دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماهیت دین جدید امام مهدی (عج) (پرسش و پاسخ)

اینکه در برخی روایات آمده است که امام مهدی (عج) دین جدید، کتاب و سنت جدیدی به بشریت ارائه می‌کنند، آیا واقعاً ماهیت آنها با دین و کتاب و سنت فعلی متفاوت و متمایز است یا اینکه توجیه دیگری دارد؟
ماهیت دین جدید امام مهدی (عج) (پرسش و پاسخ)
ماهیت دین جدید امام مهدی (عج) (پرسش و پاسخ)

ماهیت دین جدید امام مهدی (عج) (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 11 اردیبهشت ماه 1397

پرسش:

اینکه در برخی روایات آمده است که امام مهدی (عج) دین جدید، کتاب و سنت جدیدی به بشریت ارائه می‌کنند، آیا واقعاً ماهیت آنها با دین و کتاب و سنت فعلی متفاوت و متمایز است یا اینکه توجیه دیگری دارد؟

پاسخ:

در برخی از روایات و نصوص دینی آمده است که امام مهدی (عج) با دین، کتاب، سنت و قضای جدیدی ظهور خواهند کرد. در اینجا به طور طبیعی این پرسش به وجود می‌آيد که ماهیت این دین، کتاب سنت و قضای جدید چیست ‌و چه وجوه تمایزی با دین فعلی ما دارد؟

در پاسخ به این سؤال ابتدا به دو نمونه از روایات وارده در این خصوص اشاره می‌کنیم و سپس به تبیین آنها می‌پردازیم:

1- امام صادق (ع) می‌فرماید: «اذا خرج القائم یاتی بامر جدید و کتاب جدید و سنه جدیده و قضاء جدید»: «هنگامی که قائم ظهور می‌کند، فرمان نو، ‌کتاب نو، روش نو و دادگاه (قضای) نو می‌آورد». (غیبت نعمانی، ص 235)

2- در حدیث دیگری نیز آمده است: «اذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول‌الله فی بدو الاسلام الی امر جدید» «هنگامی که قائم قیام می‌کند، امری جدید می‌آورد، همان‌گونه که رسول خدا (ص) در آغاز اسلام به امری جدید دعوت کرد. (ارشاد مفید، ص384)

حال ممکن است این پرسش به میان آید که منظور از امر، کتاب، روش قضای جدید و نو چیست؟ آیا چیزی غیر از؛ کتاب و قضای فعلی می‌آورد؟!

در پاسخ گفتنی است: تعبیر به نو و جدید، اشاره به این است که انقلاب مهدی یک دگرگونی اساسی است، نه روبنایی. از این رو جامعه خیال می‌کند، چیز جدیدی غیر از آیین فعلی است؛ در حالی که اسلام واقعی را بیان می‌کند. مشکلات و کاستی‌هایی که در عصر حاضر و قبل از ظهور دیده می‌شود، عبارتند از:

1- احکام و معارف فراوانی از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته به عللی (مانند پایین بودن سطح فرهنگ مردم یا نبود زمینه آن) بیان نشده است.

2- تعالیم و احکامی از قرآن و اسلام فراموش شده و از یادها رفته است و برای مسلمانان ناآشنا است.

3- اصول و احکام فراوانی دچار تحریف و دگرگونی معنوی یا موضوعی گشته است.

این تحریفات، توجیه‌ها، تأویل‌ها، انحراف‌ها و پیرایه‌ها بسیاری از باورهای اسلام ناب را تهدید می‌کند و ساخته‌های ذهنی مدعیان دین به عنوان باورهای دینی ترویج می‌شود!!

4- بدعت‌هایی در دین گذاشته می‌شود و احکامی از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم بیان می‌شود که روح اسلام ناب از آنها بی‌خبر است!!

این پیرایه‌ها و بدعت‌ها، اسلام را طوری کرده که اگر امام آنها را از اسلام بزداید و حقیقت دین محمدی را آشکار سازد، مردم عوام خواهند گفت: این یک چیز جدیدی است، نه اسلام! در صورتی که اسلام واقعی همین است و امام‌ آموزه‌های دین را مطابق اسلام اصیل مطرح می‌کند. او بدعت‌ها را باطل می‌کند و احکام خدا را همان‌گونه که صادر شده، ظاهر می‌نماید و حدود اسلامی را بدون سهل‌انگاری اجرا می‌کند، از این رو است که چنین برنامه‌ای برای مردم تازگی دارد. البته آنچه که او می‌آورد، همان است که حضرت رسول‌الله (ص) و اهل بیت ‌پیامبر (ع) بیان کرده‌اند و شیعه نیز آنها را از طریق عترت معصومین دریافت کرده است.

امام صادق (ع) در این‌باره می‌فرماید: «یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول‌الله امر الجاهلیه و یستانف الاسلام جدید» (مهدی) بر طبق شیوه رسول خدا (ص) رفتار می‌کند و آنچه از نشانه‌های گذشته باشد، از میان می‌برد، همان‌گونه که پیامبر نشانه‌های جاهلیت را از بین‌ برد. پس از ریشه‌کن ساختن بدعت‌ها، اسلام را از نو پیاده می‌کند». (بحارالانوار، ج 52،‌ص352)

هم چنین آمده است: «لایترک بدعه الا ازالها و لا سنه الا اقامها»؛ «هیچ بدعتی نیست مگر آن که (مهدی) آن را (از پیکر اسلام) می‌زداید و هیچ سنتی نیست، جز این که آن را برپا می‌دارد». (وسائل‌الشیعه، ج 25، ص436)

درباره کتاب تازه نیز باید دانست که این مسئله، به معنای آوردن قرآن دیگر و جدید نیست، بلکه آن حضرت اهداف و برنامه‌های اصیل قرآن را بیان کرده و تفسیر واقعی آیات را بیان خواهد نمود: « لو قام قائمنا... استانف بکم تعلیم القرآن و شرایع الدین و الاحکام و الفرائض کمال انزل‌الله علی محمد (صلی الله علیه وآله)»؛ «وقتی قائم ما به پا خیزد.... و سخنگوی ما سخن بگوید، قرآن و احکام دین را همان گونه که بر پیامبر نازل شده است از نو به شما می‌آموزد» (بحارالانوار، ج 2، ‌ص247)

پس  این تفسیر درست نیست که آن حضرت دین جدیدی می‌آورد، بلکه او همه را به دین واقعی و سیره و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت پاک او دعوت می‌کند و حتی در قضاوت و حکمر‌انی نیز چنین عمل می‌کند؛ هر چند برای دیگران تازگی داشته باشد. البته شکل حکومت آن حضرت (حکومت جهانی)، نحوه اداره جهان، تحقق برنامه‌ها و اهداف والای پیامبران و اولیا، بهبود کامل وضعیت مردم، گسترش توحید و یکتاپرستی در جهان، حاکمیت عدالت و قسط و انتخاب افراد بسیار شایسته و کاردان برای حکومت و .... بی‌نظیر و بی‌مانند است.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «زمین با نور پروردگار روشن می‌شود و در زمین مکانی باقی نمی‌ماند که در آن غیر خدا عبادت شود... و کنه دین برای خدا است، هر چند کافران را بد آید» (همان، ج 51،‌ص 146)

در حدیثی دیگر آمده است: «زندگان آرزو می‌کنند که ای‌ کاش مرده‌ها می‌دیدند عدل و اطمینان و خیر بسیاری را که خداوند به ساکنان زمین رساند.» (آثارالصادقین، ج 29، ص 268)

و «خداوند به دست قائم زمین را زنده می‌کند... زمین زنده می‌شود و مردم آن حیاتی نوین می‌یابند بعد از مرگشان». (بحارالانوار،‌ ج 34، ص325)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS