دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الامام الحسین (ع):

«سپاس خدائی را که دنیا را آفرید و آن را سرای فناپذیر و رو به زوال قرار داد. دنیایی که برای صاحبانش از حالی به حالی دگرگون می‌شود. خود باخته آن کسی است که فریب دنیا را بخورد و تیره بخت و شقاوتمند کسی است که دنیا او را شگفت زده سازد»(مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص 252)
قال الامام الحسین (ع):
قال الامام الحسین (ع):

قال الامام الحسین (ع): «الحمدلله الذی خلق الدنیا فَجَعلها دار فناء و زوال متصرفةَ باهلها حالاً بعد حالٍ. فالمغرور مَنْ غَرَتْهُ و الشقیٌ من فتنتهُ» [مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص 252]

«سپاس خدائی را که دنیا را آفرید و آن را سرای فناپذیر و رو به زوال قرار داد. دنیایی که برای صاحبانش از حالی به حالی دگرگون می‌شود. خود باخته آن کسی است که فریب دنیا را بخورد و تیره بخت و شقاوتمند کسی است که دنیا او را شگفت زده سازد».

توضیح: «خداوند دنیا را محل آزمایش و ابتلاء برای بندگان قرار داده. تا هر کسی در این جولانگاه چند صباحی را باشد و سرانجام از این دنیا رخت بربندد و در سرای آخرت هر آنچه در اینجا انجام داده. جزاء و پاداشش را ببیند. در این جمله‌ای که از وجود حضرت حسین بن علی در صبح عاشورا در جمع یاران و دوستان و جمعی از بنی‌ هاشم ایراد فرموده‌اند. به این مطلب مهم اشاره دارند که دنیا با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش فناپذیر است. و به تعبیر امیر سخن حضرت علی (علیه‌السّلام) مانند مار خوش خط و خالی است که ظاهری فریبنده، ولی در درونش سَمّ مهلکی است که هر کس به آن دل ببندد او را مسموم می‌کند. دنیا برای اهلش متصرف است یعنی کسی را به صورت دائم به خود نمی‌پذیرد و با افراد زیادی خداحافظی و آن‌ها را تنها گذارده است. مغرور در این دنیا کسی است که به این رنگ و زیور آلات  آن دل ببندد. و بدبخت‌تر از آن کسی است که دنیا او را در بهت و حیرت فرو برد.

لذا این نکته‌ حائظ اهمیت است. دنیا برای انسان‌های بزرگ و ارزشمند مانند پلی است که، چاره‌ای جز عبور از آن ندارند و در همین عبور خدمات ارزنده‌ای از خود به جای می‌گذارند. و بدبخت کسی است که نه تنها خدماتی ندارد. بلکه بغض و نفرت خدا و بندگان را برای خود خریداری می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS