دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نذر امام هشتم علیه السلام

No image
نذر امام هشتم علیه السلام

نذر امام هشتم علیه السلام

فرزندانى که خداى سبحان به پدر و مادر ما مى داد معمولا مى مردند. امّا پیش از تولدم یکى از بستگان ما در عالم رؤیا خواب مى بیند که کسى یک عصایى به دست پدرم داده است و ایشان این عصا را به دست گرفت. این رؤیا را تعبیر کردند که خداوند به شما فرزندى مى دهد که این فرزند پسر است و او مى ماند و عصاى دست شما مى شود. معروف میان آن ها این بود که پسر، عصاى دست پدر است.

این بود که پدر و مادرم نذر کردند که اگر خداوند به آن ها فرزندى داد و پسر بود، او را به مشهد امام رضا(علیه السلام) ببرند. آن سال ها یعنى حدود شصت و چند سال پیش، مشهد رفتن کار آسانى نبود و براى آن ها بیش از مکه رفتنِ حالا دشوار بود. هم چنین نذر کردند که اگر خدا به آن ها فرزندى داد و پسر بود، موى سر او را تا هفت سال نتراشند و هر سال به گردن او طوق نقره اى بیاویزند. این ها آثار به جا مانده از گذشتگان بود.

وقتى که خداوند منّتى نهاد و ما را به دنیا آورد، آن ها به این نذرشان عمل کردند و موى سرم را کوتاه مى کردند ولى هرگز از بیخ نمى تراشیدند. تا هفت سال من یادم هست که موى سرم خیلى بلند بود و هر سال هم یک طوق نقره اى بر گردنم مى آویختند که این ها را سرانجام تقدیم به آستان قدس رضوى(علیه السلام)بکنند موى سر را هم آنجا بتراشند و به پاى آن حضرت نثار بکنند.

آنگاه که هفت سالم تمام شد در خدمت مرحوم پدرم و نیز مادر و برخى بستگانم به مشهد مقدّس مشرّف شدیم. آنجا موهاى بلند سرم را تراشیدند و به اصطلاح به همان نهر آبى که در صحن روان بود نثار کردند و به اندازه وزن موى سرم نقره تهیه کرده و آن را به حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) تقدیم کردند. این سنّت «عقیقه»، به اندازه موى سر نوزاد صدقه دادن، در اسلام و در میان ائمه معصومین(علیهم السلام) رایج بوده است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS