دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مد (fashion)

No image
مد (fashion)

كلمات كليدي : مد، آرايش، هم گوني، رفتار جمعي، مد اجتماعي، مد گرا

مد واژه‌ای فرانسوی و به معنی شیوه و روش و در شکل مصطلح به معنی طریقه موقتی است که طرز زندگی، لباس پوشیدن و دیگر رفتار‌های برخی افراد را تنظیم می‌کند. در جامعه شناسی به رفتار جمعی نوظهوری که به قدر رسم اجتماعی تثبیت نشده باشد، مد اجتماعی گویند. (sacial fashion)

 مد از آن حیث از سلیقه‌های شخصی متفاوت است که تا حد معینی، افراد را به اجبار به جانب هم‌گونی (conformity) سوق می‌دهد. مد به قرارداد نزدیک است، زیرا از تمایل به حیثیت اجتماعی نشأت می‌گیرد.

طبق نظریه "جورج زیمل" مد همان تغییر غیر متمرکز جنبه‌های فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی در وضعیت اجتماعی انسان ناشی می‌شود. از طرفی هر کدام از انسان‌ها دوست دارند از دیگران تقلید کنند و از طرف دیگر مایلند، متفاوت از دیگران باشند. جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه می‌کند. "زیمل" که نظریاتش در مورد مد هم‌چنان مورد استفاده جامعه‌شناسان است، معتقد است که ‌این تمایلات دوگانه به ماهیت انسان‌ها برمی‌گردد؛ انسان‌ها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند.

بنابراین مد از نظر جامعه‌شناسان یکی از راه‌های مختلف زندگی اجتماعی است که ما به کمک آن می‌خواهیم خود را در فعالیت‌های اجتماعی وارد سازیم و با هم‌گونی با سایر انسان‌های اطرافمان به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنیم. ضمن این‌که در اوج این هم‌گونی دوست داریم که از آن‌ها متمایز باشیم.

بسیاری از طبقات اجتماعی مد را به کار می‌گیرند تا تمایز خود را با دیگران نشان دهند. برای مثال طبقات مرفه جامعه با پوشش خاصی تمایز خود را از طبقات فرودست جامعه‌ نشان می‌دهند.

در اثر گسترش مد جدید، هر لحظه افراد بیشتری از آن پیروی می‌کنند؛ ولی بعد از مدتی مد مورد نظر به صورت یک امر عادی در می‌آید و تنوع قبلی را از دست می‌دهد.

مد ابتدا برای گروه‌های برتر اجتماعی (برتری در شأن اجتماعی و یا رفاه‌ مادی) در نظر گرفته می‌شود تا مابقی افراد از آنها تقلید کنند و در این میان افرادی که طراحان مد هستند درآمد بالایی از آن کسب می‌کنند. مد باعث طبقه‌بندی غیر منطقی و غیرمعقول جامعه می‌شود. افرادی که جزو گروه‌های پایین جامعه هستند برای این‌که فاصله خود را با طبقات برتر کم کنند از گروه‌های برتر اهل مد پیروی می‌کنند؛ اما این مسأله هیچ‌ وقت برعکس نمی‌شود.

این طبقه‌بندی ناعادلانه، باعث به حرکت درآمدن بیشتر جریان مد می‌شود. برای مثال پس از استفاده فرزندان مرفهین جامعه از لباس‌های فاخر، به طور طبیعی فرزندان طبقات پایین‌تر اجتماعی متقاضی آن می‌شوند. پس از مدتی که همه طبقات از آن لباس استفاده نمودند، لباس مورد نظر برای طبقه بالا امتیاز منحصر به فرد، تلقی نمی‌شود. در نتیجه طبقه بالا دنبال لباس و مد جدیدی خواهند بود تا از سایر افراد متمایز شوند.

پدیده مد به لباس محدود نمی‌شود، طرز نشستن، صحبت کردن، راه رفتن، مدل مو، وسایل منزل و... همگی می‌توانند متأثر از مد باشند. پیروی دائمی و نابخردانه از پدیده مد، آشفتگی ذهنی شدیدی به دنبال می‌آورد. فرد تا مدت‌ها به صرف هزینه مالی، وقت و تفکر، جذب پدیده‌ای می‌شود که به زودی برای او کهنه خواهد شد.

پدیده مد انتخاب افراد را محدود می‌نماید و از سویی ممکن است با بسیاری از آموزه‌های دینی و اخلاقی ناسازگار باشد. بنابراین مد باید با وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی افراد تطبیق داده شود و افراد تلاش کنند تا یک جریان از پیش تعیین شده، به راحتی زندگی و سلایق آنها را تحت کنترل در نیاورد.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS