دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وظيفه علمی و عملی ما در برابر قرآن

No image
وظيفه علمی و عملی ما در برابر قرآن

خداوند دو وظيفه اصلي و مهم براي مسلمانان نسبت به کتاب الهي بيان کرده است.خداوند در آيه 63 سوره بقره مي فرمايد: «خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّهًٍْ؛ آنچه به شما داده شده را با قوت بگيريد.» اين گرفتن بايد به دو شکل علمي و عملي باشد. يعني تدبر و فهم دقيق و عميق و عمل درست و کامل.

    از امام صادق(ع) ذيل همين آيه مي پرسند: «اقوهًْ في الابدان ام قوّهًٌْ في القلوب؛ آيا به نيروي جسمها يا دلها؟» آن حضرت مي فرمايد: «فيهما جميعا؛ به هردو»(بحارالانوار، ج13، ص226)

    خداوند در آيه 29 سوره ص مي فرمايد: «كِتَابٌ اَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ؛ اين کتابي مبارک است که به سوي تو فرستاده شده تا در آيات آن تدبر کنيد.» و در آيه 24 سوره محمد نيز مي فرمايد: اَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلَي قُلُوبٍ اَقْفَالُهَا؛ چرا در قرآن تدبر نمي کنند، آيا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟

    اين دو آيه وظيفه علمي ما را نسبت به قرآن بيان مي کند. اما در باره وظيفه عملي نيز مي فرمايد که مسلمانان بايد اين گونه باشند: «کانهم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ»( صف، آيه 4) يعني مسلمانان بايد به گونه اي عمل کنند که ديگر نفوذ ناپذير شوند و کسي قصد و نيت حمله پيدا نکند. بايد اهل استقامت و پايداري در دين باشند: فَاسْتَقِمْ كَمَا اُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ پس، همان گونه كه دستور يافته‌اي، ايستادگي كن و هر كه با تو توبه كرده [نيز چنين كند] و طغيان مكنيد كه او به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست.(هود، آيه 112) مسلمان بايد به گونه اي باشد که دشمن وقتي مي آيد مي بيند که نمي تواند نفوذ کند و «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَهًًْ؛ بايد در شما غلظت و ستبر و سختي باشد» که کسي ديگر طمع نورزد.(توبه، آيه 123) البته در ميدان جهاد بايد حمله کرد و غلظت داشت: «جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ؛ با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگير!(توبه، آيه 73)

    اما در حالت عادي نمي خواهد اين گونه رفتار کنيد بلکه بايد کسي که از بيرون شما را ببيند دژي استوار و نفوذ ناپذير ببيند و لازم نيست حمله کنيد تا غلظت و ستبري خود را در حمله به نمايش بگذاريد، بلکه همين غلظت و ستبري و سختي را در شما بيابند.

    پس وظيفه هر مسلماني نسبت به قرآن اين است که در آن تدبر کند و مفاهيم آن را بفهمد و در مقام عمل به شدت بر عمل به آن مراقبت و مواظبت نمايد و کوتاه نيايد و از حدود الهي تجاوز نکند و اجازه تجاوز و عصيان ندهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS