دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عنایت الهی

عنایت الهی
عنایت الهی

كلمات كليدي : عنايت الهي، عنايت ذاتيه، عنايت فعليه، نظام احسن

نویسنده : احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

عنایت در لغت مصدر عنی یعنی و به معنای توجه کردن، اهمیت دادن و سستی نکردن است.[1]عنایت در اصطلاح فلاسفه[2] دو کاربرد دارد:

1- عنایت ذاتیه

2- عنایت فعلیه

عنایت ذاتیه: از صفات ذاتی خدا محسوب شده و به علم خداوند برگشت می‌کند. در تعریف عنایت ذاتیه گفته شده است: التفات و اعتناء و توجه به فعل، در حالی که این عنایت قبل از تحقق فعل است. (نظیر علم خداوند به مخلوقات قبل از پیدایش و خلق آنها)

معنای روان و فشرده عنایت ذاتی این است که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات، به همه جوانب فعلش اهتمام دارد به گونه‌ای که مخلوقات همه خصوصیات ممکنه را داشته باشند. (البته این معنای از عنایت باید به گونه‌ای تفسیر شود که فقط مرحله قبل از ایجاد فعل را شامل شود).

عنایت ذاتیه دو لازمه دارد:

الف) عدم ترک فعل

ب) انجام فعل در اعلی مراتب صحت و اتقان

لازمه دوم همان عنایت فعلیه است که تفصیل آن را بیان می‌کنیم. عنایت ذاتی خداوند، ‌در حقیقت علت عنایت فعلی خدا نیز می‌باشد.

عنایت فعلیه: این عنایت از صفات فعلی خداوند محسوب شده و به معنای اتقان و استحکام صنع خداوند است؛ به گونه‌ای که هر مخلوقی از مخلوقات خداوند دارای همه خصوصیات ممکن و متصور، در بالاترین و زیباترین حد کمال باشد. به گونه‌ای که هیچ‌گونه اهمال و سستی در خصوصیات ممکنه آن وجود نداشته باشد. به عبارتی عنایت فعلی همان اهتمام فعلی خداوند است. و به عبارت سوم، عنایت فعلی خدا عین فعل اوست که در خارج با کمال اهتمام و به دور از هر گونه اهمال و سستی واقع شده است.[3] لازمه این عنایت، همان نظام احسن است.

اثبات عنایت خداوند

1- اثبات عنایت ذاتی خداوند؛ که در حقیقت اثبات علم خداوند (قبل از ایجاد) به همه خصوصیات و جوانبش است. استدلال بر عنایت ذاتی خداوند به صورت منطقی از این قرار است:

الف) خداوند متعال به همه موجودات با تمام خصوصیاتشان عالم است.

ب) علم خداوند عین ذاتش است.

ج) ذات خداوند علت جمیع موجودات با تمام خصوصیاتشان است.

د) پس علم خداوند (علم ذاتی قبل از ایجاد) علت همه موجودات با تمام خصوصیاتشان است. (همان عنایت ذاتی خداوند است)[4]

به عبارتی علم ذاتی خداوند قبل از ایجاد، علم انفعالی نیست بلکه علم فعلی است (فعلی در مقابل انفعالی نه در مقابل ذاتی) که خود منشا پیدایش مخلوقات است.[5]

2- اثبات عنایت فعلی خداوند؛ که همان ایجاد نظام احسن است از راه‌های متفاوتی قابل اثبات است.[6]یکی از این استدلال‌ها به صورت منطقی از این قرار است:

الف) خداوند عالم مطلق، قادر مطلق، خیر محض و فیاض مطلق است.

ب) خداوند علم به نظام احسن دارد.

ج) نظام موجود، بهترین نظام ممکن و به عبارتی نظام احسن است؛ زیرا اگر خدا عالم را به بهترین وجه ممکن و به نحو نظام احسن، خلق نکرده باشد از چند حال خارج نیست:

1- خدا علم به نظام احسن نداشته باشد.

2- خدا قدرت بر ایجاد آن نداشته باشد.

3- خداوند بخیل باشد.

4- خداوند آن نظام را دوست نداشته باشد.

د) هر چهار قسم باطل است. زیرا هیچ کدام از این ویژگی‌ها در خدا وجود ندارد. چون این ویژگی‌ها نقص هستند و هر گونه نقصی بر واجب الوجود بالذات محال است.

هـ) نتیجه: پس عالم موجود را خداوند به بهترین وجه و بر طبق نظام احسن خلق کرده است.[7]

مسأله شرور

چنان که پیداست لازمهٔ عنایت ذاتیه، عنایت فعلیه یا همان نظام احسن است و نظام احسن، یعنی نظام موجود در ممکنات به گونه‌ای است که هر موجود، بتواند به بهترین وجه ممکنِ خود برسد و این نکته خود موجب شده است که شبهه‌ای مطرح شود و آن اینکه این شروری که در عالم مادّی موجود است آیا با نظام احسن یا عنایت فعلی خداوند منافات ندارد؟

پاسخ این شبهه در بحث جداگانه‌ای تحت عنوان"مسألهٔ شرّ"[8] مطرح شده است و اجمال آن این است که شرور دو قسم‌اند:

الف – شر اخلاقی: که عبارت است از شرّی که عوامل انسانی در آنها دخالت دارد مانند: قتل، دزدی و...

ب – شرطبیعی: که عبارتست از شری که عوامل انسانی در آنها دخالت ندارد مانند: سیل، زلزله و...

در پاسخ به شرور اخلاقی، پاسخ اصلی این است که این شرور لازمهٔ اختیار انسانی است. به این معنا که خداوند اراده کرده است که انسان با اختیار خود به بالاترین درجات کمال برسد و این خود بالاترین کمال است، هر چند لازمهٔ این کمال آن است که خداوند مانع افعال اختیاری انسان نشود. حتی برخی از متکلمان مسیحی مانند" الوین پلنتینگا " نیز این جواب را به نحو شایسته پذیرفته و تبیین نموده است[9].

اما نسبت به شرور طبیعی از طرف متفکران مسلمان و متفکران غیر مسلمان پاسخ های گوناگونی داده شده است. یکی از مهم‌ترین پاسخها این است که این شرور اندک، لازمهٔ آفرینش جهان مادّی هستند. اگر بخواهیم این همه خیر در عالم وجود داشته باشد، لاجرم در کنار این خیرات کثیره، یک سری شرور اندک نیز باید موجود باشد که از تزاحم عوامل طبیعی با یکدیگر حاصل می‌شوند و البته این شرور نسبی بوده و در مقایسه با خیرات کثیره، بسیار اندک هستند؛ یعنی در برابر شرور طبیعی باید گفت: در برابر خداوند دو گونه متصور و ممکن است:

1-عالم را خلق نکند.

2-عالم را خلق کند. (همراه این شرور اندک)

چنان که گذشت عدم خلق خداوند با فیاضیت او منافات دارد؛[10] چون خدایی را که فلاسفه و متکلّمان اثبات می‌کنند فیاض علی الاطلاق است و معقول نیست که به خاطر شروری اندک، فیض خود (که شامل این همه خیر در عالم است) را دریغ کند.

مقاله

نویسنده احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS