دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت

قناعت و اجتناب از حرص و طمع، یکی از ویژگی‌های بارز افراد با ایمان و از امتیازات انسان‌های بافضیلت است، چنانکه امام صادق (ع) در توصیف اهل ایمان فرمودند: «قانعا بما رزقه الله؛ مومن به روزی عطا شده از سوی پروردگار قانع است».
قناعت
قناعت

نویسنده: علی خانی

در بیان ویژگی‌های اخلاقی مومنان

قناعت و اجتناب از حرص و طمع، یکی از ویژگی‌های بارز افراد با ایمان و از امتیازات انسان‌های بافضیلت است، چنانکه امام صادق (ع) در توصیف اهل ایمان فرمودند: «قانعا بما رزقه الله؛ مومن به روزی عطا شده از سوی پروردگار قانع است». افراد خودساخته و آراسته، دارای روحیه قناعت و عزت‌اند و در پرتو این روحیه عالی هیچ‌گاه چشم طمع به مال و منال دیگران نمی‌دوزند. واژه «قناعت» در لغت به معنای «روی آوردن به چیزی» است و مفهوم رضایت و خشنودی از آن برداشت می‌شود. در اصطلاح، این واژه‌ گاه صفت فعل و به معنای «بسنده کردن به اندک در کالاهای مورد نیاز» دانسته شده است و گاه صفت نفس است و به مفهوم «صفت پایدار نفسانی که موجب اکتفا کردن به اندازه نیاز و ضرورت از مال» می‌شود. بنابراین، افراد قانع در زندگی به مقدار ضرورت و کفاف بسنده کرده و به کمتر از آن نیز خشنودند. مهمترین بارزه صفت «قناعت» همان رضایت خاطر و روحیه بالای انسانهای قانع نسبت به مقدرات عالم است.

شخص قانع در نزد مردم محبوب و گرامی است؛ چرا که به سبب عدم زیاده طلبی نیازمند خلق نمی‌شود و دست احتیاج به سوی این و آن دراز نمی‌کند و آبروی خود را حفظ می‌کند. انبیاء و اولیاء (ع) به صفت قناعت موصوف بوده‌اند و عزت نفس که از سرمایه‌های بزرگ بشری است، در سایه قناعت نصیب انسان می‌شود.

آموزه‌های دینی، سفارش به قناعت دو هدف را دنبال می‌کند: نخست آنکه سرشت آدمی به دنیا آزمند و حریص است، در مقابل، دین او را به قناعت و پرهیز از حرص فرا می‌خواند. برآیند این دو نیرو، ایجاد اعتدال و توازن در آدمی نسبت به زندگی دنیاست. امام باقر (ع) در مذمت حرص فرمودند: «مثل حریص مانند کرم ابریشم است که هر قدر به دور خود بتند بیرون آمدنش مشکل می‌شود». دوم آنکه بر اساس نظام حکیمانه آفرینش، افراد از نظر استعدادها، توانمندیهای فکری و جسمی و ویژگی‌های بسیار دیگر، متفاوت از هم آفریده شده‌اند و در نتیجه از نظر ثروت و قدرت اقتصادی نیز، برابر نیستند. بنابراین همواره کسانی یافت می‌شوند که در برخی زمینه‌ها از دیگران برترند و این خود می‌تواند عامل شعله‌ور شدن آتش حسد، کینه توزی و حسرت و افسوس در جان آدمی و برهم زدن آرامش روحی او گردد. از این رو عناصری مانند قناعت و خشنودی از خواست الهی، نقش موثری در حفظ آرامش روان آدمی خواهد داشت.

آموزه‌های دینی با اشاره به این مطلب دو گونه تاثیر برای «قناعت» در زمینه رشد اقتصادی بیان نموده است:

نخست تاثیر روانی؛ یعنی احساس بی نیازی، رضایت از زندگی و آرامش روحی در عین فقر مادی، چنانکه امیر مومنان علی (ع) می‌فرمایند:

«لاکنز اغنی من القناعه … و من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه…؛ هیچ گنجی بی نیاز کننده‌تر از قناعت نیست… آنکه به مقدار کفاف بسنده کند آسایش خود را فراهم ساخته است».

دوم، تاثیر مادی به گونه‌ای که قناعت عاملی برای فقرزدایی به شمار رفته است. امام علی (ع) می‌فرمایند:

«من لزم القناعه زال فقره؛ هر که با قناعت همراه شد، فقر و تهیدستی‌اش از میان برود».

در روایتی از امام صادق (ع) قناعت از مکارم اخلاق و از خصایص پیامبر اکرم (ص) دانسته شده است:

«خداوند امتیاز پیامبرش را به مکارم اخلاق قرار داد، شما نیز خود را در این مورد بیازمایید. اگر این ویژگی‌ها در شما بود خدا را سپاس گویید و از او بخواهید که آنها را زیادتر کند. این امتیازات عبارت است از: یقین، قناعت، صبر، شکر، رضا، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت و مردانگی».

از رسول خدا (ص) روایت شده است:

«مال اندکی که نیاز انسان را برآورد بهتر از مال زیادی است که انسان را از یاد خدا باز دارد».

نیز فرمودند:

«خوشبخت ترین مردم در نظر من مومنی است که متعلقاتش کم و از نماز بهره ور باشد.روزی او به حد کفاف باشد و با آن بسازد تا به خدای خویش برسد، خدای را به خوبی پرستش کند و در میان مردم گمنام باشد»

در حدیث دیگری فرمودند:

«خوشا به حال کسی که مسلمان باشد و زندگی‌اش به قدر کفاف».

از امیرالمومنین (ع) نیز روایت شده است:

«خوشا به حال کسی که به یاد معاد و بازگشت باشد و برای روز حساب کار کند و در زندگی به اندازه کفایت و رفع نیاز قناعت نماید و از خدا راضی باشد».

    روزنامه رسالت، شماره 7101، 17/7/89، صفحه 6 (اخلاق)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS