دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتح قم

No image
فتح قم

كلمات كليدي : فتح قم، احنف بن قيس، ابوموسي اشعري، 23 هجري

نویسنده : يدالله حاجي زاده

شهر مذهبی قم که امروزه، در 145 کیلومتری جنوب شهر تهران بر سر جاده اصفهان واقع است،[1] از نواحی قدیمی ایالت ماد یا جبال بوده است. در دوره ساسانی، قباد (531م) اصلاحات مذهبی و عمرانی زیادی در این منطقه انجام داد.[2] که باعث توسعه کشاورزی و فرهنگی و سیاسی ناحیه قم شد.

بیشتر مورخان فتح قم را به دست مسلمانان در سال 23 هجری و در زمان عمر ذکر کرده‌اند.[3] در تاریخ قم آمده است: «در اوایل قرن اوّل در سنه 23 هجری، هنگام حمله اعراب به ایران، شهر قم توسط ابوموسی اشعری فتح گردید».[4] برخی فتح قم را به «احنف بن قیس» نسبت می‌دهند؛ اما، به نظر می‌رسد با توجه به همراهی احنف بن قیس با ابوموسی اشعری و اینکه احنف یکی از سرداران ابوموسی بوده است، این فتح به او نسبت داده شده، و در واقع فتح توسط سپاهی به فرماندهی ابوموسی اشعری بوده است. حسن بن قمی می‌نویسد:

«احنف بن قیس از امرای تحت فرمان ابوموسی اشعری بوده است»[5]

بلاذری نیز در فتوح البلدان آورده است:

«چون ابوموسی عبدالله بن قیس اشعری از نهاوند بازگشت، به اهواز رفت سپس به قم آمد و ایامی شهر را درمحاصره گرفت سپس آن را فتح نمود و احنف بن قیس را که نامش ضحاک بن قیس تمیمی بود به کاشان فرستاد...»[6]

به نظر می‌رسد فتح شهر قم با جنگ و به قهر و غلبه بوده نه با صلح. در این رابطه در تاریخ قم آمده است:

«راویان فتح‌های سرزمین‌های اسلام روایت می‌کنند که بیشترین نواحی اصفهان را که ابوموسی اشعری و امیران لشکر او فتح کردند، به جنگ و قهر بود و به تیغ و شمشیر بر ایشان غلبه کردند. به نظر می‌رسد فتح ناحیه قم نیز به جنگ بوده است، هر چند برخی فتح آن را به صلح دانسته‌اند اما فتح آن به جنگ و محاربه مشهورتر است».[7]

پس از فتح این منطقه اعراب بنی‌اسد از اولین رسته‌های عرب بودند که در جمکران قم سکونت گزیدند.[8]

به نظر می‌رسد قم نیز از جمله شهرهایی است دو بار فتح شده است که مرتبه دوم در سال 85 ه.ق ذکر شده است. این فتح توسط اعراب اشعری صورت گرفت و آن‌ها از این زمان به بعد در قم ساکن شدند. مؤلف تاریخ قم می‌نویسد:

«هجوم گسترده اعراب اشعری به قم همراه با اقداماتی بود که آن‌ها را برای کسب سلطه کامل بر همه منابع مالی و اقتصادی مردم بومی قم انجام دادند. از جمله این کارها قتل عام سران مجوس بود. با توجه به مطالب مزبور می‌توان ورود اعراب اشعری در سال 85 ه.ق. به قم را «فتح دوم» این شهر به حساب آورد».[9]

روند گسترش اسلام در این شهر پس از فتح آن در سال 23 هجری آغاز شده است. البته از همان ابتدا گرایش عمده مذهبی در این شهر به مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام) یعنی مذهب شیعه بوده است.

مقاله

نویسنده يدالله حاجي زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS