دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منجی از منظر تاریخ و ادیان

به باور زرتشتیان، در روزگار پس از زرتشت، در پایان هر هزاره یک منجی از نسل زرتشت ظهور خواهد کرد
منجی از منظر تاریخ و ادیان
منجی از منظر تاریخ و ادیان
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی

به باور زرتشتیان، در روزگار پس از زرتشت، در پایان هر هزاره یک منجی از نسل زرتشت ظهور خواهد کرد

آدمیزاد از دیرین‌ترین زمان و از آن هنگام که یارا یافت تا ابتدایی ترین جوامع را تشکیل دهد همواره در آرزوی جامعه‌ای آرمانی که شالوده‌اش بر پایه‌های عدل بنا شده باشد، بوده است. البته به تبع امیدی چنین در ذهن و اندیشه‌اش، در جستجو و منتظر ظهور شخصیتی توانمند بوده که بر تشکیل چنین جامعه ای قادر باشد.

درحقیقت، باورمندی به ظهور منجی در میان اقوام گوناگون چندان کتمان ناپذیر است که نه تنها اقوام معتقد به ادیان ابراهیمی بلکه پیروان ادیان و مذاهبی که اصطلاحا غیر ابراهیمی و غیرالهی نامیده می‌شوند را نیز شامل می‌شود. لازم به ذکر است نگارنده در این کوتاه جستار در پی آن است تا به واکاوی هرچند مختصر مبحث منجی در میان اقوام و ملل مختلف بپردازد و شرحی کوتاه از باورها و اعتقادات آنان درباره کسی که دادگستری پیشه اوست، بیان دارد.

منجی باوری در ادیان غیر ابراهیمی

برابر با تاریخ، در کنه پیشینه ادیان غیر ابراهیمی اعتقاد به اصل رستگاری و نجات انسان توسط یک منجی در آخرالزمان اصلی خدشه ناپذیر است. به عنوان نمونه پیروان هندوئیسم، دادگستر اسطوره‌ای خویش را، کالکی می‌خوانند و آن را جلوه ای از ویشنو، یکی از خدایان هندوان، می‌دانند. در کتاب‌ها یی چون دداتک، اوپانیشاد، باسک و... مشخصه‌های فراوانی برای این مظهر ویشنو که به هنگام ظهورش بر اسبی سپید سوار و شمشیری درخشان چون ستاره دنباله دار به دست دارد، ذکر شده است. او بر ابرها سوار است و بر کوه‌های خاور و باختر زمین حکم می‌راند، دین خدا را زنده می‌گرداند و یکی می‌کند. کالکی، کسی است که دنیا به او برمی گردد، خدا او را دوست دارد و از بندگان خاص خداست و نامش مبارک و فرخنده است.

کند و کاو اسناد و منابع بودایی نیز نمایانگر آن است که پیروان بودا نیز به ظهور منجی معتقدند. برپایه باورهای مذهبی بوداییان، هر فرد بودایی موظف است در انتظار ظهور بودای پنجم باشد.

پیروان آیین ایران باستان یعنی دین زرتشت که به فرموده پیامبر اسلام(ص) دینی است الهی و پیروانش در زمره اهل کتاب به شمار می‌آیند، اما براساس تقسیم بندی‌های رایج در میان دین پژوهان در زمره ادیان ابراهیمی نمی توان برشمردش، ظهور منجی امری بدیهی است. به باور زرتشتیان، در روزگار پس از زرتشت، در پایان هر هزاره یک منجی از نسل زرتشت ظهور خواهد نمود. پس از ظهور منجی‌های یکم و دوم در فاصله زمانی 3000 سال پس از زرتشت، سوشیانت ظهور خواهد کرد و به پایمردی او که نجات دهنده بزرگ جهان است، بشر به نیکبختی آرمانی خواهد رسید. گفتنی است براساس منابع مذهبی اصلی زرتشتی چون اوستا، زند و دینکرد، سوشیانت از ایران و از حوالی دریاچه چی چست برخواهد خاست، اما در کتاب جاماسب نامه که در زمره منابع مذهبی آیین زرتشت نیست، جاماسب، در ذکر جزئیات ظهور سوشیانت به نقل از زرتشت، برخاستن او را مرتبط با سرزمین تازیان (اعراب) می‌داند که کلامی تامل برانگیز است. خلاصه آن که به باور زرتشتیان با ظهور سوشیانت، دروغ و ناراستی شکست خواهد خورد، فقر و تنگدستی ریشه کن خواهد شد و مردم دنیا همه هم پندار، هم گفتار و هم کردار خواهند شد.

نکته: منجی اسلام، مهدی است که نه تنها عدل برپا می‌دارد و اسلام را احیا می‌کند، بلکه همه ادیان را به حالت حقیقی خویش بازمی گرداند که آن هم چیزی جز اسلام نیست

دیگر اقوام و پیروان دیگر ادیان غیرابراهیمی نیز منجی باوری در اندیشه شان رخنمون ویژه‌ای دارد. از جهت نمونه می‌توان به سرخپوستان بومی آمریکای مرکزی اشاره داشت که ظهور، کوتزلکوتل، از اساسی ترین پایه‌های عقیدتی شان به شمار می‌آید. گروهی از اقوام ساکن در اسکاندیناوی نیز بدان باور بودند که اودین، با نیروی برتری که خداوند به او ارزانی داشته است ظهور نموده و مردم دنیا را از بلاهای پرشمار و جنگ‌های خانمانسوز رهایی خواهد بخشید. به عنوان یک نتیجه می‌توان گفت آنچه از بررسی قصص مذهبی، افسانه‌ها  و اسطوره‌ها  بر می‌آید آن است که به تقریب در میان بیشتر اقوام متمدن و غیرمتمدن تاریخ جهان عقیده به ظهور منجی را به گونه‌ای می‌توان دید.

منجی باوری در ادیان ابراهیمی

در ادیان سه گانه ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) نیز باورمندی به ظهور منجی چهره ای بارز و هویدا دارد. در کتاب مقدس یهودیان، عهد عتیق، اشاره‌های افزونی به رهایی بخش آخر الزمان شده است. او کسی است که به یاری و فرمان یهوه ستمکاران را درمانده و زار خواهد ساخت، فرزندان بینوا را نجات خواهد بخشید، بر فقیر و ندار و مسکین کرم خواهد کرد و آفتاب عدل او بر سراسر دنیا خواهد تابید. به باور یهودیان، این منجی، که کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت، ماشیح (مسیح) نام دارد که البته با عیسی مسیح آیین مسیحیت متفاوت است. پیشوایان و خاخام‌های یهود بر آن باورند که ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و برقراری عدل، صلح و آرامش میان همه اقوام جزو تقدیرالهی در سرآغاز آفرینش بوده است. بنا به این باور ظهور ماشیح در آخرالزمان از پیش از خلقت در زمره مقدرات خداوندی بوده است.

شایسته است یاد شود یهودیان در درازنای تاریخ اعتقاد به ظهور منجی را همواره همچون یک وظیفه مقدس برشمرده اند. به باور یهود، ماشیح انسانی است به مانند دیگر انسان‌ها ، اما برخوردار از جلوه و جبروت الهی. او دنیا را با نور خویش که جلوه‌ای از نور یهوه است روشن خواهد نمود. لازم به ذکر است، برخی ماشیح را همان داوود پنداشته‌‌اند. شماری ماشیح را از خاندان داوود برشمرده‌اند و گروهی نیز بر آن عقیده‌اند که خداوند داوود دیگری در آخرالزمان برای رستگاری و رهایی مردمان خواهد فرستاد که همان ماشیح می‌باشد.در شالوده آیین مسیح نیز منجی باوری دیده می‌شود. فارقلیط که به معنای شفاعت کننده، آرامش بخش و یاری رسان است، نام اولین منجی آیین مسیح است. خالی از لطف نیست اگر گفته آید مانی که در روزگار فرمانروایی ساسانیان بر ایران دعوی پیامبری کرد و حتی به دربار شاپور راه یافت، اما سرانجام به دستور موبد موبدان، کرتیر، کشته شد خود را فارقیلطی می‌خواند که عیسی وعده داده بود.

فارقلیط براساس نوشته‌های عهد جدید کسی است که پس از عیسی ظهور می‌یابد و عدل و دادگستری پیشه می‌سازد. البته درباره این که فارقلیط چه کسی می‌تواند باشد، در طول تاریخ در میان صاحبنظران مسیحی اختلاف نظر وجود داشته است، اما آنچه روشن است پیروان مسیحیت امروزه بر آن باورند که خود عیسی مسیح دگربار و به صورت غیرمنتظره به جهان مادی باز خواهد گشت و اوست که جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود. آیین مسیح ضمن تاکید بر غیرمنتظره بودن و نامعلوم بودن زمان بازگشت عیسی مسیح، هدف از بازگشت عیسی(ع) را ایجاد حکومتی الهی می‌داند. با این وجود نشانه‌ها یی برای بازگشت وی برشمرده است. از آن جمله می‌توان به نوشته انجیل متی اشاره نمود: «عنقریب بعد از آن آزمایش سخت، خورشید تیره و تار می‌گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان هم افول خواهند کرد...و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسمانی آشکار خواهد شد و... آن گاه عیسی از ابرهای آسمان با جلال، شکوه و قدرت فرود خواهد آمد.»

در آیین اسلام نیز مساله اعتقاد به منجی مساله ای پراهمیت و بسیار دیرین است. از نشانه‌های قدیمی بودن بحث منجی در اسلام جدا از مباحث کلامی پیشوایان مذهبی، ظهور تاریخی مدعیان دروغین مهدویت از صدر اسلام گرفته تا روزگار معاصر است. منجی اسلام، مهدی است که نه تنها عدل برپا می‌دارد و اسلام را احیا می‌کند، بلکه همه ادیان را به حالت حقیقی خویش باز می‌گرداند که آن هم چیزی جز اسلام نیست. با این وصف اسلام شیعی و اسلام سنی را در این باره تفاوت‌ها یی است که بحث و بررسی آنها خود مجالی دیگر می‌طلبد و مثنوی هفتاد من کاغذی دیگر. بهتر آن است که بماند برای شاید وقتی دیگر.

مقاله

نویسنده امیر نعمتی لیمائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS