دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عن النبی(ص): «طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته، طُوبی لِلمُقیمینَ عَلی مَحَبَّته...»

پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «خوشا به حال صبر کنندگان در غیبتش[امام زمان]! خوشا به حال اقامت کنندگان بر محبتش!...» (ینابیع المودّة ، ج 2، ص 388)
عن النبی(ص): «طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته، طُوبی لِلمُقیمینَ عَلی مَحَبَّته...»
عن النبی(ص): «طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته، طُوبی لِلمُقیمینَ عَلی مَحَبَّته...»

عن النبی(ص):

«طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته، طُوبی لِلمُقیمینَ عَلی مَحَبَّته...»

(ینابیع المودّة ، ج 2، ص 388)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«خوشا به حال صبر کنندگان در غیبتش[امام زمان]! خوشا به حال اقامت کنندگان بر محبتش!...»

توضیح:

«خوشا به حال محبان مهدی»

عن النبی(ص):

«طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته، طُوبی لِلمُقیمینَ عَلی مَحَبَّته، اولئکَ الّذین وَصَفَهُمُ اللهُ فِی کتابِهِ وَ قال: (هدًی لِلمتّقین الّذینَ یُومِنونَ بِالغَیبِ[1])» [2]

پیامبر اسلام(ص) فرمود:

«خوشا به حال صبر کنندگان در غیبتش! خوشا به حال اقامت کنندگان بر محبتش! همانان که خداوند در کتابش چنین وصفشان فرموده است: ([قرآن]هدایتی برای پرواپیشگان است؛ همانان که به غیب ایمان و باور دارند)

چون آن یگانه دوران را بشناسیم، عشق و محبت فطر‌ی‌اش در قلب و جان ما شعله‌ور می‌شود و ما را از مقام «مهدی شناسی» به «مهدی محبی» می‌رساند. اصل محبت و دوستی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) امری فطری و قلبی است که در روح و جان پاکزادان به ودیعت نهاده شده است. تنها ناپاکزادگانند که از این محبت به طور کامل بی‌بهره‌اند، چنانچه امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

«هر کس در قلب خویش، محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) را یافت، خداوند را بر نخستین نعمت که نعمت پاکزادی است، شکر نماید».

اما آنچه از ما خواسته‌اند، پرورش و عمق بخشیدن به این محبت و رساندن آن به درجه «مودت» است.

مودت، محبتی است که سراسر وجود انسان را دربرمی‌گیرد و بر نیات و رفتار و گفتار محب تاثیر گذارد و این همان چیزی است که خداوند متعال به عنوان اجر رسالت از ما طلب کرده است:

«بگو بر رسالت خویش از شما پاداشی نمی‌خواهم، جز مودت اهل بیتم»

مقام «مودت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» همان مقام اقامت در محبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) صاحبان این مقام را در حدیث فوق می‌ستاید و مصداق اصلی «پروا پیشگان و غیب باوران» را «مقیمان محبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» معرفی می‌فرماید.

  • [1] . بقره (2)، 2 و 3.
  • [2] . حنفی قندوزی، ینابیع الموده ، ج 2، ص 388.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS