دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وزن كشی در قيامت

No image
وزن كشی در قيامت

در قرآن سخن از ترازو و ميزان است که به وسيله آن، اعمال انسان سنجيده می شود. بر اساس آيات قرآن انسان ها در قيامت دو دسته هستند:

  1. کسانی که وزن کشی نمی شوند؛ اينها خود به دو گروه دسته بندی می شوند:

الف: مؤمنان صالح، چون دارای حسن فاعلی و حسن فعلی هستند؛ يعنی چون اين افراد مؤمن صالح بوده اند به طوری که ايمان و عمل صالح جزو سرشت و سيره و ملکه وجودی‌شان شده و ايمان و عمل صالح مقوم ذات وجودی آنان شده است، چنين افرادی در روز قيامت بی آنکه از آنان حساب و کتابی بشود، به بهشت می روند. خداوند می فرمايد: وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ اَوْ اُنثَي وَهُوَ مُوْمِنٌ فَاُوْلَئِکَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ؛ و هر که کار شايسته کند- چه مرد باشد يا زن- در حالی که ايمان داشته باشد، در نتيجه آنان داخل بهشت می شوند و در آنجا بی حساب روزی می يابند. (غافر، آيه 40) يعنی همان طوری که بی حساب وارد می شوند، روزی بی حساب نيز می خورند. در حقيقت ورود ايشان در بهشت و بهره مندی آنان، ديگر نيازی به ترازو ندارد تا ميزان آن سنجيده شود، بلکه چنان هستند که همه درجات و مراتب بهشت برای آنان است نه درجه ای از بهشت؛ چنانکه خداوند درباره مؤمن عالم فرموده است: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِينَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ؛ تا خدا [رتبه] کسانی از شما را که گرويده و ايمان آورده اند درجه ای، و کسانی را که دانشمندند به درجاتی، بلند گرداند و خدا به آنچه می کنيد آگاه است. (مجادله، آيه 11)

ب: کسانی که کافر بوده اند و هيچ توشه ای برای آخرت نيندوخته اند؛ زيرا آنچه به عمل صالح و حسن فعلی ارزش می دهد همان نيت و حسن فاعلی است که ايمان است. کسی که مؤمن نيست، اگر عمل صالح داشته باشد، خداوند در همين دنيا پاداش عمل صالح او را می دهد و در آخرت برايش چيزی نيست.(بقره، آيات 120 و 200؛ آل عمران، آيه 77؛ زخرف، آيات 33 تا 35) خداوند درباره اين گروه دوم می فرمايد: اُولَئِکَ الَّذِينَ کَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا؛ آنان کسانی اند که آيات پروردگارشان و لقای او را انکار کردند، در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت برای آنها قدر و ارزشی نخواهيم نهاد و ميزانی برای سنجش اعمالشان برپا نمی کنيم.(کهف، آيه 105)

  1. گروه ديگر کسانی هستند که بايد وزن کشی شوند. اينان کسانی هستند که ايمان و عمل صالح دارند، ولی مخلوط عمل کرده اند. خداوند می فرمايد: وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا؛ و ديگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شايسته را با کار بد ديگر درآميخته اند. (توبه، آيه 102) اين افراد هر چند در نهايت رستگار می شوند ولی بايد درجات آنان در بهشت تعيين و معلوم شود و به همان ميزان که در ترازو برايشان مشخص می شود درجه گرفته و بهره مند از بهشت می شوند. البته ممکن است دورانی را نيز در دوزخ برای پاکسازی بگذرانند. به هر حال، اين افراد هستند که بايد وزن‌کشی شوند و ترازويی که برای آنان نهاده می شود، چيزی جز حق نيست. خداوند می فرمايد: وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَاُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و سنجش اعمال در آن روز- رستاخيز- حق است پس هر که کردارهای سنجيده او سنگين باشد، ايشانند رستگاران.(اعراف، آيه 8)

روزنامه كيهان، شماره 21570 به تاريخ 5/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS