دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فشار اقتصادی؛ حربه دشمن

قرآن کریم یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار بر ملتی را فشار اقتصادی می‌داند؛ زیرا اقتصاد ستون اصلی خیمه اجتماع است(نساء، آیه 5)
فشار اقتصادی؛ حربه دشمن
فشار اقتصادی؛ حربه دشمن

فشار اقتصادی؛ حربه دشمن

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 26 فروردین ماه 1397

قرآن کریم یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار بر ملتی را فشار اقتصادی می‌داند؛ زیرا اقتصاد ستون اصلی خیمه اجتماع است(نساء، آیه 5) و نابودی آن به معنای نابودی فلسفه وجودی اجتماع و علت غایی آن است؛ چرا که مردم اجتماع را برای تحقق آرامش و آسایش ایجاد می‌کنند و بی‌اقتصاد و آسایش دیگر معنایی برای بقای اجتماع نمی‌ماند و مشروعیت و مقبولیت خود را از دست داده و مردم از آن خارج شده و یا دست به تغییر آن می‌زنند تا اجتماعی با اهداف سعادت ایجاد کنند یا در اجتماع دیگری به اهداف خود جامه عمل بپوشانند.

یکی از حربه‌های دشمن، بهره‌گیری از فشار اقتصادی است. از همین‌رو، تحریم اقتصادی در اشکال گوناگون در دستور کار قرار گرفته است. مردم از ترس ایجاد محدودیت و از میان رفتن آسایش و رفاه یا کاهش و حتی احتمال کاهش آن، به گونه‌ای عمل می‌کنند تا گرفتار تحریم و فشارهای اقتصادی نشوند. (توبه، آیه 28)

خدا درباره یکی از راهبردهای دشمن در راستای فشار اقتصادی به سیاست تحریم اشاره می‌کند و می‌فرماید: هم‌الذین یقولون لاتنفقوا علی من عند رسول‌الله حتی ینفضوا؛ فقط آن منافقین هستند که می‌گویند: به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا از پیرامون او پراکنده شوند. (منافقون، آیه 7)

در این آیه به صراحت از علت غایی و هدف اصلی دشمن از تحریم در قالب ترک انفاق و حمایت مالی از امت اسلام و مسلمانان سخن به میان آمده است که همان ناامیدسازی امت اسلام و پراکنده شدن آنان از دور رهبری است. همین سیاستی که امروز از سوی منافقین داخلی و نفوذی‌های دشمن در عرصه سیاست اقتصادی پیگیری و دنبال می‌شود. آنان کاهش بودجه حمایت از اقشار مستضعف و آسیب‌پذیر جامعه و افزایش قیمت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری در بخش عمرانی و کاهش فعالیت‌های اقتصادی و به تبع کاهش کار و درآمد مردم و با افزایش واردات و ایجاد وابستگی بر آن هستند تا ناکارآمدی نظام را به نمایش گذاشته و امت را از دور رهبری و حمایت از ولایت فقیه پراکنده ساخته و به اهداف شوم خود دست یابند و تغییرات بنیادین را ایجاد کنند.

البته قرآن به امت اسلامی اعلام می‌کند که خزاین الهی در دست خدا است و اگر مردم ایمان داشته و با ولایت خداوند همراه باشند از امداد الهی بهره‌مند شده و برکات خدا شامل آنان می‌شود و دشمن به هدف خود نمی‌رسد. (نگاه کنید؛ اعراف آیه 96)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS