دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فزونی نعمت، بر اثر شکر نعمت و صبر بر بلایا

بر شما باد به دوام شکر وسپاسگزاری و صبر، چراکه این کار باعث افزایش نعمت و از بین رفتن سختی می شود.
فزونی نعمت، بر اثر شکر نعمت و صبر بر بلایا
فزونی نعمت، بر اثر شکر نعمت و صبر بر بلایا

فزونی نعمت، بر اثر شکر نعمت و صبر بر بلایا

قال علی (ع): «علیکُم بِدوامِ الشُکرِ و لزُومِ الصّبرِ فإنّها یَزیدانِ النِّعمه و یُزیلانِ المِحنه» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 6142)

بی‌هیچ تردیدی شکر منعِم و صاحب نعمت لازم است. عقل به‌روشنی حکم می‌کند که هر انسانی که به او نعمتی عطا شده، صاحب نعمت را بشناسد و حق سپاسگزاری از او را به‌جای آورد. شناخت منعِم در حقیقت، شناخت خداوند است؛ که از این زاویه یعنی زاویه انعام مورد شناخت قرار گرفته است.[1] خداوند صاحب تمام نعمتها است و لازم است که انسان در برابر نعمتهایی که خداوند به او بخشیده، شکرگزار باشد و کفران نعمتهای الهی نکند. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«فاذکُرُونِی أَذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَ لاتَکفُرُونَ»[2]

«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکرنعمت مرا بجا آورید و کفران نعمت نکنید.»

در شکرگزاری توجه به این نکته ضروری است که انسان بداند، هر نعمتی که او دارد از جانب خداوند بوده و واسطه‌ها همه مسخّر اراده الهی‌اند. اگر خداوند نخواهد، هیچ کس نمی‌تواند نعمتی را به انسان برساند و یا او را از نعمتی محروم کند. نعمتها نباید موجب غفلت انسان از یاد خدا شوند؛ انسان باید به‌واسطه نعمتهای الهی خود را به خدا نزدیک کند و از آنها در راه رسیدن به آخرت استفاده کند.

شکر الهی محدود به تشکر لسانی نیست؛ قصد، عمل، استفاده صحیح و ... از جمله مصادیق شکرند. عمل، اقدام به کاری است که مقصود و محبوب منعِم است. انسان باید با عمل قلبی قصد و نیت خیر برای همه داشته باشد و با عمل زبانی شکر خدا را به‌جا آورد و با عمل به جوارح، نعمتهای الهی را در راه بندگی و پرهیز از محرمات به‌کار گیرد و هرگز در راه کفران نعمتهای الهی قدم بر ندارد. مثلا یکی از مصادیق شکر چشم این است که انسان چشم را از محرمات الهی بپوشد، و با نگاه‌های حرام، کفران نعمت الهی نکند.[3]

شکر نعمت و صبر بر بلایا، آثار بسیار زیادی برای انسان دارند؛ که یکی از ملموس‌ترین آن‌ها، افزونی نعمت‌های الهی است. به‌همین جهت، کسی که شکرگزار خدا نباشد و در برابر مصیبتها و بلاها صبر نکند زندگی را برای خودش سخت‌تر می‌کند؛ یعنی نه تنها مشکلات او حلّ نمی‌شود، بلکه این مشکلات مضاعف می‌گردد.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. سبحانی، جعفر؛ الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق (ع) ، 1384، چاپ ششم، ج 1، ص257.
  • [2]. بقره/152.
  • [3]. شبّر، سیدعبدالله؛ اخلاق، محمدرضا جباران ، قم ، هجرت ، 1379، چاپ پنجم، ص375 و 376.
  • [4]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ پندهای امام صادق (ع) به ره‌جویان صادق، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1381، ص163.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS