دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وحدت وجود و جهان بینی عرفانی

جهان آفرینش و شگفتی‌های طبیعت، هر انسان آگاه و بیدار دلی را به سوی خداوند متعال و حکیم هدایت می‌کند و این جهان هستی با تمام بزرگی و عظمت خود در واقع نشان از حکمت خدای بی همتا و لایزالی دارد که آن را بدین زیبایی آفریده است.
وحدت وجود و جهان بینی عرفانی
وحدت وجود و جهان بینی عرفانی
نویسنده: عارف ایرانی

جهان آفرینش و شگفتی‌های طبیعت، هر انسان آگاه و بیدار دلی را به سوی خداوند متعال و حکیم هدایت می‌کند و این جهان هستی با تمام بزرگی و عظمت خود در واقع نشان از حکمت خدای بی همتا و لایزالی دارد که آن را بدین زیبایی آفریده است.

در دنیای آفرینش همه ممکنات و موجودات و مخلوقات، خدای واحد و قادر مطلق را پرستش می‌نمایند و این تنها پروردگار و رب جهان است که سزاوار پرستش و عبادت تمام مخلوقات است.‌

در واقع و بنا به نص صریح قرآن کریم فلسفه خلقت جن و انس عبادت و معرفت اوست. «و ما خلقت الجنّ والانس الالیعبدون».

باید در مسیر عرفان الهی معرفت پیدا کرد تا بتوان به مقام قرب الهی نائل گشت.

بزرگان و عارفان و فیلسوفان حق طلب در راه عرفان و شناخت خدا ریاضت‌ها و سختی‌های فراوانی کشیده اند تا به این درجه و مقام والای الهی نیل گشته‌اند.

به طور کلی عرفان به دو دسته تقسیم می‌شود: عرفان عملی و عرفان نظری. عرفان عملی عبارت است از طی منازل سلوک «از بدایات تا نهایات». یعنی حالات و مقامات انسان است از اولین مرحله تنبه و بیداری تا آخرین مرحله که فناء فی الله و بقاء بالله است. به عبارتی دیگر حالات و مقامات انسان است در سیر حق از اولین منزل تا به آخرین منزل که منزل وصول به حق است و از نظر عرفا این مرحله انسان کامل است. عرفان نظری یعنی جهان بینی عرفانی است که چیزی شبیه به فلسفه است. بینش خاصی است در مورد هستی و انسان. یعنی آن نظری که عارف و عرفان درباره جهان و هستی دارد.‌

محور جهان بینی عرفانی وحدت وجود است و این مسئله وحدت وجود مورد بحث است و افرادی که بتوانند تصور صحیحی از وحدت وجودی که عرفا دارند، داشته باشند.

زیرا هر کسی در وحدت وجود تعبیراتی دارد: البته در مقابل وحدت وجود یک کثرت وجود هست یعنی در جهان موجودات متعدد و کثیری هست که یکی از آن انسان است، یکی حیوان و... وجود هر موجودی از موجود دیگر بالذات متباین است. ولی در وحدت وجود گاه گفته می‌شود وجود منحصر است به وجود حق.

«لیس فی الدّار غیره دیار». اما به این معنا که هر موجودی غیر خدا هر چه باشد سرانجام یک موجود محدود است و ذات حق وجود لایتناهی است. کمال، عظمت، قدرت و علم خدا لایتناهی است.

ولی به هنگام مقایسه موجودات با یکدیگر که یکی کوچک تر است و یکی بزرگ تر و یکی قوی تر است و یکی ضعیف تر، در واقع مقایسه محدود با محدود انجام می‌پذیرد.

مقاله

نویسنده عارف ایرانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS