دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی میرزا سید ابراهیم اسطهباناتی شیرازی حسینی

No image
فعالیت های سیاسی میرزا سید ابراهیم اسطهباناتی شیرازی حسینی

خدمات سیاسى

این مرجع بزرگ، سیاست را جدا از دین و شریعت نمى دانست. او، همانند استادان بزرگش در سیاست، دخالتى محسوس داشت و پرداختن به امور سیاسى را وظیفه شرعى خود مى دانست. این شاگرد مکتب توحید، در کنار استادش، مرحوم میرزا محمّد تقى شیرازى که رهبرى انقلاب (1920 م) عراق را بر عهده داشت، به ایفاى نقش پرداخت. وى در زمان زعامت، دخالت در سیاست را تکلیف دینى خود دانست، به ویژه که این امر، پیوندى ناگسستنى با وظیفه امر به معروف و نهى از منکر داشت.

مرحوم آیت الله استهباناتى در این راه، لحظه اى از پا ننشست بلکه تمام کردار وگفتار او از این دو بر مى خاست و عرصه هاى زندگى وى، جلوه هاى گوناگون این دو وظیفه خطیر بود، حتّى خلق او مصداق عینى این دو وظیفه حیاتى بود. وى با سیّد مجتبى نواّب صفوىملاقات و او را به سخنرانى در این راستا تشویق نموده واز وى حمایت مى نموده است که نمونه اى از همکارى او با سیّدمجتبى بیان مى گردد.

یارى فداییان اسلام

در دوران مرجعیّت او، قیام خونین فداییان اسلام به رهبرى مجاهد شهید (سیّد مجتبى نواّب صفوى) آغاز گردید. این قیام، زمانى به اوج خود رسید که شهید نواّب صفوى توانست موافقت استهباناتى را جلب نماید و با مهر تأییدوى، پرونده قیام درخشان خود را مزّین کند و به درستىِ کار خود اطمینان یابد. تأیید آن بزرگوار، موجب قوّت قلب مرحوم نواّب صفوى در مبارزه با ظلم و فسادى که در شهرها ریشه دوانده و سایه شومش را بر سر مردم افکنده بود گردید و باعث دلگرمى وى در مقابله با خلاف گویى هاى امثال کسروى شد.

به دنبال دستگیرى مرحوم نواّب صفوى و گروهى از فداییان اسلام و صدور حکم اعدام آنان از ناحیه حکومت وقت، مرحوم آیت الله استهباناتى در صدد رهایى ایشان و گرفتن حکم عفو آنان بر آمد. و در این راه تلاش بسیار نمود امّا متأسفانه حکومت جور، جز به قتل آنان راضى نگردید، (رضوان الله تعالى علیهم اجمعین.) باید متذکر شد که این شخصیّت برجسته فقهى، تنها دین را منحصر در احکام فردى و عبادى نکرد. او معتقد بود انسان متدیّن، نباید نسبت به سرنوشت جامعه اسلامى، بى تفاوت و خاموش باشد و در برابر ظلمى که به دیگران مى شود، مهر سکوت بر لب زند. او عقیده داشت انسان بیدار باید با شیوه هاى گوناگون (سخنرانى آگاهانه، اطلاعیه ها، تذکر ، تظاهرات و...)، سیاست را بر محور دین، تبین و به امّت اسلامى معرفى کند.([26])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS