دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم):«علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر»

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: «علی برترین بشر است؛ هر کس إبا کند، کافر است». (کنز العمال: جلد 11 صفحه 942)
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم):«علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر»
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم):«علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر»

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم):

«علی خیر البشر فمنابی فقد کفر»

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:

«علی برترین بشر است؛ هر کس إبا کند، کافر است».

(کنز العمال : جلد 11 صفحه 942)

توضیح:

«مولود کعبه»

به هنگام صبح، ندایی از آسمان رسید: «ای فاطمه! به خانه ما بیا!» ابوطالب (ع) و پیامبر (ص) او را کمک کردند تا به مسجدالحرام وارد شود. به محض ورود، در مقابل کعبه ایستاد و گفت:

«پروردگارا! من به تو و پیامبران و کتاب‌های آسمانی تو ایمان دارم... تو را به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در جنین با من سخن می‌گوید و یقین دارم که یکی از آیات بزرگ توست، این ولادت را بر من آسان فرما!»

به ناگاه تمام حاضران دیدند که دیوار پشت کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد (س) داخل شده و دوباره دیوار بسته شد. آن بانوی بی‌همتا می‌گوید:

«هنگامی که داخل کعبه شدم، دیدم حوا، ساره، آسیه و مریم جملگی حاضرند و به من سلام می‌گویند: «السلام علیک یا ولیه الله!» آن گاه در مقابلم نشستند و مرا یاری کردند...»

مولود کعبه، همین که قدم بر زمین کعبه نهاد، به سجده افتاد و با جملات نورانی ذیل به توحید و نبوت و امامت شهادت داد:

«أشهَد أن لا إله إلا اللهُ وَ أنَّ مُحمداً رَسُولُ الله وَأشهَدُ أنَّ عَلیَّاً وَلی محمد رَسُولِ اللهِ. بِمُحَمَّد یَختمُ اللهُ النُّبُوَّةَ وَ بی یَختمُ الوَصیَّةُ وَأنا امیرالؤمنین»

«شهادت می‌دهم معبودی جز "الله" نیست و "محمد"، رسول خداست و "علی"، وصی "محمد رسول الله (ص)" است. به "محمد (ص)" نبوت ختم می‌شود و به من وصایت کامل و تمام می‌شود. منم امیر و مولای مؤمنان».

و آن‌گاه فرمود:

«جاء الحق و زهق الباطلُ»

«حق آمد و باطل رفت».

در آن هنگام تمام بت‌ها با صورت به زمین افتادند و آسمان‌ها غرق نور و سرور گشت و شیطان فریاد برآورد:

«وای بر بتان! و وای بر بت‌پرستان از این فرزند!» [1]

بیانات جبرئیل به صورت "دحیه" راجع به ولایت

"خوارزمى ابوالمؤید موفق بن احمد" با اسناد متصل خود از "اعمش" از "سعید بن جبیر" از "ابن عباس" روایت مى‌کند: که رسول خدا در خانه خود بودند، صبح زود قبل از آنکه کسى خدمت آن حضرت برسد، "على بن ابیطالب" به خانه حضرت رفت، و داخل خانه شد، و دید که حضرت رسول الله در صحن خانه خوابیده و سر خود را در دامان "دحیة بن خلیفه کلبى گذارده است ("دحیه کلبى" مردى بود در مدینه بسیار زیبا و خوش منظر، غالبا که "جبرئیل امین" بر حضرت به صورت ظاهر مى‌شد به صورت "دحیه کلبى" بر اصحاب آن حضرت نمودار مى‌شد) امیرالمؤمنین گفت: سلام بر تو اى "دحیه"!حال رسول خدا چطور است؟"دحیه" گفت: اى برادر رسول خدا به خیر است.

حضرت امیرالمؤمنین او را دعا نموده و گفتند:

«جزاک الله عنا خیرا اهل البیت»

‌اى دحیه به پاس این خدمتى که مى‌کنى خداوند تو را از ما اهل البیت جزاى خیر بدهد.

"دحیه" عرض کرد: من خیلى تو را دوست دارم و براى تو در نزد من مدح و تمجیدى است که مى‌خواهم به حضورت تقدیم دارم:

«انت امیرالمؤمنین، و قائد الغر المحجلین، و انت‌سید ولد آدم یوم القیمة، ما خلا النبیین و المرسلین، لواء الحمد بیدک یوم القیمة، تزف انت وشیعتک یوم القیمة الى الجنة مع محمد و حزبه الى الجنان زفا زفا، و قد افلح من تولاک و خسر من تخلاک فبحب محمد حبوک، و مبغضوک لن تنالهم شفاعة محمد».

«تو امیر مؤمنان هستى!و پیشواى فروزنده چهرگان در غرفه‌هاى بهشت، و تو آقا و بزرگ فرزندان آدمى در روز قیامت، حتى پیغمبران و مرسلین، پرچم حمد در روز باز پسین به دست توست، تو و شیعیان تو را در روز قیامت مانند عروسى را که به حجله برند، بسوى بهشت ‌با محمد و حزبش به سوى جنت دسته دسته مى‌برند، فلاح و رستگارى مختص کسى است که تولاى تو را داشته باشد و دست از تو بر ندارد؛ وبال و خسران مختص کسى است که تو را تنها بگذارد و دست از تو بردارد. پس به محبت محمد تو را دوست دارند، و شفاعت محمد، شامل حال افرادى که بغض تو را در دل مى‌پرورند، نخواهد شد».

سپس "دحیه" گفت: ‌اى على به من نزدیک شو! اى برگزیده خدا! امیرالمؤمنین نزدیک او شد، و "دحیه" سر حضرت رسول الله را از دامان خود برداشت، و در دامان امیرالمؤمنین گذارد.

در این حال حضرت رسول الله گفتند: اى على این همهمه چه بود!

امیرالمؤمنین عرض کرد یا رسول الله داستان از این قرار بود، و تمام خصوصیات ورود و گفتگوى با "دحیه" را عرض کرد.

حضرت فرمودند: اى على آن "دحیه" نبود، "جبرئیل" بود، تو را به همان اسمى که خدا براى تو گذارده نام برد، اوست که محبت تو را در دلهاى مؤمنین، و خوف از تو را، در دلهاى کافرین قرار مى‌دهد.[2]

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی

از خم دوست جوانم به خم موی علی

طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست

یاد آرم به خرابات چو ابروی علی

امام خمینی"ره"

  • [1] بحارالانوار، ج 35، ص 6-38
  • [2] غایة المرام صفحه 16

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS