دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معیار ارزش اخلاقی

از دیدگاه اسلام، کار اخلاقی و ارزشمند، کاری است که صرفاً برای تحصیل رضای خداوند انجام گیرد.
معیار ارزش اخلاقی
معیار ارزش اخلاقی
نویسنده: علی مهدوی

قرآن؛ بهار دلها

‌«و ما تنفقوا من خیر فلانفسکم و ما تنفقون الاابتغاء وجه الله؛ آنچه انفاق می‌کنید به نفع خود شماست، اما در صورتی که جز به طلب وجه الله انفاق نکنید»(رعد: 22).‌

از دیدگاه اسلام، کار اخلاقی و ارزشمند، کاری است که صرفاً برای تحصیل رضای خداوند انجام گیرد. رضای خداوند مراتبی دارد و انسانها به صور گوناگون در جستجوی رضای خدا هستند؛ یعنی این خواسته در ایشان شکلهای مختلفی دارد: گاهی رضای خداوند به این لحاظ که منشاء پاداش اخروی می‌شود و یا به این لحاظ که منشاء نجات از عذاب می‌شود مورد توجه انسان است و انگیزه انجام کارهایی به دست او خواهد شد؛ ولی گاهی هیچ یک از پاداش یا کیفر مورد توجه وی نیست و انگیزه وی در انجام کاری، صرفا رضا و خشنودی خداوند خواهد بود که این حقیقت برای او مطلوبیت ذاتی دارد. چنین حقیقتی است که در اولیای الهی تحقق پیدا می‌کند و به عنوان انگیزه کارها و عبادتها روی آن تکیه می‌شود. به هر حال از دیدگاه اسلام حد نصاب ارزش اخلاقی کار آن است که برای رضای خداوند انجام شود. به عبارت دیگر؛ مقوّم ارزش اخلاقی کار این است که به منظور تحصیل رضایت و خشنودی خداوند انجام گیرد.‌در قرآن آیاتی داریم که تقریبا به طور مطلق، رضای خداوند را مقوّم ارزش اخلاقی کارها معرفی می‌کند و در مقابلش نیتها و انگیزه هایی را که مخالف با رضای خداوند و نامتناسب با آن باشد، موجب سقوط فعل از ارزش اخلاقی دانسته و به عنوان ضد ارزش اخلاقی مطرح می‌کند. نسبت به بعضی موارد، آیات زیادی صریحا و نیز با تاکید روی رضایت خداوند تکیه کرده است شاید به این علت که در این موارد خاص، انسان بیشتر در مظانّ انحراف و در معرض نیتهای نادرست قرار می‌گیرد؛ از این رو خداوند برای جلوگیری از انحراف از ارزشهای اخلاقی و پیشگیری از سقوط انسان در ارزشهای منفی بویژه روی نیت و انگیزه الهی تاکید کرده است و بر عکس، در موارد دیگر وضع به گونه ای است که اگر کسی نیت غیر خدایی داشته باشد، این یک حالت انحرافی و استثنایی خواهد بود مثل اینکه کسی فقط برای ریاکاری نماز بخواند چنین چیزی در مومنین جنبه استثنایی دارد و در منافقین اتفاق می‌افتد؛ ولی در این موارد خاص که روی رضایت خداوند تکیه شده، حالت انحرافی یک استثنا نیست، بلکه بسیاری از مردم و حتی مومنین مبتلابه آن می‌شوند. مثلادر انفاقات این حالت زیاد اتفاق می‌افتد و از جاهایی است که چون مورد حاجت و لغزشگاه بوده، قرآن رویش تکیه می‌کند، مانند آیه صدر بحث. ‌

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS