دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نتیجه شناخت دشمن

خویشتن را از خود پسندی برکنار دار و نسبت به نقاط قوت خویش خودبین مباش. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
نتیجه شناخت دشمن
نتیجه شناخت دشمن

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

وإیّاک والإعجابَ بنفسک والثقة بما یعجبک منها وحبّ الإطرء

خویشتن را از خود پسندی برکنار دار‌ و نسبت به نقاط قوت خویش خودبین مباش.

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

نتیجه شناخت دشمن

وقتی انسان دوست و دشمن را شناخت، آنگاه بر اساس آیه ﴿وَأعدّوا لهُم مَا استَطَعتم من قوّة﴾[1]خود را مسلّح می‌کند و هنگامی که وارد کار اجتماعی شد از گزند تهاجم محفوظ می‌ماند و این محصول تهذیب قرآنی است.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: این زرق و برق دنیا شما را رها می‌کند، ولی قبل از این‌که او شما را رها کند شما آن را رها کنید: «وآمرکم بالرّفص لهذه الدّنیا التارکة لکم، الزائلة عنکم وإن لم تکونوا تحبون ترکها»[2]. انسان همانند گل، گلابی دارد و گلاب او حیثیت اوست. حال اگر گلاب از گل گرفته شد، تفاله بی ارزشی از آن باقی می‌ماند که آن را به دور می‌ریزند. دنیا گلاب را از انسان می‌گیرد و او را تفاله کرده، رها می‌کند. البته ترک دنیا غیر از ترک خدمت به مردم است. انزوا و گوشه‌گیری و ترک خدمت به جامعه روا نیست؛ زیرا خدمت به مردم مسلمان عبادت است. ترک دنیا که مطلوب است همان ترک زرق و برق و رهایی از هوا و هوس است. از این که اگر ما کاری انجام بدهیم، توقّع تشکّر داریم، معلوم می‌شود که برای رضای خدا آن را انجام نمی‌دهیم. این بیماری در بسیاری از ما هست.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در عهدنامه مالک اشتر می‌فرمایند: خویشتن را از خودپسندی بر کنار دار و نسبت به آنچه از خودت اعجاب تو را برمی‌نگیزد اعتماد مکن. مبادا ستایش را دوست بداری؛ زیرا که آن مطمئن‌ترین فرصت برای شیطان است: «وإیّاک والإعجابَ بنفسک والثقة بما یعجبک منها وحبّ الإطرء فانّ ذلک من أوثق فرص الشیطان فی نفسه لیمحق ما یکون من إحسان المحسنین»[3]؛ پرشورترین صحنه تهاجم شیطان وقتی است که دیگران از انسان تعریف می‌کنند؛ چون انسان در آن حال حبّ نفس دارد و حبّ نفس با حُبّ خدا سازگار نیست. در این صورت، این محبوب دروغین که دشمن راستین است «امیر» می‌شود و او هم جز به زشتی امر نمی‌کند.

برخی حیوانات از پلیدترین موادّ تغذیه می‌کنند و از آنها لذّت می‌برند. مانند بعضی از حشرات که گلهای معطّر را رها می‌کنند و به سراغ موادّ پلید، بدبو و عَفِن می‌روند و از آنها لذّت هم می‌برند. آیا هیچ احتمال داده‌اید که ما هم احیاناً مثل آنها باشیم؟ به هر تقدیر تا انسان، دوست و دشمن حقیقی خود را نشناسد نجات نمی‌یابد.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص85-86
    پی نوشت:
  • [1]. سوره انفال، آیه 60.
  • [2].بحار، ج 86، ص 237.
  • [3] .نهج‌البلاغه، نامه 53، بند 145.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS