دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقش امام باقر(ع) در پیشرفت مکتب علمی تشیع

No image
نقش امام باقر(ع) در پیشرفت مکتب علمی تشیع

کلمات کلیدی : امام باقر(ع)، شیعه، علم، دانشمندان، شاگردان

نویسنده :مقداد براتي

نقش امام باقر(ع) در پیشرفت مکتب علمی تشیع

مقدمه:

«أنا مدینة العلم و علیٌ بابها فَمن أَراد الحکمة فلیأتها من بابها»[1]

سال‌ها از بیان دلنشین و زیبای حضرت ختمی مرتبت(ص) گذشت ولی نه اشخاص توفیق استفاده از این علوم را داشته و نه شرایط زمان و مکان و حکومت‌ها اجازۀ بهره‌برداری از این اقیانونس عظیم و عمیق را داد.

وجود و ظهور یازده امام بعد از وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) لطفی بزرگ برای امتی که قدرشناس وجود نازنین، آن اولیاء الهی نبودند.

بهترین موقعیت و شرایط یک نهضت و قیام بزرگ علمی در زمان امام باقر (ع) به وقوع پیوست. در آن شرایطی شیعه مثل سال‌های پیش از آن حضرت در تنگنا نبود. و این موقعیّت باعث شد تا آن امام به نشر و اشاعۀ حقایق و معارف الهی پرداختند و مشکلات علی را تشریح و جنبش علمی دامنه‌داری را به وجود آورد و مقدمات تأسیس یک دانشگاه بزرگ اسلامی را که در دوران امامت فرزند گرامیش امام صادق(ع) به اوج رسید، پی‌ ریزی شود.

امام پنجم(ع) در علم، زهد، عظمت و فضیلت سر آمد همۀ بزرگان بنی‌هاشم عصر خویش بود و مقام بزرگ علمی و اخلاقی او مورد تصدیق دوست و دشمن بود. لقب آن حضرت «باقر» است که حضرت رسول اکرم(ص) به ایشان عطا فرمود و در مورد ایشان فرمودند:

«الدّین یَقْرًا»

«او می‌شکافد علم دین را شکافتنی»[2]

آن حضرت را باقر گفتند چرا که آن حضرت شکافندۀ علوم اوّلین و آخرین بود. این مقام علمی او باعث شده تا افراد زیادی برای سیراب شدن چشمه‌‌های جوشان دانش و معارف او از نقاط دور به سوی او روانه شوند، به نحوی که روایت و راویان از او بسیار شدند.

به قدری روایات و احادیث در زمینۀ مسائل و احکام اسلامی، تفسر، تاریخ اسلام و انواع علوم، از آن حضرت به یادگار مانده است که تا آن روز از هیچ یک از فرزندان امام حسن و امام حسین (علیه‌السّلام) به جا نمانده بود.

جابر جُعفی که از موثقین راویان و أعاظم ناقلین احادیث می‌باشد می‌گوید:

«عندی خمسون ألف حدیثٍ، ما حدّثتُ منها شیئاً، کلُّها عن النبیّ(ص) من طریقِ أهل البیت.»

«نزد من پنجاه هزار حدیث موجود می‌باشد که من یکی از آن‌ها را هم بیان ننموده‌ام، همۀ آن احادیث از پیغمبر اکرم(ص) است از طریق اهل بیت(ع)».[3]

و محمد بن مسلم هم از حضرت امام باقر(ع)، سی هزار حدیث روایت کرده است.[4] کتب و مؤلفات دانشمندان و مورخان اهل تسنّن مانند؛ طبری، بلاذری، سامرا، خطیب بغدادی، ابونعیم اصفهانی، و کتبی مانند؛ موطّأ مالک، سنن ابی داود، مسند ابی حنیفه، مسند مروزی، تفسیر نقاش،‌ تفسیر زمخشری و ده‌ها کتاب دیگر که از مهم‌ترین کتب جهان تسنّن است، مملو از سخنان پر مغز پیشوای پنجم است و همه جا جملۀ «قال محمد بن علی» و یا «قال محمدٍ الباقر» به چشم می‌خورد.[5]

قدرت امام، در دانش و علوم مختلف به حدّی بود که زبان دانشمندان از دوست و دشمن را به اعتراف گشود. ابن حجر هیتمّی در صواعق محرقه گفته:

«محمدباقر به اندازه‌ای گنج‌های پنهان معارف و دانش‌ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمت‌ها و لطایف دانش‌ها را بیان نموده که جز بر عناصر بی‌بصیرت یا بد سرپرست پوشیده نیست و از همین جاست که وی را شکافنده و جامع علوم و برافرازندۀ پرچم دانش خوانده‌اند»[6]

عبدالله بن عطاء که یکی از شخصیت‌های برجسته و از دانشمندان بزرگ عصر امام بود می‌گوید:

«من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازۀ محفل محمد بن علی(ع) از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من حکم بن عتیبه را که در علم و فقه، مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت محمدباقر، مانند کودکی در برابر استادی زانوی ادب بر زمین زده، شیفته و مجذوب کلام و شخصیت او گردیده بود».[7]

امام محمدباقر(ع) در سخنان خود، اغلب به آیات قرآن مجید استناد نمود، از کلام خدا مشاهده می‌آورد و می‌فرمود: هر مطلبی گفتم، از من بپرسید که در کجای قرآن است تا آیۀ مربوط به آن موضوع را معرفی کنم.[8]

رجال و شخصیت‌های بزرگ علمی آن روز و همچنین عده‌ای از یاران پیامبر(ص)، که هنوز در قید حیات بودند،‌ از محضر آن امام همام استفاده می‌کردند. «جابر بن یزید جعفی» و «کیسان سجستانی» (از تابعین) و فقهایی مانند: «ابن مبارک»، «زهری»، «اوزاعی»، «ابوحنیفه»، «مالک»، «شافعی» و «زیاد بن متدر نهدی» از آثار علمی او بهره‌مند شده و سخنان آن حضرت را بی‌واسطه و گاه با چند واسطه، نقل نموده‌اند.[9]

حضرت امام باقر(ع) شاگردان برجسته‌ای در زمینه‌های مختلف تربیت کرد. شخصیت‌های بزرگی همچون: محمد بن مسلم، ابو بصیر، بُرید بن معاویۀ عجلی، زرارة بن أعین و حمران بن أعین، جابر بن یزید، هشام بن سالم، سُدیر صیرَفی، أعمش و معروف بن خرّبوذ. و از تربیت یافتگان مکتب آن حضرتند. و پس از ایشان، در محضر حضرت امام جعفر صادق(ع) مقام والاتری را حائز بوده‌اند. حضرت صادق(ع) بر ایشان نظر عطوفت و رحمت را نموه، و با احترام و ملایمت و مرافقت سلوک می‌فرمود.

شاگردان مکتب امام باقر(ع) سر آمد فقها و محدثان زمان بودند و در میدان رقابت علمی بر فقها و قضات غیر شیعی برتری قابل توجّهی داشتند. آثار درخشان علمی پیشوای پنجم و شاگردان برجسته‌ای که مکتب بزرگ وی تحویل جامعۀ اسلامی داد، پیشگویی پیامبر اسلام(ص) را عینیّت بخشید.

رسول خاتم(ص) در مورد امام باقر(ع) به جابر فرمودند:

«.... او درهای دانش را به روی مردم خواهد گشود»[10]

این نهضت علمی امام باقر(ع) و ادامۀ آن توسط فرزندش امام صادق(ع) باعث رشد و ترقّی و تعالی جامعۀ اسلامی و باعث افتخار و حقانیت شیعه گردید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS