دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الامام حسین (ع): «و نحنُ اهلَ البیت اَوْلی بولایة هذا الامر علیکم فی هذا المدَّعینَ ما لیس لَهُم»

امام حسین (ع) فرمودند: «ما خاندان پیامبر بر تصدی این امر (خلافت و حکومت بر شما) از این مدعیان ناحق، سزاوارتریم.»(وقعه الطف، ص170)
قال الامام حسین (ع): «و نحنُ اهلَ البیت اَوْلی بولایة هذا الامر علیکم فی هذا المدَّعینَ ما لیس لَهُم»
قال الامام حسین (ع): «و نحنُ اهلَ البیت اَوْلی بولایة هذا الامر علیکم فی هذا المدَّعینَ ما لیس لَهُم»

قال امام حسین (ع):

«و نحنُ اهلَ البیت اَوْلی بولایة هذا الامر علیکم فی هذا المدَّعینَ ما لیس لَهُم» (وقعه الطف، ص170)

« ما خاندان پیامبر بر تصدی این امر (خلافت و حکومت بر شما) از این مدعیان ناحق، سزاوارتریم.»

توضیح:از مهم‌ترین اصول اسلام، «ولایت» است. ولایت به معنی پذیرفتن رهبری پیشوای الهی و نیز اعتقاد به این که امامان معصوم، پس از پیامبر اسلام، از سوی خداوند بر مردم ولایت دارند. نظام سیاسی اسلام و شیوۀ حکومتی دین بر پایۀ ولایت است. «ولیّ خدا» حاکم الهی بر مردم است و اطاعت او به عنوان «اولی الامر» واجب است. ولایت، هم یک مسأله عاطفی و درونی نسبت به «اهل بیت» است، هم یک مسأله اعتقادی است؛ یعنی پیشوایی ائمه معصوم(ع) را از جانب خدا دانستن و به جانشینی آنان برای رسول خدا عقیده داشتن، هم یک موضوع سیاسی است یعنی شیوه و نظام حکومتی در اسلام، که در عصر حضور، ولایت امر به عهدۀ امامان است و در عصر غیبت، متعلّق به فقهای عادل شیعه است.

ولایت بر مسلمین را امامان، حق خودشان می‌دانستند و به غاصب بودن دیگران عقیده داشتند، چرا که این منصب الهی از سوی خدا برای ائمه تعیین شده است و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز بارها آن را اعلام داشته است. آنان که به ناروا بر مسند زعامت مسلمین و خلافت و جانشینی پیامبر تکیه زدند، وصیّت و فرمان پیامبر را زیر پا گذاشتند. ولایت در اسلام بر پایۀ لیاقت و صلاحیّت است و صالح‌ترین فرد برای زمامداران مسلمانان امامان معصوم بودند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS