دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وفای به عهد

هیچ‌ یک‌ از فرائض‌ و دستورات خداوند عزّوجلّ، همچون ارج نهادن به وفای عهد نیست که مردم- با تمام اختلافاتی که در خواسته‌ها و عقائدشان می‌باشد- در رعایت آن متّفق و هم آواز باشند.»(جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی)، ج‌22؛ ص658)
وفای به عهد
وفای به عهد

وفای به عهد

قال علی(ع): «لَیسَ مِن فَرائِضِ اللّه شَیءٌاَلنّاسُ اَشَدُّ عَلَیهِ اجتِماعا ... مِن تَعظیمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ»

وفای به عهد یکی از عناصر حیاتی در رابطه با تداوم زندگی اجتماعی و تعامل انسان‌ها با یکدیگر است که اگر در آن خللی وارد شود، اعتماد انسان‌ها را از یکدیگر گرفته و منجر به اختلال اجتماعی خواهد شد؛ خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

«یاایُّهَاالَّذینَ امَنُوا اوْفُوا بالْعُقُودِ»[1]

اى کسانیکه ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها وفا کنید.

رسول اکرم(ص)نیز وفا به عهد را از شرایط اساسى ایمان مى‌داند و تخطّى از آنرا در حکم بى‌ دینى و بى‌ایمانى می‌شمرد. ایشان مى‌فرماید:

«لادینَ لِمَن لاعَهْد َلَهُ»[2]

آنکس که به پیمانش وفادار نیست، دین ندارد.

نمونه بارز عدم وفای به عهد که در تاریخ به آن اشاره شده و به اندازه تمام عمر بشریت روی عاملان آن را سیاه کرده است، تنها گذاشتن فرزند زهرای اطهر(س) توسط مردم کوفه که هزاران نامه به آن بزرگوار نوشتند، ولی به راحتی آن را زیر پای نهادند. پس این عنصر را حتی در جایی که اهمیت چندانی ندارد، نباید رها کرد تا زمینه‌ی بی‌وفایی‌های بزرگ‌تر را فراهم نکند.

اسوه‌های وفاداری

زمانى امام سجّاد(ع)از یکى از یاران خویش ده‌ هزار درهم قرض خواست که هر وقت قادر باشد، بپردازد. او از آنحضرت رهن طلبید. امام نخى از عباى خود کشید و به او داد و فرمود: «این وثیقه مناست تا موقع اداى دین نزد شما باشد.» گر چه قبول چنین وثیقه‌اى در برابر ده‌ هزار درهم براى قرض‌ دهنده دشواراست، لیکن او با توجّه به شخصیّت امام آنرا پذیرفت.

مبلغ را به ایشان تقدیم کرد و نخ را در قوطى کوچکى جاى داد. پس ازچندى امام پول را تهیّه کرد و نزد طلب‌ کار آورد و فرمود: «پولت حاضراست. وثیقه مرا بیاور.» مرد که به نخ عبا اهمّیّت نمى‌داد، اظهار داشت: «من نخ عبا را گم کرده‌ام.» حضرت فرمود: « در اینصورت طلب خود را از من نمى‌گیرى، تعهّد با شخصى مثل مرا نباید ناچیز انگاشت.» مرد به ناچار قوطى مزبور را آورد و نخ را به امام پس داد. امام نخ را گرفته و دور انداخت و بدهى خود را پرداخت نمود،[3]و با این عمل به آنشخص و دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایى ارزشى نداشته باشد، ولى وقتى نشانه تعهّد والتزام به یک پیمان باشد، آنقدر ارزنده است که مى‌تواند وثیقه و پشتوانه مبالغ هنگفتى درهم و دینار گردد.

وفای به عهد با کودکان

یکی از نکات دقیق در مورد رعایت عهد و پیمان در مورد کودکان است و حتی از اهمیت دو چندانی برخوردار است. از آنجاییکه کودکان در مرحله تربیت و رشد هستند، هر عملی را که از بزرگ‌تر خویش مشاهده نمایند، همان را ناخودآگاه انجام می‌دهند، بدون اینکه به خوبی یا بدی آن آگاه باشند. در همین زمینه روایتی از پیامبر اکرم وارد شده که می‌فرماید:

«اَحِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارحَمُوهُم، وَ اِذا وَعَدتُموهُم شَیئا فَفُوا لَهُم، فَاِنَّهُم لا یَدرونَ اِلاّ اَنَّـکُم تَرزُقونَهُم»[4]

کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید، به آن وفا کنید، زیرا آنان روزى‌دهنده خود را کسى غیر از شما نمى‌دانند.

آثار فردی و اجتماعی وفای به عهد[5]

1.    حفظ اعتماد اجتماعی و تحکیم آن به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی در پرتو عهد و پیمان و عمل به آن.

«لاتَعْتَمِدْ عَلى‌ مَوَدَّةِ مَنْ لایُوفى بِعَهْدِه»[6]

بردوستى کسى که به عهد و پیمان خود وفا نمى‌کند، اعتمادمکن.

2.    حافظ شخصیت و بزرگی چنانکه حضرت امیر(ع) فرمود:

«الْوَفَاءُ حِصْنُ‌ السُّؤْدَد»[7]

وفا به عهد قله و دژ محکم بزرگی و شخصیت است.

3.    ورود به بهشت: در برخی روایات یکی از عوامل تضمین بهشت را وفا به عهد و پیمان ذکر کرده است.

4.    نشانه و دلیل ایمان: علی(ع) فرمود:

«مِنْ‌ دَلَائِلِ‌ الْإِیمَانِ‌ الْوَفَاءُ بِالْعَهْد»[8]

از نشانه‌های ایمان وفای به عهد است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS