دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ ویژگی‌های مشترک مدیران بخش دوم و پایانی

در بخش نخست پاسخ به این سؤال به ويژگی‌هایی همچون: ایمان به هدف، علم و قدرت، امانت و درستکاری و صداقت و راستی اشاره کردیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی‌ می‌گیریم.
پرسش و پاسخ ویژگی‌های مشترک مدیران بخش دوم و پایانی
پرسش و پاسخ ویژگی‌های مشترک مدیران بخش دوم و پایانی

پرسش:

از منظر آموزه‌های وحیانی عمده‌ترین شرایط، ویژگی‌ها و صفات مشترک مدیران و فرماندهان چیست؟

پاسخ:

در بخش نخست پاسخ به این سؤال به ويژگی‌هایی همچون: ایمان به هدف، علم و قدرت، امانت و درستکاری و صداقت و راستی اشاره کردیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی‌ می‌گیریم.

6- حسن سابقه

این شرط مهم را که امروز از سوی همه مجامع و محافل جهانی و مؤسسات مختلف به رسمیت شناخته شده، علی(ع) در چهارده قرن پیش با صراحت تمام در فرمان تاریخی مالک اشتر بیان فرموده است. آنجا که مالک را مخاطب ساخته و می‌فرماید: بدترین وزرای تو کسانی هستند که برای اشرار قبل از تو وزیر بوده‌اند. کسی که با آن گنهکاران در کارهایشان شرکت داشته، نباید صاحب اسرار تو باشد. آنها همکاران گنهکاران و برادران ستمکارانند، در حالی که تو می‌توانی جانشینان خوبی برای آنها بیابی، از کسانی که از نظر فکر و نفوذ کمتر از آنان نیستند، اما بار گناهان آنها را به دوش نمی‌کشند. هزینه این افراد بر تو سبک‌تر و همکاریشان با تو بهتر است(نهج‌البلاغه- نامه 53) و برای شناختن سوابق افراد باید به بازتاب شخصیت آنها در افکار عمومی جامعه مراجعه کرد: که غالباً معیار خوبی برای شناخت افراد می‌تواند باشد.

7- سعه صدر

مدیریت مانند فرماندهی کار پیچیده‌ای است و هر قدر کار پیچیده‌تر باشد مشکلات آن افزونتر و آفاتش بیشتر است. به همین دلیل مدیران و فرماندهان باید دارای اعصابی قوی، حوصله زیاد و ظرفیت کافی در رویارویی با مشکلات باشند. امام علی(ع) می‌فرماید: «آله الرئاسه سعه الصدر» وسیله ریاست سعه صدر و گشادگی فکر است(نهج‌البلاغه- حکمت 176). نکته قابل توجه دیگر در آموزه‌های وحیانی علم و حلم در کنار یکدیگر به عنوان دو عامل موفقیت و پیروزی بیان شده و حلم چیزی جز ظرفیت و سعه صدر نیست.

8- دلسوزی و عشق به کار

هیچ‌کس نمی‌تواند مدیر و یا فرمانده خوبی باشد، مگر اینکه به کار خود عشق بورزد. به قول شاعر هر کسی را بهر کاری ساختند- عشق آن را در دلش انداختند.

9- تجربه و آزمودگی

هیچ مدیر و فرماندهی در آغاز کارش تجربه قابل ملاحظه‌ای در مورد آن ندارد. ولی کارهای قبلی او در مشاغل و مناصب دیگر می‌تواند زمینه‌ساز برای منصب فعلی او باشد و منظور از تجربه و سابقه کار نیز همین است. در حدیث مشهوری از امام صادق(ع) آمده است که هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر اینکه قبلاً یک دوره شبانی را گذرانده بود. (اصول کافی، ج3، ص 311)

10- شجاعت و قاطعیت

بدون شجاعت و قاطیت مدیران و فرماندهان نمی‌توانند مجموعه سازمانی خود را به سمت اهداف از پیش تعیین شده سوق دهند، چرا که اگر مدیران و فرماندهان در تصمیم‌گیری‌های حیاتی و سرنوشت‌ساز نتوانند با قاطعیت و شجاعت عمل کنند و شک و تردید بر آنها غلبه کند، بسیاری از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و در رقابت با سایر رقبای خود عقب مانده و نمی‌توانند بهنگام عمل کنند.

11- عدالت و دادگری

از مهم‌ترین اوصافی که در مدیران و فرماندهان باید برجسته باشد، پیراستگی از هرگونه تبعیض و ظلم است. البته عدالت در مفهوم گسترده اسلامی‌اش از دادگری فراتر است و به معنی ترک گناهان کبیره و عدم اصرار بر صغائر آمده است. جالب اینکه در دستورات اسلام وجود این ملکه برای کارهایی کم‌اهمیت‌تر از مسئله مدیریت و فرماندهی شرط شمرده شده مانند عدالت در مورد شهود یا در مورد امام جماعت. بنابراین مسلم است که در پست‌های کلیدی باید مرحله والایی از عدالت و تقوا شرط باشد. قرآن کریم با صراحت همه مسلمانان را دعوت به اقامه عدل می‌کند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! کاملاً قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگرچه (این گواهی) به زیان خود شما یا پدرومادر و نزدیکان شما بوده باشد. (نساء/135)

12- پایگاه مردمی

مهم‌ترین پشتوانه کار مدیران و فرماندهان در پیشبرد اهداف بزرگ خود، حمایت‌های مردمی و علاقه قلبی مردم به آنها است و این پشتوانه در صورتی محفوظ می‌ماند که رابطه خود را با مردم از طرق مختلف مخصوصاً از طریق تماس مستقیم حفظ کنند. به همین دلیل پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) در دوران حکومتشان همیشه و در هر حال در دسترس مردم بودند. و اگر گاهی شرایط ایجاب می‌کرد که تمام وقت با آنها نباشند، ساعتی را برای این ملاقات و رابطه مستقیم قرار می‌دادند.

13- پای‌بندی به اصول و ضوابط

این ویژگی را می‌توان به عنوان یکی از مهم‌ترین شرایط مدیران و فرماندهان ذکر کرد و هم ضد آن یعنی مقدم داشتن روابط بر ضوابط را می‌توان به عنوان یکی از مهم‌ترین آفات مدیریت برشمرد. درست است که تقید به ضوابط و بی‌اعتنایی به حاکمیت روابط مشکلات فراوانی دارد، به خصوص در جوامعی که همیشه روابط بر آنها حاکم بوده است، ولی اگر مشکلات آن در کوتاه‌مدت پذیرفته شود تأثیر آن در درازمدت بسیار مثبت و چشمگیر خواهد بود. اصولاً سازمان و تشکیلاتی که اصول و ضوابطی در آن حاکمیت نداشته باشد. شایسته نام سازمان و تشکیلات نیست، منابع و تاریخ سیره پیامبر گرامی(ص) و امام علی(ع) مملو است از اسناد زنده‌ای که نشان می‌دهد آن بزرگواران تا چه اندازه‌ای رابطه‌ها را زیر پا می‌گذاشتند و به حاکمیت اصولی و ضوابط الهی تن می‌دادند.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 30 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS