دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراقبه

No image
مراقبه

مراقبه از جمله مراحل و شرایط سیر و سلوک الی الله پس از مشارطه است که سالک باید در تمام مراحل حرکت آن را رعایت کند.

«مراقبه‌» از ماده «رقبه‌» به معنى «گردن‌»، گرفته شده و از آنجا که انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چیزى گردن مى‌کشد، و اوضاع را زیر نظر مى‌گیرد، این واژه بر معنى نظارت و مواظبت و تحقیق و زیر نظر گرفتن چیزى، اطلاق شده است. در اصطلاح عبارت است از آنکه سالک در جمیع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظیفه اوست تخطّى ننماید و از آنچه بر آن عازم شده تخلّف نکند. یعنى انسان بعد از عهد و پیمان با خویش براى طاعت فرمان الهى و پرهیز از گناه باید مراقب پاکى خویش باشد، چرا که اگر غفلت کند، ممکن است تمام شرط و پیمانها به هم بریزد.

مراقبه معناى عامّى است که به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالک تفاوت مى‌کند. در ابتداى امر سلوک مراقبه عبارتست از آنکه از آنچه به درد دین و دنیاى او نمى‌خورد اجتناب کند و از ما لا یعنى دورى گزیند و سعى کند تا خلاف رضاى خدا در قول و فعل از او صادر نگردد، ولى کم‌کم این مراقبه شدّت یافته و درجه به درجه بالا مى‌رود. گاهى مراقبه عبارتست از توجّه به سکوت خود و گاهى به نفس خود و گاهى به بالاتر از آن از مراتب حقیقت از اسماء و صفات کلّیّه الهیّه.

مراقبت از برون

پیش از آن که انسان مراقب خویش باشد، فرشتگان الهى مراقب اعمال او هستند؛ قرآن مجید مى‌فرماید:

« و ان علیکم لحافظین » (انفطار/‌10)

بى‌شک حافظان و مراقبانى بر شما گمارده شده است.

در اینجا منظور از «حافظین‌» همان حافظان و مراقبان اعمال است ‌به قرینه آیات بعد که مى‌فرماید:

« یعلمون ما تفعلون »

آنها مى‌دانند شما چه مى‌کنید.

و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، همیشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.

« ان ‌الله‌ کان ‌علیکم‌ رقیبا» (نساء /1)

به ‌یقین‌ خداوند مراقب ‌شماست!

اما آنچه سالک خود انجام میدهد مراقبتی است که از درون مى‌جوشد، نه از برون، و به همین دلیل، تاثیر آن، بسیار زیاد، و نقش آن فوق‌العاده مهم است. البته توجه به «مراقبت از برون‌» سبب مى‌شود که پایه‌هاى «مراقبت از درون‌» محکم گردد.

باید دانست که مراقبه از اهمّ شرائط سلوک است، و مشایخ عظام را در آن تأکیداتى است و بسیارى آن را از لوازم حتمیّه سیر و سلوک شمرده‌اند، چه آن به منزله سنگ بنیان است که ذکر و فکر و سایر شرائط بر آن بنا نهاده مى‌شود، لذا تا مراقبه صورت نگیرد ذکر و فکر بدون اثر خواهد بود. مراقبه حکم پرهیز از غذاى نامناسب براى مریض را دارد، و ذکر و فکر حکم دارو، تا وقتى که مریض مزاج خود را پاک ننماید و از آنچه مناسب او نیست پرهیز نکند دارو بى‌اثر خواهد بود و چه بسا گاهى اثر معکوس مى‌دهد، لذا بزرگان و اساتید عظام این راه، سالک بدون مراقبه را از ذکر و فکر منع مى‌کنند و ذکر و فکر را بر حسب درجات سالک انتخاب مى‌نمایند . در آیات قرآن و روایات اسلامى اشارات فراوانى نسبت‌به این مرحله آمده است:

«الم یعلم بان الله یرى» (علق/ 14)

آیا انسان نمى‌داند که خدا او و اعمالش رامى‌بیند»

که هم اشاره به مراقبت پروردگار نسبت ‌به اعمال انسان است، و هم این که او باید مراقب خویش باشد.

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون» (حشر/‌18)

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت) خدا بپرهیزید و هر کس باید بنگرد تا براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.»

جمله و لتنظر نفس ما قدمت لغد در واقع همان مفهوم مراقبه را مى‌رساند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«کسى که مراقب قلب خود در برابر غفلت، و نفسش در برابر شهوت، و عقلش در مقابل جهل باشد، نام او در دفتر بیداران و آگاهان ثبت مى‌شود، و آن کسى که مراقب عملش از نفوذ هوا پرستى و دینش از نفوذ بدعت، و مالش از آلودگى به حرام بوده باشد در زمره صالحان است.» [1]

در یکى از خطب‌ امیرمؤمنان ‌على(علیه‌السلام) ‌آمده‌ است:

«خدارحمت کند کسى‌راکه(دراعمال خویش) مراقب پروردگارش باشد، واز گناه بپرهیزد و با هواى نفس خویش مبارزه کند و آرزوهاى واهى را تکذیب نماید.»[2]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS