دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هراس از وضعيت خود در قيامت

No image
هراس از وضعيت خود در قيامت

انسان همان طوری که بايد به بهشت اميدوار باشد، بايد از دوزخ هم هراسان باشد و حتی پيش از رفتن به بهشت بايد نگران باشد؛ زيرا ممکن است کسی به بهشت برود، اما پس از آنکه مشکلاتی را در عالم برزخ يا در عالم قيامت و حتی در دوزخ بگذراند؛ زيرا بر اساس آيات قرآن بسياری از کسانی که به دوزخ می روند به دليل آنکه مسلمان و خداپرست هستند و شرکی نداشته اند، در نهايت وارد بهشت خواهند شد؛ ولی اين بهشت رفتن کجا و آن بهشت رفتنی که با سلامت تمام از همان آغاز قبر همراه باشد، کجا؟

خداوند در قرآن بيان می کند که برخی از انسانها هستند که اصولاً در هيچ مرحله ای از مراحل رفتن به بهشت با دلهره و مشکل مواجه نخواهند بود و تنها يک مرگ را تجربه می‌کنند که همين مرگی است که با آن از دنيا می روند: لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةً الْاُولَي وَ وَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ؛ در آنجا جز مرگِ نخستين، مرگی نخواهند چشيد و خدا آنها را از عذاب دوزخ نگاه می دارد. (دخان، آيه 56) اما بسياری ديگر مرگ های ديگری دارند که از جمله آنها مرگ از عالم برزخ و حيات در روز قيامت و مانند آن است: رَبَّنا اَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ اَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ؛ ای پروردگار ما ! تو ما را دوبار می راندی و دوباره زنده کردی. (غافر، آيه 11)

اصولاً غير از اين مرگ، شرايطی برای اشخاص پيش می آيد که از مرگ نيز سخت تر است؛ از جمله شرايط فشار قبر است که بسياری از مردم از آن در امان نيستند؛ زيرا اين فشار قبر بازتابی از ديگر آزاری و گناه است مانند اذيت و آزار زن و بچه در خانه که موجب فشار قبر است؛ چنانکه در داستان سعد بن معاذ از اصحاب و ياران پيامبر(ص) آمده است.

براساس آيات قرآن روز قيامت بدترين حالت برای آدميان است؛ زيرا آن روز که همه گردآوری می شوند: لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ؛ قطعاً همه در موعد روزی معلوم گرد آورده شوند. (واقعه، آيه 50) هر کسی به فکر خودش است؛ زيرا جمعيت است، ولی اجتماع نيست که کسی به کسی کمک کند و ياری برساند، بلکه روز تغابن است: يَوْمَ يَجْمَعُکُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِکَ يَوْمُ التَّغَابُنِ؛ روزی که شما را برای روز گردآوری، گرد می آورد، آن [روز]، روز تغابن است و هر کس به خدا ايمان آورده و کار شايسته ای کرده باشد، بديهايش را از او بزدايد و او را در بهشتهايی که از زير [درختان ] آن جويبارها روان است درآورد، در آنجا جاودانه بمانند. اين است همان کاميابی بزرگ.(تغابن، آيه 9)

«غبن» به معنای آن است که در معامله کسی بر کسی کلاه بگذارد و فريب دهد. تغابن به معنای آن است که هر دو طرف معامله سر ديگری کلاه بگذارد؛ يعنی کلاه گذاری طرفينی است. در قيامت روشن می شود که در معاملات فريب کاری کرده اند؛ در آن روز همچنين معلوم می شود که تنها مؤمنان هستند که با معامله خود با خدا سود کرده اند.

خداوند بيان می کند در روز قيامت همه از يکديگر می گريزند؛ زيرا وحشت همه را فرا می‌گيرد به طوری که مادر، بچه اش را در هنگام شير دادن رها می کند؛ نه اينکه بچه شيرخوار را مادر می گذارد و فرار می کند، بلکه از پستان خودش جدا می کند و می گريزد؛ زيرا خداوند واژه «مُرْضِعَة» را به کار برده تا بيان کند در همان حالت شيردادن از پستان جدا می کند. (حج، آيه 2)

همين وحشت و خوف از آن روز جمع است که خداوند نسبت به آن انذار و هشدار می‌دهد و می گويد: وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ؛ تو ای پيامبر؛ بيم دهی از روزِ گردآمدن [خلق] که ترديدی در آن نيست. (شوری، آيه 7)

همين وحشت را حتی در آيات قرآن برای اهل بيت(ع) با تعبير خوف بيان کرده و می‌فرمايد: إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا؛ يعنی اهل بيت و ابرار گفتند: ما از پروردگارمان از روز عبوسی سخت، هراسناکيم.» (انسان، آيه 10)

با آنکه برای مؤمنانی چون اهل بيت(ع) مرگ همانند بوئيدن سيبی است و هرگز آن مرگ تکرار نخواهد شد و مشکلات قيامتی را نخواهند داشت ولی از آن هراسان هستند. پس ما بايد هراسان تر و نگران تر باشيم؛ زيرا اهل عصمت و طهارت نيستيم و بی گمان گناهان کوچک و بزرگی داريم که بايد از عواقب آن تا بهشت رفتن بهراسيم.

روزنامه كيهان، شماره 21565 به تاريخ 30/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS