دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هئورتات haurvatat

No image
هئورتات haurvatat

كلمات كليدي : هئوورتات، خرداد، امشاسپند، اوستا، پهلوي

نویسنده : اميرعمادالدين صدري

نام و معنای هئوورتات

نام "هئوورتات" در "اوستا" haurvatāt- به معنی «کمال، بی‌نقصی، سلامت» آمده است. این واژه در سنسکریت به صورت sarvatāti- نام مونث به معنی «کمال» ذکر شده و در ترجمه پهلوی اوستا hamāg rawišn و در ترجمه سنسکریت آن sarvapravṛttiḫ به معنی «سرچشمه هر چیز» آمده است. این نام در پهلوی hordād به معنی «نام پنجمین امشاسپند و نگهبان آب، نام سومین ماه سال، ششمین روز ماه» و در فارسی نو، "خرداد" به معنی «ایزد موکل بر آب، نام سومین ماه سال، ششمین روز ماه» آمده است.[1]

هئوورتات در اوستا

در اوستا بیشتر هئوورتات همراه با امرتات (امرداد) در ترکیب جفتی[2] به کار رفته است. در "گاهان"، هئوورتات و امرتات، به معانی انتزاعی «کمال و جاودانگی» به کار رفته‌اند. در یسن 51 بند 7 آمده است: «تو، ای مزدا، که گاو، آب‌ها و گیاهان را آفریدی، جاودانگی‌ (امرتات) و کمال (هئوورتات) را از سپندترین مینو به من ببخش، و توان و پایداری از اندیشه نیک در گفتار به من ببخش». این نخستین بار در اوستاست که هئوورتات و امرتات به ترتیب همراه با "آب" و "گیاه" به کار رفته است. در "اوستای نو"، هئوورتات، یکی از امشاسپندان است و در عالم مادی پرستاری آب با خرداد است. چهارمین یشت از آن هئوورتات است. در "خردادیشت" آمده است: «... کسی که در میان امشاسپندان او (هئوورتات) را بستاید به آن می‌ماند که او امشاسپند بهمن، اردیبهشت، شهریور، خرداد و امرداد را ستایش کرده باشد. کسی که هزار بار هزار ده هزار بار ده هزار صد هزار بار صد هزار به ضد این دیوها اسامی امشاسپندان (بخصوصه) خرداد را یاد کند، نسو از او زده شود و از او هشی زده شود؛ بشی زده شود؛ سئنی زده شود؛ بوجی[3] زده شود. »[4]

هئوورتات در متون پهلوی

از میان متون پهلوی کامل‌ترین مطلب درباره هئوورتات در "بندهش" آمده است. در بندهش، چندجا مطالبی درباره هئوورتات، آمده است: یک‌بار در بخش چگونگی و علت آفرینش این‌گونه آمده است: «ششم از مینوان خرداد است. او از آفرینش مادی آب را به خود پذیرفت. به یاری و همکاری وی تیر و باد و فروردین داده شدند، که تیر تیشتر است، که در (دوران) اهریمنی آن آب را به یاری فروردین که فروهر پرهیزگاران است، ستاند، به مینویی به باد بسپارد. باد آن آب را شتاب به کشورها راهبر شود، بگذراند، به افزار ابر با همکاران بباراند.» در بخش دشمن دو مینو دشمن خرداد، تریز است. در بخش بزرگ‌کرداری ایزدان مینوی این‌گونه آمده است: «خرداد سرور سال‌ها و ماه‌ها و روزها است، (یعنی) این که او سرور همه است. او را (به) گیتی آب خویش است. چنین گوید: «هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از او است». اگر در سال نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است. چنین گوید که «همه نیکی چون از ابرگران به گیتی آید، آن (به) خرداد روز (که) نوروز است، آید». باشد که گوید که «همه روز آید، اما آن روز پیش آید». پیدا است که اگر آن روز بر تن جامه‌ای نیکو بدارند و بوی خوش بویند و مروای نیک کنند و در نشستن از جای ریمن و از مردم بد دور بوند و آب‌ها را بهر کنند و ستایش‌گاه‌های روز را، که ایرنام و اسنیه نام‌اند، انجام دهند، آن سال نیکویی بدیشان بیش رسد و بدی را از ایشان بیش دور سازد. او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آنگاه، خرداد (از) او آسوده یا آزرده بود. او را همکار تیر و باد و فروردین است. »[5]

هئوورتات در میان غیر زرتشتیان

جفت هئوورتات و امرتات در "سغدی"، به صورت harwōt و marwōt آمده است. این دو واژه در برابر "ایزد خروش" و "پاسخ مانوی" به کار رفته است. ایرانشناسان، "هاروت" و "ماروت" مذکور در قرآن را همان هئوورتات و امرتات می‌دانند. در زبان ارمنی، hawrot-mawrot، نام گل مریم است.[6]

"ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" آورده است: «خرداد ماه روز ششم آن خرداد است، و آن عیدی است که به‌واسطه اتفاق دو نام، خردادگان نام دارد و معنای این نام ثبات خلق است و خرداد ملکی است که به تربیت خلق و اشجار و نبات و ازاله پلیدی از آب‌ها موکل است.» روز خرداد از فروردین ماه که نوروز خردادی یا نوروز خاصه گفته می‌شده است و در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده است.[7]

مقاله

نویسنده اميرعمادالدين صدري
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS