دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقابله با استکبار و مستکبران در سیره نبوی

No image
مقابله با استکبار و مستکبران در سیره نبوی

استكبار، سيره نبوي

بهرام شریفی

مقابله استکبار و مستکبران به معنای نفی هر گونه

برتری جویی و گردن فرازی و گردنکشی و ایستادگی در مقابل این امور است که در سیره رسول خدا درخششی خاص دارد. استکبار چهره‌های گوناگون دارد که در هر چهره و لباسی ظهور کند باید با آن مقابله کرد. زیرا اگر از حق و کرامت آدمی و حرمت ایمانی و حقوق انسانی دفاع نشود، به همه حریم‌های انسانی و ایمانی تعدی می‌گردد که مستکبران هیچ حد و مرزی برای خود نمی شناسند و اگر تباه گری و ستم ورزی آنان دفع نشود زمین و زمان را از تباهی لبریز سازند.

و لو لادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض.

و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله دیگر دفع نمی‌کرد، قطعاً زمین تباه می‌گردید.

مسیر حرکت و سیر مبارزه و نقش تاریخی پیام آوران الهی چنین بوده است که آنان بر ضد ظلمت‌ها قیام می‌کردند. بر ضد شرک و بت پرستی، تبعیض و ستم ورزی، استثمار و بهره کشی، بردگی و نابرابری، خودکامگی و عدم آزادی و در یک کلمه بر ضد همه استضعاف‌ها، بر ضد شرک با همه مظاهر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن. آنان هرگز در کنار مستکبران قرار نگرفتند و جز راه قیام بر ضد همه ظلمت‌ها و ظلم‌ها نپیمودند. رسول خدا در تمام دوران رسالت خویش رویاروی مستکبران ایستاد و با خودکامگی و ستمگری و جنایتکاری و تجاوز گری مبارزه کرد.

پیامبر به مقابله و دفاع از حریم اسلام و مسلمانی پرداختند و در این راه پذیرای این همه نبرد دفاعی گشتند. آن حضرت در راه نجات مردمان و تحقق آن هیچ دورانی را به راحت نگذراندند. به تعبیر امام راحل ‍: «پیغمبر اکرم تمام عمرش در زحمت بود. نمیتوانید در تاریخ پیغمبر پیدا کنید که یک ماه ایشان راحت نشسته باشد؛ تمامش زحمت شما را کشیده است. الان دینش دست شماست. سیزده سال آن قدر معذب بوده در مکه باقی‌اش هم همه‌اش به جنگ و جدال و به دفع اشخاص ظالم مشغول بود». اسلام دین سلم و صلح و عدالت است و هرگز اجازه قدرت طلبی و ستم پیشگی و تعدی به پیروان خود نمی‌دهد، در عین حال آنان را به ایستادگی در برابر تجاوز گری می‌خواند و این دفاع مشروع و عقلانی را والاترین عمل انسانی و ایمانی معرفی می‌نماید.

صبر و استقامت

«صبر» به مفهوم استقامت و نگهداری نفس و عین «رشد» است. زیرا «رشد»، استقامت در راه حق و صلب داشتن و در سختی بودن در راه آن است. «صبر» در این معنا جهادی است دائمی که صورت آن تغییر می‌یابد، اما اصل مبارزه و استقامت و پایداری ثابت است؛ گاهی خویشتنداری در برابر معاصی است و گاهی ثبات قدم در اطاعت حق است، زمانی پایداری در جنگ است و زمانی استواری در صلح، هنگامی شکیبایی بر سختی‌ها و ناراحتی‌ها و هنگامی ثبات نفس در خوشی‌ها و راحتی‌ها.

بدون چنین صبری گام زدن در مسیر رشد و تعالی و رسیدن به اهداف و مقاصد عالی ممکن نیست و آنچه پیامبر اکرم(ص) را در رسیدن به آن اهداف والا و بلند یاری داد و زمینه تحقق مقاصد الهی آن حضرت را فراهم نمود، صبر و استقامت وی بود. به تعبیر امام راحل: پیغمبر وقتی که مبعوث شد، با پافشاری و استقامت کارش را راه انداخت.

هیچ کس مانند پیامبر در راه خدا اذیت و آزار نشد و هیچ کس چون او در راه حق شکیبا و پایدار نبود. به بیان امام راحل:

پیغمبر اکرم(ص) وقتی که به رسالت مبعوث شد و شروع به تبلیغ کرد، یک طفل هشت ساله را ( حضرت امیر ) و یک زن چهل ساله (حضرت خدیجه ) به او ایمان آوردند. جز این دو نفر کسی را نداشت و همه می‌دانند که چقدر آن حضرت را اذیت کردند و کار شکنی‌ها و مخالفت‌ها نمودند، لیکن مأیوس نشد و نفرمود کسی ندارم.

ایستادگی کرد و با قدرت روحی و عزمی قوی از هیچ، رسالت را به اینجا رسانید. پیامبر نگران آینده امت بود که خیر و صلاح و سلامت آنان در گرو صبر و استقامت وی بود. اینک پیامبر نگران امت است و اینکه راه او را بپویند و به سیره او تأسی کنند تا به حریت، عزت و سعادت رسند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS