دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقاد ویرانگر دموکراسی غرب

No image
نقاد ویرانگر دموکراسی غرب

نقاد ويرانگر دموكراسي غرب

نسرین علوی زادگان

اسوالد اشپنگلر از اندیشه ورزان معروف قرن بیستم می‌باشد که در کتاب خود با عنوان «انحطاط غرب» به انتقاد ویرانگر از دموکراسی غرب پرداخته است و تمدن مغرب زمین را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. اشپنگلر جلد اول کتاب خود را در سال 1918 میلادی و جلد دوم آن را در سال 1922 میلادی منتشر کرد. انتشار این کتاب بسیاری از اندیشمندان جهان را تحت تاثیر قرار داده و مباحث جدیدی را در باب دموکراسی و جریانات سیاسی غرب مطرح ساخت. دلایل و مسائلی را که وی از تمدن غرب بیان می‌کند قانع کننده و قابل بررسی است.‌

اشپنگلر بر این باور است که که در کشورهای غربی، اصل دموکراسی، انتخابات و رای مردم و آزادی‌های فردی و اجتماعی فقط جنبه صوری و ظاهری دارد، و فقط شعار مردم سالاری در این کشورها رواج دارد و در واقع حق و حقوق مردم در این جوامع رعایت نمی شود. جریانات انتخاباتی غرب به صورت ساختگی و نمایشی انجام می‌شود، چرا که در عمل هر یک از احزاب با تشکیلات جامعی که دارد برای خود طرفدارانی استخدام می‌کند و به جای این که مردم نمایندگانی انتخاب کنند، تشکیلات حزبی، انتخاب کنندگانی شکار می‌کند. ‌

بنا به اعتقاد اشپنگلر بین دموکراسی پارلمانی مغرب زمین و دموکراسی‌های قدیمی مصر و چین و اعراب اختلاف نظر فراوانی وجود دارد، ولی در حقیقت در عصر کنونی، مردم در دست سران قدرت جهانی، آلتی بیش نیستند. و سران کشورهای غربی با مردم مانند یک بازیچه رفتار می‌کنند، نگاه آنها به اجتماع و اندیشه‌ها و انتخاب مردم به صورت ابزاری است. آنها سعی دارند که از تفکرات اجتماعی و خواسته‌های مردم به نفع خود و در جهت بالابردن قدرت و منافع خویش استفاده کنند. در ظاهر شعار جمهوریت و مردمسالاری در این کشورها جریان دارد ولی در عمل تمامی این بازی‌ها به ضرر مردم و به نفع استکبار جهانی است.‌

وی با اشاره به نقش مخرب مطبوعات می‌افزاید: «ما امروز در زیر شلیک این توپخانه عقلانی (مطبوعات) با چنان هول و هراسی زندگانی می‌کنیم که هیچ کس نمی تواند آن فراغت باطنی لازم را به دست آورد، که بتواند غرض اصلی این درام پر هیاهو را درک کند. حس قدرت طلبی که در زیر لفافه دموکراسی به فعالیت مشغول است، شاهکار خود را به چنان خوبی انجام داده که حتی وقتی مردم را به شدید ترین وضعی به قید رقیت و بردگی می‌کشد، اینان به قدری اغفال شده اند که تصور می‌کنند، معنای آزادی همین است و هر چه طوق اسارت تنگ تر می‌شود به نظر مردم چنین جلوه می‌کند که دایره آزادی وسیع تر شده است. همه با رضا و رغبت، بلکه با ذوق و شوق و جوش و خروش به ساز عده معدودی قدرت طلب بی باک می‌رقصند. آزادیخواهان طبقه متوسط، از این مغرور و خوشنودند که مطبوعات آزاد شده و سانسور از میان رفاه است، غافل از اینکه دیکتاتور مطبوعات یا آن چند مفری که تمام روزنامه‌ها و مجلات را به ضرب پول در اختیار خود در آورده اند اسیران خود؛ یعنی خوانندگان را در زیر تازیانه‌های سر مقاله‌ها و تلگراف و عکس‌ها و تصویر‌ها به هر طرف که بخواهند سوق می‌دهند.»‌

اشپنگلر در این تضییع حقوق مردم، نقش مطبوعات و رسانه‌های عمومی را مخرب می‌داند، از دید وی مطبوعات با بیان مطالب و مسائل دروغین، حوادث جاری کشورها را در نظر مردم معقول و منطقی نشان می‌دهند و باعث گشته اند که مردم محدودیت‌های خود را حداکثر آزادی تلقی کنند و هر چه قدر که از حقوق ملت بیشتر ضایع می‌شود آنها این مسئله را دموکراسی و آزادی بشر تلقی می‌کنند. در واقع نقش مطبوعات در کشورهای غربی اغفال مردم و تغییر دیدگاه و تصورات آن‌ها نسبت به جامعه و جهان است. مقالات، عکس‌ها و اخبار مطبوعات غربی تحت نظر سران کشور بوده و در جهت تضمین منافع و سود آن هاست.‌

اشپنگلر با توجه دادن به نقش پول در فضا سازی انتخاباتی می‌نویسد: «همان طور که در قرن نوزدهم تاج و عصای سلطنتی را وسیله ظاهر سازی و نمایش ساختند، اینک »حقوق ملت« را در مقابل انبوه مردم سان می‌دهند و هر قدر، ظاهر این نمایش‌ها با آداب و تشریفات بیش تری به عمل آید، از حیث معنا تهی تر و نا چیزتر می‌شود.. پول جریان انتخابات را اداره کرده و آن را به نفع پول داران خاتمه می‌دهد و جریان انتخابات به صورت یک بازی ساختگی در خواهد آمد که تحت عنوان »اخذ تصمیم ملت« به معرض نمایش گذارده می‌شود. اگر در اوایل نهضت دموکراسی، انتخاب یک نوع انقلاب روحی بود که به صروت قانون جلوه گر می‌شده و رفته رفته به شکل کامل تری در می‌آمد، چون تمام شکل‌های ممکن به کار رفته و ذخیره تهی شده است، انتخابات معنای اولیه خود را از دست داده و به صورت قالبی بی مغز در آمده که پول آن را به هر نحوی بخواهد پر می‌کند.»‌

از دید اشپنگلر جریان انتخابات به وسیله ثروت و پول تعداد محدودی از افراد جامعه به نفع سرمایه داران هدایت می‌شود و از اختیار عموم مردم خارج گشته است. در واقع انتخابات مردمی به صورت صوری و نمایشی انجام می‌شود و عنوان تصمیمات مردمی را به خود گرفته ولی در باطن مسائل جاری و سیاسی کشور به وسیله سرمایه داران و ثروتمندان اداره می‌شود و از دسترس طبقات مردم خارج گشته است. انتخابات مردمی در طول زمان معنا و مفهوم خود را از دست داده و به صورت جریانی بی محتوا و بازی ساختگی در آمده است.‌

کتاب انحطاط غرب اسوالد اشپنگلر تا حد زیادی توانست پرده از نقشه‌ها و دروغ‌های بی اساس سران غربی برداشته و مباحث و دلایل جالبی را در این خصوص بیان نماید. در واقع این کتاب یکی از اولین کتاب هایی است که به نقد دموکراسی غربی و تمدن مغرب زمین پرداخته و توانسته است تا واقعیت جریانات سیاسی و انتخاباتی این کشورها را بیان نماید. به عبارت دیگر مسائل گوناگونی که مدت‌های مدیدی از دید بسیاری از اندیشمندان و محققان به دور مانده بود، در این کتاب روشنگر به نحو سنجیده‌ای بیان و تحلیل گشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS