیر بودن، ملایم با روح بودن و کمال روح بودن جهان بینی توحیدی می باشد، دانشها رابه سه دسته تقسیم می‌کند. برخی نافع هستند و سودمند مانند علم طب و علم فقه؛ برخی دیگر نه تنها نفع نمی رسانند، بلکه ضرر هم دارند مانند علوم کفر آمیز و الحادی و دسته ای دیگر، نه نفع می رسانند و نه ضرر مانند تارخی برخی از اقوام جاهلی که هیچ نکته آموزنده ای در دانستن آن وجود ندارد و هیچ اثر فقهی هم بر آن مترتب نیست. و اگر چه برخی از بخشهای علم تاریخ و دانستن نسب افراد، دارای فواید بسیاری است و از علوم نافع شمرده می شود اما آشنایی با قواعد علمی مربوط به انساب و تاریخ اقوامی که آثار علمی یا صنعتی و هنری از خود به یادگار نگذاشته اند ، تضییع عمر و مصداق علمی است که رسول خدا(ص) و امام کاظم(ع) درباره آن فرموده اند: «لایضر من جهله و لا ینفع من علمه».[1]

برخی از علوم نیز اگرچه خودشان فی نفسه نافع هستند ولی به این علت که به مرحله عمل ننشسته اند، از دایره علوم نافع خارج شده اند. چنانچه مولای دو جهان امیر مومنان حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «لا تجعلوا عملکم جهلا و یقینکم شکّا، اذا عَلِمتم فاعملوا و اذا تیقّنتُم فاقدموا».[2] در عالم، بسیاری از دانشمندان وجود دارند که در عین حال که عالمند، جاهلند. اینها عالمانی هستند که علم را برای مقامهای دنیا، جلب توجه و احترام مردم و برخورداری از زرق و برق بیشتر طلب می‌کنند. اینها خود را ارزان فروخته اند و عالمانی هستند که عقل ندارند گرچه علم بسیاری داشته باشند. اینها، چون عاقل نیستند، کشته جهل خویش هستند. « رب عالم قد قتله جهله و علمه معه لا ینفعه».[3]

انسانی که دارای جهان بینی اسلامی و توحیدی است، تنها به دنبال یادگیری دانشهایی است که برای او سودمند است. عمرش برای او بسیار ارزش دارد. آنها ابتدا سخن های گوناگون را می شنوند و سپس تشخیص می‌دهند که کدام زیانبار است و کدام یک نافع و سودمند. و انگاه به آنچه نافع است دل می سپارند و گوش فرا می‌دهند. چنانچه در آیه شریفه 10 سوره ملک به این مسئله به زیبایی اشاره شده است: « فبشر عباد * الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه».[4]

  • [1]- بحار الانوار، ج1، ص 94.
  • [2]- نهج البلاغه، حکمت 274.
  • [3]- نهج البلاغه، حکمت 107.
  • [4]- برگرفته از تفسیر موضوعی قرآن کریم، نوشته آیت الله جوادی آملی، ج 10،ص 21- 23.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS