دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از تکلّف

بدترین دوستان تو، کسی است که تو به خاطر او در رنج و تکلّف بیفتی.
پرهیز از تکلّف
پرهیز از تکلّف

پرهیز از تکلّف

قال علی(ع): «شَرُ الإخوَانِ مَن تُکُلِّفَ لَهُ» (نهج البلاغه، حکمت479)

ساده‌زیستی و پرهیز از تکلّفات بی‌جا و بی‌مورد، یکی از مسائلی است که توجّه ویژه‌ای در روایات به آن شده است. در سیره پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) وارد شده، که یکی از ویژگی‌های حضرت این بود که ساده و بی‌تکلّف زندگی می‌کرد، ساده و بی‌تکلّف سخن می‌گفت و ساده و بی‌تکلّف غذا می‌خورد. پیامبر(ص) در عین اینکه مقیّد بود همیشه پاکیزه، نظیف، مرتّب و معطّر باشد، بسیار ساده و بی‌تکلّف لباس می‌پوشید؛ یکی از اصول زندگی آن حضرت، سادگی و پرهیز از تکلّف بود. تردیدی نیست که زندگی، دارای اصول و حدودی است که انسان باید آنها را رعایت کند؛ ولی انسان نباید با یک سلسله حدود و قیود و تکلّفات بی‌مورد، زندگی را بر خود و دیگران سخت و دشوار کند؛ انسان در زندگی باید همواره جانب اعتدال را نگه دارد.

با این همه برخی از مردم، جانب افراط را و برخی دیگر جانب تفریط را در پیش می‌گیرند. عده‌ای چنان پشت پا به قیود و حدود زده‌اند که یکباره نسبت به همه چیز بی‌قید و لاابالی شده و تنبلی و بی‌کاری را شعار خود قرار داده‌اند؛ در مقابل، برخی دیگر خود را در میان آداب و رسوم و عادات بی‌جا و بی‌مورد، محبوس کرده‌اند. هزارها قید برای غذا خوردن و هزارها قید برای لباس پوشیدن و هزارها قید برای رفت و آمدها، پذیرایی‌ها، مهمانی‌ها، عروسی‌ها و مسافرت‌ها ساخته و به‌راستی زندگی را برای خود سخت و دشوار ساخته‌اند، به طوری که همه زندگی آنها را تکلّفات دست و پاگیر فرا گرفته است.[1] آنها نه تنها زندگی را برای خود سخت و دشوار می‌سازند، بلکه دوستان و اطرافیانشان را نیز به تکلّف و سختی می‌اندازند. در روایتی وارد شده که شخصی به حضرت علی(ع) عرض کرد: یا امیرالمؤمنین به منزل من تشریف بیاورید. حضرت علی(ع) در جواب فرمودند: به این شرط می‌آیم که هرچه در خانه‌ات داری از من دریغ نکنی و برای خریدن چیزی از بیرون، خود را به مشقّت نیندازی.[2] در این روایت حضرت آن شخص را برای میهمانی دادن از اینکه خود را به سختی و تکلّف بیندازد بازداشته است. در روایت دیگری در این باره از امام رضا(ع) این‌گونه نقل شده که:

مردی امیرالمؤمنین(ع) را به میهمانی دعوت کرد. حضرت فرمودند: می‌پذیرم به شرط این که سه قول به من بدهی. عرض کرد: چه قولی ای امیرالمؤمنین؟ فرمود: از بیرون چیزی برای من تهیه نکنی، آن‌چه را در خانه داری از من دریغ نکنی و در حقّ زن و بچّه‌ات اجحاف ننمایی. [یعنی این‌که در حق آنها ستم روانداری و آنها را به سختی و تکلّف نیندازی] عرض کرد: قبول می‌کنم ای امیرالمؤمنین. پس علی بن ابی طالب(ع) دعوت او را پذیرفت.[3]

اسلام با تکلّفات بی‌مورد، نه تنها در میهمانی دادن، بلکه در تمام مسائل زندگی مخالف است. گاهی بر اثر همین تکلّفات بی‌مورد، دوستان و اطرافیان انسان دل آزرده می‌شوند و در معاشرت با ما احساس راحتی نمی‌کنند. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«أثقَلُ إخوَانِی علیَّ مَن یَتَکَلَّفُ لِی وَ أتَحَفَظُّ مِنهُ وَ أخَفَّهُم عَلی قَلبِی مَن أکُونُ مَعَهُم کَمَا أکُونُ وَحدِی»[4]

سنگین‌ترین دوستان من کسی است که به‌خاطر من خودش را به مشقّت و تکلف بیندازد. من از معاشرت با چنین دوستانی، خودم را حفظ می‌کنم و سبک‌ترین دوستان بر قلب من کسی است که وقتی با آنها هستم مثل اینکه خودم به تنهایی هستم [یعنی اینکه وقتی با آنها هستم، احساس بیگانه بودن ندارم].

    پی نوشت:
  • [1]. مطهری، مرتضی؛ حکمتها و اندرزها، تهران، صدرا، 1379، چاپ یازدهم، ص101.
  • [2]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ویرایش دوم، ج6، حدیث 11278، ص452.
  • [3]. همان، حدیث 11281، ص452.
  • [4]. محدث نوری، میرزاحسین؛ مستدرک‌الوسائل، قم، آل‌البیت، 1408هق، ج 9، ص155.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS