دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قوام دین و دنیا

استواری و قوام نظام دین و دنیا به چهار چیز است....
قوام دین و دنیا
قوام دین و دنیا
نویسنده: دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

امام امیرالمومنین علیه‌‌السلام در کلامی خطاب به جابربن‌ عبدالله انصاری، صحابی دیرپای پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: استواری و قوام نظام دین و دنیا به چهار چیز است: دانشمندی که علم خود را به کار بندد، جاهلی که از آموختن سرباز نزند، توانگر مال‌داری که از بخشش و احسان دریغ نورزد و فقیری که آخرت خویش را به دنیا نفروشد.

امام علیه‌‌السّلام در ادامه اما وظیفه‌ای را که بر دوش دانشمندان و مال‌داران می‌نهد، مقدم بر توصیه‌ای است که به دو گروه دیگر، یعنی جاهلان و فقیران می‌کند:‌ ای جابر! کسی که نعمت‌های خداوند بر او فزونی‌ می‌گیرد، نیازهای مردمان نیز به سوی او روان می‌شود، پس هرکه بدین نیازها به دیده‌ی رفع و روا بنگرد و از سر دفع و جفا برنخیزد، دارایی خود را به دوام و بقا تضمین کرده است، همان گونه که اگر به نیاز مردمان دیده فرو بندد، مال خود را در آستانه‌ی زوال و نابودی نهاده است.

نیاز مردمان، ‌یا در حوزه‌ی کسب دانش و دانایی است یا در محدوده‌ی جلب مال و توانایی. اگر گردش ثروت در جامعه در میان گروهی خاص محدود و محصور بماند و یا نشر علم و آگاهی از سوی عالمان نسبت به جاهلان نقصان و فتور یابد به فرموده‌ی امام، نظام دین و دنیا از قوام و استواری تهی می‌گردد؛ هرچند در ظاهر امور، ثر وت‌ها انباشته گردد و یا علوم و دانش‌ها آکنده.

سنت حسنه‌ای که از دیرباز در حوزه‌های علمی سنتی ما برقرار بود ـ و امروز نیز تا حدود زیادی پابرجاست ـ باز پس دادن دروس توسط شاگردان صبح به طلبه‌های عصر بود. آن که نیم روز شاگردی می‌کرد، در نیمه‌ی دوم همان روز بر تشکچه‌ی استادی می‌نشست و خود شاگردی را می‌آموخت و می‌نواخت. در این سنت، علم چیزی نبود که یکجا محبوس و ساکن بماند و در این روانی و سیالی بود که هم علم ویراسته و پالایش می‌شد و هم علم‌آموزان در دانشی که می‌آموختند خبره و چیره‌دست می‌شدند. علم آموخته شده‌ی در این مدرسه، توسط شاگرد و طلبه در مدرسه‌ی دیگری آموزش داده می‌شد و یا این که درس صبح، همان بعدازظهر به مباحثه و مداقه در می‌افتاد و این گونه بود که نظام طلبگی در داد و ستد متقن و جدی استاد و شاگردی در طول صدها سال قوامی یافت که هنوز در بعد انگیزه‌مندی تحصیلی، عمق تدریس و تدرس و غنای مطلب و محتوا از دیگر حوزه‌های آموزشی آکادمیک هماورد می‌طلبد و چه بسا در ابعاد یاد شده همچنان بی‌بدیل مانده است. این همان قاعده‌ای است که امام علی‌علیه‌السلام از آن به عنوان قوام دین و نیز دنیا یاد کرده است که عالم، علم خویش را دریغ نمی‌دارد و جاهل از آموختن سر برنمی‌تابد. البته این یک برداشت محدود و یک بعدی از آن فرمایش گرانقدر است. شاید برداشت بالاتر آن باشد که عالمان، علم خویش را به زیور عمل بیارایند و جاهلان، زنگار اعمال ناشایست و ناپسندیده را به صیقل علم و دانایی بزدایند.

نکته‌ی دیگر در آن کلام نورانی، توصیه به صاحبان مال و درم و دینار است که به گردش مولد و مثبت ثروت خویش در جامعه بیندیشند و تنها بر حریم خواسته‌ها و زیاده‌خواهی‌های خویش طواف نکنند و به شکرانه‌ی بازوی توانا، دست افتادگان را بگیرند.

طبیعت بشر به اقتضای زیاده‌خواهی و تنوع‌طلبی و قدرت‌جویی، هرگاه که مزه‌ی تنعم و عیش را می‌چشد هل من مزید می‌گوید و بیش و بیشتر می‌طلبد. یکی از راه‌های درمان این زیادت‌خواهی و سیادت‌‌جویی ناروا، جلوگیری از تکاثر ثروت و خودداری از غرقه‌شدن در مستی مکنت است و این میسر نیست مگر آن که صاحبان مال و درم، به واهبان صاحب‌ کرم تبدیل شوند و ثروت را نعمتی بدانند که شکر آن، بخشش است و نتیجه‌ی آن، برکت.

به فرموده‌ی قرآن، هرگاه خداوند به تقدیر نابودی امتی، صحنه‌ی تکوین را رقم می‌زند، مترفین و متکاثرین و مسرفین آن قوم را به فساد و تباهی دچار می‌کند. (و پرواضح است که این، نه جبر الهی، که قانونی تکوینی است. نه آن که اراده خداوند بر فساد ایشان در زمین است، بلکه این فساد نتیجه‌ی قهری و طبیعی اعمال خود ایشان است). بدین‌‌سان اتراف و اسراف و کنز مال و دریغ از نیازمندان، به نشر فساد و شکاف طبقات و انواع خصومات می‌انجامد. یک بار دیگر به باطن کلام نورانی امام علی‌ علیه‌السلام نظر کنیم که فروگذاری عالمان از وظیفه‌ی تعلیم و سرباز زدن مال‌داران از وظیفه‌ی انفاق را مایه‌ی فروپاشی نظام دین و دنیا توصیف می‌کند. نگاهی به نظام سرمایه‌داری امروز آمریکا و اروپا، شاید این پیش‌بینی را محسوس‌ترمان کند. قوام دین و دنیا به علم است و انفاق.

مقاله

نویسنده دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS