دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مسلمانان؛ پیشگامان شکوفایی علم و تمدن

No image
مسلمانان؛ پیشگامان شکوفایی علم و تمدن زمان صدر اسلام آموزش علم به عنوان یکی از واجبات دینی بر هر مسلمانانی واجب و ضروری شد؛،از این رو مسلمانان به علوم مختلف توجه بسیاری کردند، به گونه ای که با نزول آیات الهی اشتیاق به کتابت آن در میان مسلمانان بسیار افزایش یافت.
اهمیت علم و علم آموزی در اسلام به قدری بالاست که قرآن کریم به قلم و به آنچه که می نویسد سوگند یاد کرده است. چرا که قلم را وسیله و ابزاری برای بیان و ارائه افکار و اندیشه ها می داند. مسلمانان با توجه به علاقه ای که به کتابت، خواندن و آموزش داشتند، سعی می کردند همه چیز را به صورت مکتوب در آورند که نمونه هایی از آنها اینک در موزه ها نگهداری می شود.
مسلمانان از همان ابتدا، به منظور اشاعه علم و دانش میان گروهها و اقشار مختلف و حفظ میراث مسلمانان سعی می کردند سخنان حضرت محمد (ص) و حتی نامه هایی را که ایشان به پادشاهان کشورهای مختلف برای اسلام آوردن می فرستادند به صورت مکتوب نگهداری کنند.
پیشرفت و اهتمام آنها به کتابت تا جایی بود که سعی داشتند اشعار شاعران برجسته ای که در مدح نبی اکرم است را با طلا نوشته و بر دیوار خانه خدا بیاویزند.
مسلمانان به عنوان پیشگامان فراگیری علم و دانش در سطح بسیار وسیعی فعالیت می کردند، به گونه ای که در دوران طلایی خود از سردمداران علوم مختلف دینی، ادبیات، پزشکی، داروسازی، هندسه، حساب و حتی معماری به شمار می رفتند.
حضرت محمد (ص) از مشوقان مسلمانان برای علم آموزی به شمار می رود و گواه تاریخی آن این است که پس از جنگ بدر هر کدام از اسیرانی که توانایی پرداخت فدیه نداشتند، چنانچه به 10 مسلمان آموزش خواندن و نوشتن می دادند، آزاد می شدند.
این جایگاه علم و عالم از منظر قرآن و پیامبر، مسلمانان را بر آن داشت تا به سوی دانش و علم سوق و گرایش بیشتری بیابند و در علوم مختلف سرآمد بوده و الگوی کشورهای دیگر قرار گیرند. در واقع اسلام به شکوفایی علم و دانش میان مسلمانان کمک فراوانی کرد و بسترهای لازم برای پیشرفت فرهنگ و تمدن مسلمانان را فراهم آورد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS