دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معرفت نفس و خود شناسی

فدای حقیقت شوم که از او خبر نداری. دستورالعمل آن است که از خود و خودرأیی دست برداری، جان من به لب آمد از گفتن این که راه نجات و خلاص و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است، و ذکر و فکر، خود راهنمای تو خواهد شد.
معرفت نفس و خود شناسی
معرفت نفس و خود شناسی
نویسنده: آیت الله سید احمد کربلائی

بسم الله الرحمن الرحیم

زنده باد حضرت دوست، و مرده باد هر چه غیر اوست.

ای هُدهُد صبا به سبا می‌فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت

حیف است طایری چو تو در خاکدان دهر

زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت

در راه عشق، مرحله قرب و بعد نیست

می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت

هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر

در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت

از غایب از نظر که شدی همنشین دل

می گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت

فدای حقیقت شوم که از او خبر نداری. دستورالعمل آن است که از خود و خودرأیی دست برداری، جان من به لب آمد از گفتن این که راه نجات و خلاص و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است، و ذکر و فکر، خود راهنمای تو خواهد شد. «یا من اسمه دواء و ذکره شفاء»: [ای که نام او دوای دردها و یاد او شفابخش جانهاست].

«دوائک فیک و لاتبصر، ودائک منک ولاتشعر»: [درد تو در درون خود توست نمی‌بینی و داروی تو هم نزد خود توست نمی‌فهمی]. تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز. جناب عالی در همه چیز اهتمام دارید، مگر در همین یک کلمه، پس حالا که چنین است:

تو و تسبیح و مصلّی و ره زهد و ورع

من و میخانه و ناقوس و ره دیر و کُنِشت

باری جناب حاج میرزا .....سلّمه الله، انشاء‌الله از آب و گِل بیرون آمده است و رشتة معرفت نفس به دست آورده و آقامیرزا...هم ماشاء‌الله خوب مشغول است بِحَسَب ظاهر، امید پیش آمد، بزودی انشاء الله در او هست.

باری نوشته بودی در تضرّع و ابتهال هم چیزی بنویس تا این که نوشتجات ناقص نماند. نمی‌دانم بر این حرف خنده کنم یا گریه، ای کاش در دل مبارکت زنده می‌شد و نوشته می‌شد و الا بر کاغذ خیلی زده‌اند و نوشته‌اند.

فدایت، این مسأله و باقی مسائل راه آخرت آموختنی نیست، بلکه نوشیدنی است. تضرّع و ابتهال از درد و سوز دل برمی‌خیزد. درد پیدا کن، آن خود تضرّع و ابتهال می‌آورد.

آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

هرگز شنیده شده که زن بچه مرده را گریه تعلیم کنند؟ یا زن آبستن را زاییدن آموزند؟ بلی نائحه [زن نوحه کننده] را که اجاره کنند یا بازی زاییدن بخواهند درآورند، محتاج به تعلیم و آموختن خواهد بود.

از این فرمایش سرکار، علاوه بر سایر مطالب، معلوم می‌شود که به ذکر و فکر نپرداخته تا آتش فراق مشتعل گردد و همچنین در مجاهده هم کوتاهی کرده و مغرور شده‌ای والا مجاهده صادقه، علم وجدانی به قبایح اعمال و افعال و سکنات و اخلاق و ملکات می‌آورد، و اینها از دنائت مرتبه نفس است که حقیقتاً جهنم روحانی است.

اگر کسی خود را فعلاً و حقیقتاً در جهنم دید، محتاج به آموختن تضرع و ابتهال نخواهد بود. «فهم والنار کمن راوها فهم فیها معذبون».[1] [متقین مانند کسی هستند که آتش را می‌بیند و در آن معذب است] طرفه این که با این همه بی التفاتی، تعجّبم که از کجا یک مطلب را خوب فهمیده‌ای، و آن این است که جهالت این حقیر را خوب فهمیده و به رشوه ناقص نماندن نوشتجات، دل مرا شاد فرموده‌ای. با وجود این، باز می‌گویی کشف و شهودی برایم نشده و علمی به حقایق اشیاء نیافته‌ام. در این خیال بوده باشید!

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مقاله

نویسنده آیت الله سید احمد کربلائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS