دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

متوجه شدم به چه دولتى رسیدم و چه زود از دست دادم

No image
متوجه شدم به چه دولتى رسیدم و چه زود از دست دادم

اقامت در نجف اشرف

میرجهانى در سال 1364ق مطابق 1305ش با اجازه پدر راهى عتبات عراق گردید و در نجف اشرف سکونت اختیار کرد و پس از استراحتى مختصر تصمیم گرفت به زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام)برود. در راه بازگشت به منزل، شور و شوق طلاّب علوم دینى وى را به وجد آورد و در اوّلین فرصت، مهیاى دانش اندوزى و استفاده از محضر فقها و مراجع عظام ساکن نجف اشرف گشت. در آغاز، حوزه درسى حاج شیخ عبدالله مامقانى توجه وى را جلب نمود، زیرا این استاد در فقه و اصول ماهر و مجتهدى محقق، با ذکاوت و پر کار به شمار مى رفت. آن چه بیش از جنبه هاى آموزشى براى میرجهانى جالب بود، استفاده مرحوم مامقانى از اوقات خویش به نحو احسن در پژوهش علمى بود و این که لحظه اى را به غفلت نمى گذرانید، حتى در ایام تعطیل به نگارش و تألیف مشغول بود.[22] میرجهانى از افاضات آقا ضیاء الدین عراقى در فقه و اصول بهره برد. استاد سومش در نجف آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى مى باشد. جنبه هاى والاى معنوى، اخلاقى و علمى این مرجع عالیقدر موجب شد میرجهانى ضمن استفاده از درس وى در مسجد شیخ طوسى، در زمره خواص آیت الله اصفهانى درآید و در ایّام اقامت در نجف، تحریر فتاوى، نوشته ها و مسؤولیت امور مالى آن فقیه فرزانه را عهده دار شود.[23]

اکثر اجازات آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى با خط میرجهانى صادر شده و خود ایشان از علماى نجف بیش از یکصد اجازه فقهى و روایى دریافت کرده است که پانزده نمونه آن به آیت الله اصفهانى اختصاص دارد. به نقل برخى منابع، او هم زمان محضر شخصیت هایى چون سید محسن حکیم و سید عبدالهادى شیرازى را هم مغتنم شمرد.[24]

در هنگام مرجعیت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى، آن مرجع بیدار هر چند وقت یک بار بین خدّام و صاحبان منازل در سامرّا که سُنّى مذهب بودند وجوهاتى را تقسیم مى کرد که توزیع این مبالغ توسط میرجهانى صورت مى گرفت و هدف این بود که افراد مذکور با زوّار شیعه به مدارا و ملایمت رفتار کنند. در یکى از این دفعات میرجهانى از سر کلید دار حرم عسکریین مى خواهد تا شب هایى او را در حرم تنها گذارد و درب حرم را بر رویش ببندد، کلیددار موافقت مى نماید و آن مرحوم از آن شب تا ده شب در کنار مزار امام على النقى و امام حسن عسکرى(علیهما السلام) به احیا پرداخت و بسیار تضرّع نمود که این روند تا حوالى صبح ادامه داشت. روز دهم که مصادف با جمعه بود، اوّل فجر وقتى درب حرم گشوده شد، وى با شوقى وافر به سرداب مقدّس مشرف گردید و چون از پله ها پایین رفت، آن موقع که هنوز برق نیامده بود، مشاهده کرد سرداب چون شب مهتابى روشن است و سیدى در آن جا نشسته و به ذکر، دعا و عبادت مشغول است. میرجهانى از مقابلش گذشت و در کنار درب صفّه ایستاد و زیارت حضرت ولى عصر (عج) را خواند و مشغول نماز شد، بعد از اقامه نماز، شروع به خواندن دعاى ندبه نمود. وقتى به جمله «و عرجت بروحه الى سمائک» رسید، آن آقا فرمود: این جمله از ما نرسیده «و عرجت به الى سمائک» درست است. میرجهانى مى گوید:

«دعا را تمام کردم و به سجده رفتم و در آن لحظه متوجه شدم آن آقا کیست که فرمود این جمله از ما نرسیده است. با حالتى خوفناک سر از سجده برداشتم که دامن مطلوب را بگیرم، دیدم سرداب تاریک است و کسى نیست، متوجه شدم به چه دولتى رسیدم و چه زود از دست دادم.»[25]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد حسن میرجهانی

محمد حسن میرجهانی

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS