دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: «انک لعلى خلق عظیم»

«در حقیقت تو اى پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) بر نیکو خلقى عظیم آراسته‌اى»(سوره قلم، آیه، 4)
قال الله الحکیم: «انک لعلى خلق عظیم»
قال الله الحکیم: «انک لعلى خلق عظیم»

اخلاق

قال الله الحکیم:

«انک لعلى خلق عظیم»[1]

«در حقیقت تو اى پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) بر نیکو خلقى عظیم آراسته‌اى»

قال رسول الله (صلى‌الله‌علیه‌وآله):

«بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»[2]

«من براى تکمیل اخلاق نیک مبعوث شده ام»

شرح کوتاه :

اخلاق خوب در دنیا جمال انسان است و موجب گشایش و سرور در آخرت است. به‌وسیله آن دین صاحبش کامل، و موجب قرب بحق مى‌شود هر نبى و ولى و برگزیده خدا داراى اخلاق نیک بودند، و هر مؤمنى باید براى اینکه میزان اعمالش سنگین تر باشد، به حسن اخلاق مزین شود.

پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: حاتم خاتم زمان ما کسى است که خوش اخلاق باشد، و سوء اخلاق صاحبش را به فشار قبر و جهنم مبتلا مى کند و در دنیا هم دوست‌داران کمى دارد.

میزان شناخت افراد فقط علم یا پول یا ریاست نیست، بلکه صفات پسندیده ایست که دارنده آن نزد حق مقبول و نزد خلق ممدوح و ممتاز مى باشد.[3]

پیامبر اسلام (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) و نعیمان

نعیمان بن عمرو انصارى از قدماى صحابه پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) و مردى مزاح و شوخ بوده است نوشته اند: روزى عربى از عشایر به مدینه آمد و شتر خود را پشت مسجد خوابانید و به مسجد وارد شد و به حضور پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) رسید.

بعضى از اصحاب به نعیمان گفتند: اگر این شتر را بکشى، گوشت آن را تقسیم مى کنیم و بعد قیمتش را پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) به اعرابى خواهد داد.

نعیمان شتر را که کشت، صاحبش سر رسید و فریاد بر آورد و پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) را به دادخواهى خواست .

نعیمان فرار کرد و رسول الله (صلى‌الله‌علیه‌وآله) از مسجد بیرون آمد و شتر اعرابى را کشته دید، پرسید: چه کسى این کار را کرده است؟ گفتند: نعیمان. پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) کسى را فرستاد تا او بیاورند او را در خانه ضباعة بنت زبیر[4] یافتند که نزدیک مسجد بود. فرستاده را به محل مخفیگاه اشاره کردند که درون گودالى با مقدارى علف تازه خود را پوشانده بود.

فرستاده به نزد پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) آمد و همراه پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) با جمعى از اصحاب به منزل ضباعه آمدند، و جاى مخفى شدن نعیمان را نشان داد.

پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: علف‌ها را از او دور کنید، و آن‌ها چنان کردند، نعیمان از مخفیگاه بیرون آمد.

پیشانى و رخسار او از آن علف‌هاى تازه، رنگین شده بود فرمود: اى نعیمان این چه کارى بود انجام دادى؟

عرض کرد: یا رسول‌الله قسم به خدا آن کسانى که شما را به محل مخفى من راهنمائى کردند به این کار وادارم نمودند.

پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) تبسم کنان رنگ علف را با دست مبارک خود از پیشانى و رخسار او دور کردند و قیمت شتر را به مرد اعرابى دادند.[5]

  • [1] - سوره قلم، آیه، 4.
  • [2] - جامع السعادات، 1/23.
  • [3] - تذکرة الحقایق، صفحه، 57.
  • [4] - او دختر عمه رسول خدا و زوجه مقداد بن الاسود بود.
  • [5] - لطائف الطوئف ص 26 الاستیعاب .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS