دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غرور

امام صادق (ع) فرمودند: انسان مغرور در دنیا مسکین و بیچاره است و در آخرت مغبون؛ چرا که متاع برتر را به متاع پست تر فروخته است.
غرور
غرور

غرور

قال صادق(ع): «المغرور فی الدنیا مسکین فی الآخرة، مغبون لانه باع الافضل بالادنی»(میزان الحکمه، جلد3، صفحه 2237)

غرور در اصطلاح عبارتست از موافقت روح انسان با آنچه موافق هوای نفسانی است.[1] هر کس را اعتقاد بر این باشد که بر راه خیر است و حال آنکه چنین نباشد، آن شخص مغرور است.[2] غرور انسان را از خدا دور می‌کند و به شیطان نزدیک می‌سازد، واقعیت‌ها را در نظر او دگرگون می‌کند و همین امر سبب خسارت‌های شدید مادی و معنوی می‌گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می‌شوند.

قرآن کریم در نکوهش این صفت رذیله آیات متعددی را بیان میفرماید از جمله در سوره نساء می‌فرماید:

یعِدُهُمْ وَیمَنِّیهِمْ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلاَّ غُرُورًا[3]

(شیطان به آنان وعده مى‌دهد و ایشان را در آرزوها مى‌افکند و جز فریب به آنان وعده نمى‌دهد)

که سیاق آن بر طبق نظر مفسران علت برای آیه قبلی آن است که می‌فرماید: فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِینًا؛

حال چه خسران و زیانی بالاتر از اینکه انسان سعادت حقیقی را با وعده‌های دروغین و آرزوهای موهوم عوض ‌نماید وعدهایی که در سوره نور آیه 39 به سرابی نشبیه شده‌اند که هر چه فرد تشنه به دنبال آن می‌رود به آن نمی‌رسد.[4]

علایم غرور

از نشانه‌های غرور این است که به حلال و حرام الهی، احترام به بزرگان و محبت به دوستان، بستگان و زیردستان، اهمیت نداده با صدای بلند و قهقه می‌خندند و با داخل شدن در حرف دیگران و نگاه‌های تحقیرآمیز هویت خویش را نمایان می‌سازند.

ولی گاه حالت غرور مخفی است و به این سادگی خود را نشان نمی‌دهد بلکه با دقت می‌توان به وجود چنین صفتی در خویشتن و یا دیگران پی برد. مانند اینکه بعضی افراد پس از مدت کوتاهی درس استاد را رها می‌کنند و خود را مستغنی و بی نیاز می‌دانند، یا مانند کسی که علاقه شدیدی در خود به انزوا و گوشه گیری از مردم احساس می‌کند و ممکن ست بهانه آن را آلوده نشدن به مجالس غیبت و گناه و مانند آن ذکر کند در حالی که با دقت می‌یابیم که عامل اصلی، غرور است. آری نه تنها غرور، بلکه بسیاری از صفات رذیله گاهی در زوایای روح انسان پنهان می‌شوند و خود را به صورت فضایل نشان می‌دهند.

پیامدهای غرور

غرور پیامدهای سوء فردی و اجتماعی بی شماری در زندگی انسان دارد. چشم انسان را به حقایق عالم می‌بندد و او را از درک درست حوادث اجتماعی باز می‌دارد همانطور که حضرت امیر(ع) مستی غرور را از مستی شراب سخت‌تر می‌داند. غرور فرد را تا مرز شکست و عقب افتادگی در همه زمینه‌ها از جمله سیاسی، نظامی،اقتصادی و ... پیش خواهد برد. فرد مغرور در امور خویش عاقبت اندیشی ندارد.

آنچه که بر تمام موارد یاد شده مترتب است و در انتهای کار مغرورین ظهور و بروز می‌یابد پشیمانی بر عمر رفته است و زمانی از خواب و خیال بیرون می‌آید که دیگر فرصتی وجود ندارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS