دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فقر

قبل از پرداختن به کار کودکان به‌عنوان موضوع یا مسئله باید اول ابعاد این پدیده را شناسایى کنیم آیا کار کردن کودکان یک مسئله اجتماعى است؟ نیاز نیست به گذشته دور اشاره کنیم در همین دهه‌هاى گذشته تاریخ خودمان و مرور خاطرات پدرها و پدربزرگ‌ها، مى‌شنویم که آنها هم در دوران کودکى خود کار مى‌کردند و این یک فرهنگ بوده است. کار کودکان و فرزندان در مناطق روستایى و کشاورزى هنوز هم یک امر رایج و غیرمجرمانه است. در شهرها نیز رسم بر این بوده و هست که بچه‌ها در تابستان یا بعد از ساعات درس و مدرسه، مشغول...
No image
فقر
فقر زیربناى کار کودکان امیرعباس میرزاخانی قبل از پرداختن به کار کودکان به‌عنوان موضوع یا مسئله باید اول ابعاد این پدیده را شناسایى کنیم آیا کار کردن کودکان یک مسئله اجتماعى است؟ نیاز نیست به گذشته دور اشاره کنیم در همین دهه‌هاى گذشته تاریخ خودمان و مرور خاطرات پدرها و پدربزرگ‌ها، مى‌شنویم که آنها هم در دوران کودکى خود کار مى‌کردند و این یک فرهنگ بوده است. کار کودکان و فرزندان در مناطق روستایى و کشاورزى هنوز هم یک امر رایج و غیرمجرمانه است. در شهرها نیز رسم بر این بوده و هست که بچه‌ها در تابستان یا بعد از ساعات درس و مدرسه، مشغول به یک فعالیت اقتصادى مى‌شدند. این فعالیت بیشتر از اینکه مربوط به مشکلات اقتصادى خانواده باشد یک مسئله فرهنگى است و بر این تفکر استوار است که کودک راه و رسم کاسبى را یاد بگیرد و قدر پول را بیشتر بشناسد. این امر کمک مى‌کند که کودک براى آینده کارى خود نیز آماده بشود. خانواده‌هاى بى‌شمارى هستند که کودکان خود را در سر مزارع، کارگاه‌ها یا مغازه‌هاى خود به کار مى‌گیرند اما اصلا از کى و کجا کودکان مسئله اجتماعى شدند؟ دلایل متعددى را مى‌توان براى موردتوجه واقع شدن امر کودکان ذکر کرد. اولین توجه بعد از جنگ جهانى دوم به وجود آمد زیرا حین انجام جنگ سوءاستفاده‌هاى بى‌شمارى چه در جنگ چه در انجام کارهاى پشت جبهه از کودکان صورت گرفت که در نهایت موجب شد در سال 1984 در منشور حقوق بشر به حقوق کودکان نیز اشاره شود و اما دلایل اجتماعى اقتصادى دیگرى نیز بر این امر تاثیر گذاشتند که مى‌توان به این ترتیب از آنها نام برد. 1- با پایین آمدن نرخ رشد زاد و ولد در کشورهاى پیشرفته وسالخوردگى هرم جمعیتى آنان ارزش حفظ جمعیت جایگزین و تربیت کودکان بیشتر موردتوجه قرار گرفت. 2- تغییر در ساختار خانواده به شکل تک همسرى یکى دیگر از دلایل توجه بیشتر به کودکان شد زیرا خانواده محدود مى‌شد به پدر و مادر و فرزندان. 3- تلاش دولتمردان وجامعه‌شناسان براى برنامه‌ریزى‌هاى اجتماعى و اقتصادى براى حفظ نظم و آینده‌نگرى در برنامه‌هاى بلندمدت باعث شد تا به کودکان به‌عنوان یک نیروى جایگزین بیشتر موردتوجه قرار گیرند. 4- رشد بالاى جمعیت جوان کشورهاى در حال توسعه و نگرانى در جهت مهار و کنترل این جمعیت و کمک گرفتن براى توسعه کشور باعث شده است کودکان بیشتر موردتوجه قرار بگیرند. در این میان انسانى‌تر شدن رفتارهاى بشر نسبت به قرون گذشته نیز بى‌تاثیر نبوده است تمام این عوامل به علاوه علل مشاهده نشده دیگرى باعث شد که کنوانسیون حقوق کودکان در سال 1959 تهیه و تنظیم شود. از این تاریخ به بعد مسئله کار کودکان به این شکل معرفى مى‌شود. براساس ماده 32 کنوانسیون حقوق کودک “دولت‌ها باید حق کودک را در برخوردارى از حمایت در برابر استثمار اقتصادى و کار کودکان که مانع یا مزاحم آموزش آنان است یا به بهداشت و تحول اجتماعی، اخلاقی، فیزیکی، روحى و ذهنى کودکان آسیب مى‌رساند، به رسمیت بشناسند و...” به شکلى دیگر در تارنماى انجمن حمایت از کودکان کار، منظور از کار کودک آن نوع کارى عنوان شده است که مانع از تحصیل و برخوردارى از سیر امکانات اولیه رشد فکرى و اجتماعى او شود. نوعى از کار که غالبا با بهره‌کشى همراه است. کودکان کار، شامل کودکانى هستند که پیش از رسیدن به سن قانونى کار ناگزیر وارد بازار کار شده و در آمد خانواده وابسته به کار آنان است و از اینجاست که مسئله اجتماعى آغاز مى‌شود. حتما الان یاد کودکان بى‌شمارى مى‌افتید که به شکل فروشنده در خیابان دوره‌تان کرده‌اند واینکه کدام یک از این کودکان دچار فقر فرهنگى بوده‌اند یا فقر اقتصادی، آمار دقیقى از این مسئله در دسترس نیست زیرا اکثر آمارها محدود مى‌شود به دوره‌گردهاى شهرى که در خیابان‌ها پرسه مى‌زنند، در حالى که تعداد زیادى از کودکان در کارگاه‌هاى آشکار و مخفى اطراف شهر مشغول به کار هستند. جداى از ناهمسانى حقوقى و قانونى که در مورد سن کودکان در سازمانها و نهادهاى متولى این امر در کشور ما وجود دارد این غیرقانونى بودن کار کودکان خود باعث مى‌شود بیشتر مورد بهره‌کشى قرار بگیرند. این بهره‌کشى‌ها شامل دستمزد پایین، کار پرخطر، عدم بهره‌مندى از خدمات اجتماعى و بیمه، استفاده از آنها در کارهاى فیزیکى سخت و مشاغل سیاه و عدم تامین در برابر بیمارى‌هاى شغلى و بهداشتى و... است. این وقایع در حدى نیست که بخواهیم با کار کودکان در زمان گذشته به‌عنوان شاگرد و پادوى دکان‌ها مقایسه کنیم اتفاقى که الان رخ مى‌دهد استفاده از کودکان در مشاغل سیاهى همچون جمع‌آورى زباله، فروش موادمخدر، کار در کارگاه‌هاى آجرپزى و بلورسازی، تکدى‌گرى در قالب فروش آدامس، فال و دعا و... است. کار کردن کودکان در این‌گونه مشاغل علاوه بر آسیب‌هاى جدى که بر جسم و روح‌شان مى‌گذارد به علت از دست دادن فرصت‌هاى آموزشى و شغلى مناسب آنها را در دام فقر مى‌اندازد و در بزرگسالى نیز چاره‌اى جز دست و پنجه نرم کردن با فقر ندارند و کودکان ایشان نیز به همین سرنوشت دچار مى‌شوند. این کودکان چه در همین سنین و چه در بزرگسالى در معرض انجام اعمال بزهکارى هستند. شاید این پدیده‌ها در سایر کشورهاى دیگر نیز مشاهده شود اما آن وقت مسئله مى‌شود که از حد نرمال خود تجاوز کند. در کشور ما به علت جوان بودن جمعیت و برخوردارى از درصد بالاى افراد زیر 18 سال در کنار نرخ بالاى بیکارى و جمعیت 2/9 میلیون نفر فقیر مطلق این پدیده به یک مسئله نگران‌کننده اجتماعى تبدیل شده است.
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS