دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: «الذى خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم حسن عملی»

«خدایى که مرگ و زندگانى را آفرید که تا شما بندگان را بیازماید کدامین در عمل نکوترید» (سوره ملک، آیه 20)
قال الله الحکیم: «الذى خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم حسن عملی»
قال الله الحکیم: «الذى خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم حسن عملی»

امتحان

قال الله الحکیم:

«الذى خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم حسن عملی»[1]

«خدایى که مرگ و زندگانى را آفرید که تا شما بندگان را بیازماید کدامین در عمل نکوترید»

قال السجاد (علیه‌السّلام):

«انما خلق الدنیا و اهلها لیبلوهم فیها»[2]

«خدا دنیا و اهلش را آفرید تا آنان را بیازماید»

شرح کوتاه :

موارد امتحان در دنیا از قبیل ترس، گرسنگى، مرض، از دست دادن جوان، ورشکستگى مالى، اتهام بى مورد، همسایه بد و... مى باشد.

چون این دنیا محل کشت و کار، و سپس امتحان است، خوش بحال کسى که در حال خوشى و ناخوشى در همه مراحل زندگى مردود نشود.

یک وقت ثروت است و انسان به فقر امتحان مى شود.

در ثروت شکر و در فقر صبر چاره ساز است. همه مورد آزمایش الهى قرار مى گیرند فقط از نظر کمى و کیفى فرق مى‌کند. نمى‌بینید عده‌اى اهل ادعا و لاف‌زدن هستند، و به‌وقت آزمایش مى بازند، و صبر را از دست مى‌دهند و در غربال شدن، جایى براى با ماندن ندارند؟!

1- هارون مکى

سهل خراسانى به حضور امام صادق (علیه‌السّلام) آمد و از روى اعتراض گفت: چرا با اینکه حق با تو است نشسته‌اى و قیام نمى‌کنى. حال صد هزار نفر از شیعیان تو هستند که به فرمان تو شمشیر را از نیام بر مى‌کشند، و با دشمن تو خواهد جنگید.

امام براى اینکه عملاً جواب او را داده باشد، دستور داد، تئورى را آتش کنند، و سپس به سهل فرمود: برخیز و در میان شعله‌هاى آتش تنور بنشین .

سهل گفت اى آقاى من ، مرا در آتش مسوزان، حرفم را پس گرفتم، شما نیز از سخنتان بگذرید، خداوند به شما لطف و مرحمت کند.

در همین میان یکى از یاران راستین امام صادق (علیه‌السّلام) به نام هارون مکى به حضور امام رسید امام به او فرمود: کفشت را به کنار بینداز و در میان آتش تنور بنشین، او همین کار را بى‌درنگ انجام داد و در میان آتش تنور نشست. امام متوجه سهل شد و از اخبار خراسان براى او مطالبى فرمود: گویى خودش از نزدیک در خراسان ناظر اوضاع آن سامان بوده است .

سپس به سهل فرمود: برخیز به تنور بنگر، چون سهل به تنور نگاه کرد، دید هارون مکى چهار زانو در میان آتش نشسته است .

امام فرمود: در خراسان چند نفر مثل این شخص وجود دارد؟ عرض کرد: سوگند به خدا حتى یک نفر در خرسان، مثل این شخص وجود ندارد.

فرمود: من خروج و قیام نمى کنم در زمانى که حتى پنج نفر یار راستین براى ما پیدا نشود، ما به وقت قیام آگاه تر هستیم.[3]
  • [1] - سوره ملک، آیه 20.
  • [2] - فروع کافى، 8/75 چاپ جدید.
  • [3] - حکایتهاى شنیدنى، 4/65 - سفینة البحار 2/714.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS