دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فواید معاشرت با مردم

آنچه بیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند پیامبر اعظم (ص) به ابوذر غفاری است. متن این روایت با کمی تفاوت در کتابهای گرانسنگ «مکارم الاخلاق»، «امالی شیخ طوسی»، «مجموعه ورّام» و در «بحارالانوار» ذکر شده است.
فواید معاشرت با مردم
فواید معاشرت با مردم

نویسنده: مصطفی یاسینی

گزیده‌ای از وصایای پیامبر (ص) به ابوذر

آنچه بیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند پیامبر اعظم (ص) به ابوذر غفاری است. متن این روایت با کمی تفاوت در کتابهای گرانسنگ «مکارم الاخلاق»، «امالی شیخ طوسی»، «مجموعه ورّام» و در «بحارالانوار» ذکر شده است.

- یا اباذر، لاتصاحب الامومناً و لایاکل طعامک الاتقی و لاتاکل طعام الفاسقین. اطعم طعامک من تحبه فی الله و کل طعام من یحبک فی الله عز و جل؛

این بخش از پندهای پیامبر (ص) به ابوذر، مربوط می‌شود به معاشرت و نشست و برخاست با دیگران.

بسیاری از اهداف و نیازهای دینی و دنیوی با کمک دیگران حاصل می‌گردند و بدون معاشرت و درآمیختن با دیگران به دست نمی‌آیند. پس آنچه با معاشرت با دیگران به دست می‌آید، با گوشه گیری و عزلت گزینی از دست می‌رود و طبیعی است که از دست دادن آن منافع، از جمله زیانها و آفات عزلت و گوشه گیری است. بنابراین می‌توان برخی از فواید معاشرت با دیگران را چنین برشمرد: الف- آموختن و آموزش دیگران (تعلیم و تعلم): که اهمیت آن برای همه روشن است و از برترین عبادات است، بدون معاشرت با مردم حاصل نمی گردد. کسی که عزلت می‌گزیند و انزوا اختیار می‌کند، از وظیفه مهم تعلیم و تعلم، آموختن علم و نشر آن باز می‌ماند و مسلماً اگر انسان با گوشه گیری از فراگیری علوم دینی و دنیایی بازماند و احکام دینیش را فرا نگرفت، به زیان و خسران غیر قابل جبرانی مبتلا گردیده است. ب: بهره وری از دیگران و بهره رسانی: طبیعی است که بهره بردن از مردم با کسب و تجارت و تعامل با آنان حاصل می‌گردد و این مهم میسر نیست جز با معاشرت با مردم و کسی که می‌خواهد از دیگران استفاده برد، باید انزوا طلبی را ترک کند و برای ارتباط و معاشرت با مردم تلاش کند. البته تلاش و کار او باید در راستای خواست خداوند انجام گیرد. اما نفع و بهره رسانی به دیگران به این است که شخص با مال و جسم و فکر خود به دیگران بهره رساند و نیازهای آنان را رفع کند. به واقع قیام برای رفع نیازهای مردم دارای ثواب است و این بدون معاشرت با مردم حاصل نمی‌گردد. کسی که بتواند باری از دوش مردم بردارد و در پی رفع مشکلات آنان برآید، به فضیلت بزرگی نایل شده است و این مهم با انزواخواهی حاصل نمی‌گردد. انسان در انزوا تنها می‌تواند به عبادات فردی مثل انجام نوافل، مستحبات و انجام کارهای شخصی برسد.

رفاقت و انس با دیگران: بدون تردید، رفاقت و انس با دیگران از حضور در مجالس و معاشرت با مردم حاصل می‌شود. البته باید از رفاقت و انسی که به حرام می‌انجامد دوری گزید و موانست و دوستی بر اساس خواست خداوند و دستور شرع انجام گیرد. باید به دنبال همنشینی بود که مجالست او موجب بالارفتن کمال و دانش انسان می‌شود، نه اینکه موجب تضییع وقت و به هدر دادن استعدادهای مادی و معنوی شود. چه اینکه دوست و رفیق، نقش مهمی در نایل گشتن انسان به سعادت و کمال و یا شقاوت و بدبختی دارد، از این جهت باید در انتخاب او نهایت دقت و مواظبت را داشت. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل؛ انسان بر دین دوستش هست، پس هر یک از شما بنگرد با چه کسی دوست می‌شود»[1]. لقمان در اهمیت همنشینی با علماء و دانشمندان به فرزند خود می‌گوید: «یا بنی جالس العلماء فزاحمهم برکبتیک فان القلوب تحیی بالحکمه کما تحیی الارض المیته بوابل المطر؛ فرزندم، با علماء همنشین شو و در برابرشان زانو تواضع بر زمین نه، همانا قلبها با حکمت زنده می‌شوند، چنانکه زمین مرده با قطرات باران زنده می‌گردد»[2].

تربیت کردن، تادیب و تربیت پذیری: تادّب و تربیت پذیری یعنی کوشش و تلاش برای علاج و تحمل خوی‌های ناشایست مردم و سعی در تحمل اخلاق ناشایست مردمان و تحمل آزارهای آنان، جهت سرکوبی نفس و پایمال ساختن شهوات و خواسته‌ها. این امر تنها در پرتو معاشرت و نشست و برخاست با مردم حاصل می‌گردد. برای کسی که به تهذیب نفس و خودسازی نپرداخته و نمی‌تواند با رعایت حدود شرعی شهواتش را کنترل کند، معاشرت سازنده با مردم بهتر از انزواطلبی و گوشه گیری است.

    پی نوشت:
  • [1]. بحارالانوار، ج74، ص194.
  • [2] . همان، ج1، ص 204.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

هدف کلی این تحقیق استخراج راهکارهای ممکن در ایجاد و تقویت زمینه‌های لازم نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام دینی است؛ اهداف فرعی این تحقیق عبارتنداز: ترسیم وضعیت موجود سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی‌دینی، شناخت نوع رابطه دولت و سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی دینی در نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام های دینی، شناخت نوع رابطه سازمان‌های غیر دولتی در امر نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی با یکدیگر، شناخت موانع موجود در نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS