دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منتقدان رفاه اجتماعی

هربرت اسپنسر: وی معتقد است جامعه چیزی نیست جز روندی مداوم از ستیزه ها و جنگی پایان ناپذیر برای بقا. این امر نه تنها کاملا طبیعی است ، بلکه کاملا مطلوب نیز هست ؛ زیرا اگر نیرومندترین بقا بیابند، کل بشریت نیرومندتر خواهد شد. این سخن به این معناست که مردم را باید به حال خود واگذاشت تا به بهترین شکلی که می توانند، زنده بمانند یا نمانند؛ زیرا هر گونه دخالت در روندهای طبیعی باعث ضعیف تر شدن آدمی خواهد شد. به نظر او، بازاری که برای عموم آزاد باشد، وسیله و واسطه آرمانی این ستیز تکاملی است ؛ پس برای دولت نقش چندانی بر جای نمی ماند...
No image
منتقدان رفاه اجتماعی
منتقدان رفاه اجتماعی هربرت اسپنسر: وی معتقد است جامعه چیزی نیست جز روندی مداوم از ستیزه ها و جنگی پایان ناپذیر برای بقا. این امر نه تنها کاملا طبیعی است ، بلکه کاملا مطلوب نیز هست ؛ زیرا اگر نیرومندترین بقا بیابند، کل بشریت نیرومندتر خواهد شد. این سخن به این معناست که مردم را باید به حال خود واگذاشت تا به بهترین شکلی که می توانند، زنده بمانند یا نمانند؛ زیرا هر گونه دخالت در روندهای طبیعی باعث ضعیف تر شدن آدمی خواهد شد. به نظر او، بازاری که برای عموم آزاد باشد، وسیله و واسطه آرمانی این ستیز تکاملی است ؛ پس برای دولت نقش چندانی بر جای نمی ماند. رابرت نوزیک : نوزیک هر آنچه را مشروع می داند که از کاربست حقوق فردی سرچشمه گرفته باشد و هر چیزی که از تجاوز به این حقوق ناشی شود، به نظر او مشروع نیست. بر این مبنا، نوعی نظریه عدالت استحقاقی یا آیینی مطرح می شود که نوزیک ازآن در قبال نظریه هایی که الگومند یا وضعیت پایانی نامیده می شود دفاع می کند. استدلال های نوزیک به معنای نفی کلی همه اشکال بازتوزیع و سیاست های مساوات طلبانه است. فلسفه اختیارگرایانه او تا حدودی به عنوان پاسخی به نظریه عدالت اجتماعی راولز تدوین شد. وی مدعی است ، آنهایی که برای حذف درماندگی ها و نابرابری های اجتماعی می کوشند، در واقع بی عدالتی را دوام می بخشند نه آن که مشکل را حل کنند. به این ترتیب ، از میان برداشتن نظام های دولت رفاهی و جایگزین کردن آنها با اشکال تامینی و بیمه ای مبتنی بر بازار، از هر جهت موجه است. میلتون فریدمن : فریدمن در کتاب آزادی انتخاب با تعبیر افتضاح رفاه اجتماعی دیدگاه انتقادی خود را نسبت به دولت رفاه نشان می دهد و معتقد است همه افراد در همه جا از نقایص نظام رفاهی موجود آنها (ایالا ت متحده) آگاهی دارند. وی می نویسد: با وجود رواج روز افزون فراوانی در سطح جامعه ، باز هم فهرست کمک های دولتی به افراد، در حال توسعه است. دستگاه اداری عریض و طویلی به جای آن که به مردم خدمت کنند همواره در این زمینه مشغول کاغذبازی است. شهروندان به 2گروه تقسیم شده اند: گروهی که کمک های دولتی دریافت می کنند و گروهی برای تامین این کمک ها مالیات می پردازند. آنان که کمک های دولتی دریافت می کنند، انگیزه کمتری برای کارکردن دارند. پرداخت این کمک ها از ایالتی به ایالت دیگر فرق می کند و این خود انگیزه ای است برای مهاجرت مردم. هرچند گاهی گزارش ها حاکی است آنهایی که دریافت کنندگان کمک های دولتی هستند، هیچ احتیاجی به این کمک ها ندارند و به اصطلاح این کمک ها به دست گروه هدف خود نرسیده است. فریدمن می گوید: به همان میزان که شکایت ها درباره برنامه رفاه اجتماعی درحال افزایش است ، شمار این گونه برنامه ها نیز رو به افزایش است و اکنون بیش از صد برنامه درهم و برهم برای کمک به تهیدستان داریم که به صورت قانون درآمده است. فریدمن با کمک آمار و ارقام ثابت می کند اقدامات برنامه های رفاهی مانند کمک هزینه مسکن ، مراقبت های پزشکی دارای توجیه نیست و کاستی های فراوانی دارد. مثلا وی می گوید: در سال 1978 خط فقر برای یک خانواده 4نفری غیرروستایی درآمدی نزدیک به 7000دلار بود. گفته می شود که حدود 25میلیون نفر عضو خانواده هایی هستند که زیر همین خط فقر قرار دارند. طبق همین آمار هزینه برنامه های رفاهی بالغ است بر 3500دلار در سال برای هر فردی که درآمد سالانه اش زیرخط فقر قرار دارد و این یعنی سالیانه 14دلار برای هر خانواده 4نفری ، یعنی 2برابر خط فقر. اگرهمه این پول ها به دست فقرا می رسید، دیگر فقیری باقی نمی ماند. وی ادامه می دهد و می نویسد: طبق محاسبات و اظهارات وزارت بهداشت و آموزش و رفاه اجتماعی ، پولی که وزارتخانه تنها ظرف یک سال از راه تقلب و سوءاستفاده و ریخت و پاش از دست داده ، آن چنان بالا بوده که با آن می توانسته اند بیش از یک صدهزار خانه بسازند که هر کدام بیش از 50هزار دلار ارزش داشته باشد. دولت با توجیه وظایف و نقش های کلیدی و مهم و کارهای نیکوکارانه ، خود دلایل وجود خود بزرگ را توجیه می کند و با افزایش اقدامات باعث بزرگ شدن حجم خود می شود. این افزایش حجم دولت باعث به وجود آمدن مشکلات دیگری در عرصه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی می شود. مشکلات جدی تر و عمیق تر تاثیراتی است که این برنامه ها در بافت جامعه می گذارد، چرا که همین برنامه ها سرانجام نهاد خانواده را ضعیف می کنند، انگیزه کار کردن را کاهش می دهند، انگیزه پس انداز کردن را کاهش می دهند، انگیزه ابداع و نوآوری را از میان می برند، انگیزه جمع کردن سرمایه را تقلیل می دهند و بالاخره آزادی ما را محدود می کنند. دخالت های دولت در بازار از قوانین مخصوص خود، یعنی قوانین علمی پیروی می کند. این نوع دخالت ها از نیروهایی تبعیت می کنند و به طرفی می روند که با خواست و آرمان بنیانگذاران و طرفداران آن به هیچ وجه سازگار نیست. هر جا دولت در عملکرد بازار دخالت کند، همین اتفاق می افتد. هربرت مارکوزه : اساس نقادی مارکوزه از دولت رفاه ، مبتنی بر سیاست زدایی کردن و ایجاد انسان و جامعه تک ساحتی تحت لوای دولتی است که به مثابه پدیده ای ترکیبی از نیروهای متعدد که به امر مدیریت و کنترل اقتصادنوین یاری می رسانند، به استفاده قهرآمیز از ایدئولوژی متوسل می شود. به نظر مارکوزه ، حقوق و آزادی های فردی که از عوامل بنیادین نخستین مراحل پی ریزی یک جامعه صنعتی بود در جوامع پیشرفته امروزی به خاطر نظارت نوظهوری که از سوی دولت رفاه اعمال می شود، نفوذ وتاثیر خود را از دست داده است. از دید او، در جوامع تحت سلطه دولت رفاه ، آزادی فکر، آزادی گفتار و آزادی شناخت و آزادی انتخاب مشاغل که در گذشته باعث ظهور نظریات انتقادی در هر جامعه می شد، جای خود را به فرهنگ مادی و حسابگرانه ای سپرده و به کلی ازارزش و اعتبار پیشین افتاده اند. این فرهنگ مادی ، نفوذ و تاثیر قاطعی در همه شوون زندگی افراد جامعه ایجاد کرده است. ‌ محمدحسین محمدی
روزنامه جام جم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS