دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با فرقه های انحرافی توسط میرزا سید ابراهیم اسطهباناتی شیرازی حسینی

No image
مبارزه با فرقه های انحرافی توسط میرزا سید ابراهیم اسطهباناتی شیرازی حسینی

خدمات دینى

استهباناتى در دوران مرجعّیت خدمات دینى ارزنده اى انجام داد. وى از حوزه علمیه نجف اشرف که میراث گرانقدر سلف صالح و عالمان بزرگ تشیّع بود حمایت کرد و عالمان و مدرّسان و طلاّب را به پاسدارى از آن فرا خواند. آن بزرگوار بر حفظ شیوه ها و برنامه هاى سنّتى حوزه و تکامل در شیوه و روش ها با غرض خدا پسندانه و کار ساز تأکید داشت. از فعّالیت هاى دیگر آن بزرگوار، قدم نهادن در میدان مبارزه با گروه هاى ضد دینى و بدعت گذار بود، که با افکار زهر آلود خود جوّ جامعه را مسموم مى کردند و با اندیشه هاى بى ریشه خویش اندیشه مسلمانان را یکى پس از دیگرى در غبارى گران، خوابى سنگین و غفلتى ننگین فرو مى بردند. او در مقابله با دشمن بى باک و هتّاک، سختى هاى بسیارى متحّمل شد و این رنجِ گران را تحمّل نمود و تا آخرین نفس از پاى ننشست. مرحوم میرزا محمّد تقى شیرازى، به مبارزه پیگیر و خستگى ناپذیر ایشان تأکید بسیارى دارد، آنجا که نوشته است:

«بر برادران دینى ما لازم است، که به ویژه در راندن وبه خوارى کشاندن گروه هاى ره گم کرده و گمراه کننده و منحرفان از راه راست شریعت انور با هر چاره اندیشى و ابزارى که مى توانند به نحو کامل باوى همکارى کنند و در این راه تمام توان خود را به کار گیرند».

فقیهان و دانشمندان اسلامى در برخى دوره هاى تاریخى با عدّه اى از صوفیه به مخالفت و ضدیّت پرداخته اند. علّت این مخالفت این بوده که دانشوران الاهى احساس کردند، افرادى با نام صوفى گرى، اندیشه ها و معارف بیگانه را ـ که به ممالک اسلامى سرازیر شده بود ـ با علوم و معارف اسلامى و قرآنى در هم آمیخته و معجونى به نام تصوّف اسلامى مى سازند، که در حقیقت با معارف قرآنى و علوم زلال و صاف اهل بیت(علیهم السلام)، در تعارض بوده است و براى توجیه افکار باطل خود، قرآن وسنّت را به خدمت مى گرفته اند. این دسته از افراد با تأویل بعضى از آیات و روایات و تفسیرهاى ناروا از آنها، قرآن وسنّت را موافق خود، نشان مى دادند. مرحوم آیت الله استهباناتى دنبال این احساسِ خطر، خود را مسئول پاسدارى از حریم قرآن، سنّت و افکار مردم مسلمان مى دانست. وى در برابر چنین جریانى به مخالفت برخاست تا مجریان این طرز فکر، آب پاک معارف قرآن و اهل بیت(علیهم السلام)را با خاشاک ناپاک اندیشه هاى بیگانه نیالایند. استهباناتى در این زمینه عکس العملى بسیار عالى و روشنگرانه از خود نشان داده است.([24])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS