دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت
نویسنده: عارف ایرانی

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است. وهابیون، پیروان محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان تمیمی نجدی هستند که در سال 1115 در شهر عینیه از توابع نجد دیده به جهان گشود و فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت. وی سپس با محمد بن سعود پیمانی بست مبنی بر اینکه رشته دعوت در دست وی و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. وی مسلمانان را به شرک و بت پرستی متهم می‌ساخت و اموال و ثروتشان را بر سپاهیانش حلال اعلام کرد.‌ پیروان فرقه وهابیت به بهانه‌هایی مانند حرمت سوگند خوردن به پیغمبر و حرمت زیارت قبر آن حضرت و حرمت شفاعت خواستن و حرمت نامیدن آن حضرت به عنوان سیدنا و مسائلی از این قبیل، اکثریت قاطع مسلمانان جهان را از دایره اسلام خارج ساختند و جان و مال و ناموس آنان را مباح دانستند و با شعار «اماالوهابیه و اماالسیف» (یا وهابی گری یا شمشیر) مسلک خود را به صورت یک اعتقاد اجباری درآورده اند.‌نکته جالب توجه اینکه وهابیون همه مسلمانان را به دلایل واهی از زمره باورداران توحید خارج می‌کنند و تنها خود را یکتاپرست می‌خوانند. اینان هر اندیشه ای را که به نظر شان برخلاف دین باشد، موجب کفر دانسته و پیروان این دیدگاهها را مشرک و کافر می‌خوانند و تمام سرزمینهای اسلامی به جز مراکز زیر سلطه خویش را دیار کفر نامید و ریختن خون ساکنان این مناطق را روا می‌شمردند. «وهابیت »بخصوص طیف سلفی و تکفیری آنها، با عملکردهای جاهلانه وظالمانه خود باعث تحقق دو هدف عمده سران استکبار شده و نقش تکمیل کننده اضلاع مثلث را ایفا می‌کنند: اولا آنها با برداشت‌های غلط و افراطی ازاحکام و دستورالعمل‌های اسلام، مثل دادن حکم تکفیرو اعدام غیر مسلمان و سر بریدن و گردن زدن آنها در مقابل دوربین و نشان دادن آن به جهان در حالی که نوای قرآن در حال پخش آیات جهاد است و سایر اقدامات تروریستی، مردم جهان را نسبت به اسلام بدبین کرده و علاوه بر بازکردن باب توهین و افترا به اسلام مسیر تحقق اهداف ضداسلامی دشمنان اسلام و بویژه صهیونیسم را نیز هموارتر می‌نمایند. دوما از آنجایی که قدرت‌های استعمارگر چون انگلیس سرمنشا پیدایی وهابیت بوده‌اند و از سوی دیگر چون برداشت اشتباه و مغرضانه ای از آموزه‌های تشیع داشته اند لذا همیشه جاهلانه « شیعه » را دشمن شماره یک خود خوانده و همواره سعی در ضربه زدن به شیعیان دارند، و در این بین آمریکا و صهیونیسم بین الملل هستند که بیشترین نفع را برای دشمنی با کل اسلام می‌برند. ‌با اینکه وهابیان هدف خود را اخلاص در توحید و جنگ با شرک و بت‌ پرستی، می‌دانند ولی واقعیت جنبش وهابیت، این هدف را تائید نمی‌کند؛ باید اذعان داشت که هدف اصلی آنها کشتار مسلمانان و افروختن آتش فتنه و جنگ در بین آنان، در جهت خدمت به استعمار و صهیونیسم جهانی است و با توجه به ویژگی‌ها و مواضع فکری- سیاسی وهابیون و مرور کارنامه عملی این جریان، به راحتی می‌توان دید که این نوع طرز تفکر و این جریان، علاوه بر اینکه در بعد عملی برای رسیدن به اهداف سیاسی- مذهبی خود به کرات به اقدامات خشونت بار متوسل شده، از نظر فکری نیز مجوز استفاده از شیوه‌های خشونت بار و تروریستی را نیز صادر می‌کند و از این رهگذر نه تنها به خواسته‌های صهیونیسم بین الملل در راستای ارائه چهره‌ای خشن از دین اسلام یاری می‌رساند بلکه از سوی دیگر نیز با اقدامات خشونت بار خود علیه مذهبی از دین اسلام، به دنبال کاشتن بذر کینه، نفرت و نفاق در میان مسلمانان از مذاهب متفاوت نیز است؛ و این امر نهایت جهالت و فریفتگی این فرقه ساخته دست استعمار و بدعت آمیز را نمایان می‌سازد.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS