دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیامدهای سخاوت در زندگی

No image
پیامدهای سخاوت در زندگی

فاطمه محمدی

در اين مقاله مقايسه‌اي بسيار جالب و جذاب بين انسان هايي كه بخشنده هستند و پرهيزگار و به پاداش الهي ايمان دارند، و آدم‌هايي كه بخل ورزيده خود را بي‌نياز جلوه مي‌دهند و به پاداش الهي باور ندارند؛ مي‌پردازيم و در ادامه، نتايج عملكرد هر يك از اين دو گروه بيان مي‌كنيم. سوره ليل، آيات 4- 11:«انّ سعيكم لشتي فاما من اعطي و اتقي و صدّق بالحسني فستيسره للعسري و ما يغني عنه ماله اذا تردّي»؛ همانا تلاش شما پراكنده است اما آنكه حق خدا را داد و پروا داشت و پاداش نيكوتر را تصديق كرد، به زودي راه آساني پيش پاي او خواهيم گذاشت و اما آنكه بخل ورزيد و خود را بي‌نياز ديد، و پاداش نيكوتر را به دروغ گرفت به زودي راه دشواري به او خواهيم نمود و چون هلاك شد، ديگر مال او به كارش نمي‌آيد. «شتّ و شتيت» به معني وصفي نيز آمده‌اند، يعني متفرق. جمع اولي «اشتات» است و جمع دومي ‌»شتّي»؛ مثل مريض و مرضي. «تردّي»: از ماده «ردائت» و «ردي» به معني هلاكت است و به معني سقوط از بلندي كه مايه هلاكت شود نيز آمده است، بلكه بعضي اصل آن را به معني سقوط مي‌دانند و از آنجا كه سقوط از نقطه مرتفع موجب هلاكت مي‌شود به معني هلاكت نيز آمده است. در آيه مورد بحث ممكن است به معني سقوط در قبر، يا دوزخ، يا هلاكت به معني مجازات بوده باشد. در خانه مردي ثروتمند درختي بود كه كودكان همسايه هنگامي‌ كه ميوه آن درخت به زمين مي‌ريخت، آن را برگرفته و مي‌خوردند ولي صاحب درخت، ميوه را از دهان اطفال مي‌گرفت. پدر اطفال مسأله را به پيامبر اكرم (ص) گزارش داد. «اتقاء» قواي متحرك نفس را منظم و هماهنگ مي‌گرداند، و از مصرف بيهوده سرمايه‌ها و انحراف در مسير هواها و شهوات بازش مي‌دارد. همين كه انسان در شعاع اعطا و قدرت تقوا، پيش رفت و ديدش وسعت يافت، و استعدادهاي نفسانيش به ثمر رسيد، قدرت عقليش باز و شكفته و روشن مي‌شود. و در اين طريق فكري و عقلي هرچه جلوتر رود بيشتر مشمول جاذبه و عنايات پروردگار مي‌شود و خداوند مشكلات و موانع را برايش آسان مي‌گرداند: «فسنيسره لليسري»حضرت نزد صاحبخانه رفته و پيشنهاد كردند درخت را در برابر درختي در بهشت به من بفروش. آن مرد جواب رد به پيامبر(ص) داد و گفت: دنياي نقد را به آخرت نسيه نمي‌فروشم! پيامبر (ص) برگشت، يكي از ياران پرسيد: آيا اگر من آن درخت را بگيرم، با من نيز چنين معامله‌ای مي‌كنيد؟ حضرت فرمود: آري، آن شخص توانست به بهايي چندين و چند برابر، درخت را خريداري كند و در اختيار پيامبر گذارد. آن حضرت به نزد آن خانواده فقير آمده و درخت را به آنها بخشيد. در اين هنگام آيات اين سوره نازل شد. خداوند سوگند مي‌خورد به واقعيات متفرقي كه هم در خلقت و هم در اثر متفرقند، به اينكه سعي و تلاش شما نيز، هم از نظر نفس عمل، و هم از نظر اثر مختلفند، بعضي عنوان اعطا و تقوا و تصديق را دارد و اثرش هم خاص خودش است و بعضي ها عنوان بخل و استغنا و تكذيب دارد و اثرش هم مخصوص خود مي‌باشد. بنابراين، قرآن در اين آيات، بين دو گروه مقايسه مي‌كند: گروهي مومن و باتقوا و سخاوتمند، و گروهي بي‌ايمان و بي‌تقوا و بخيل. گروه اول با استفاده از توفيقات الهي مسير خود را با سهولت پيموده و به سوي بهشت و نعمت‌هاي آن روان مي‌شوند؛ در حالي كه گروه دوم در زندگي، با انبوه مشكلات رو‌به‌رو هستند، اموال سرشاري را جمع مي‌كنند و مي‌گذارند و مي‌روند و جز حسرت و اندوه و مجازات الهي بهره‌اي عايدشان نمي‌شود و متاعي نمي‌خرند. پس اين آيات، تفصيل و ترتيب دو طريق و خط مقابل يكديگر و از هم جداست كه كوشش انساني در مسير هر يك از آنها پيش مي‌رود و آثار و سرانجامي ‌دارد. ديگر راه‌ها و كوشش‌هاي پراكنده و نامشخص، در بين اين دو خط متمايز و محدود واقع مي‌شود، يا در نهايت به يكي از اين دو خط متمايز مي‌رسد، يا چون راه و سرانجام مشخصي ندارد متوقف مي‌شود. «انّ سعيكم لشتّي»، جواب قسم‌هايي است كه در ابتداي اين سوره آمده است. «شتّي» صفت مفرد، و بر گونه‌هاي مختلف دلالت دارد. تشخيص و اختيار هر مطلوبي، شوق رسيدن به آن را به انسان برمي‌انگيزد، و شوق، قواي فكري و اعضاي ارادي را به حركت و كوشش وا مي‌دارد و چون تشخيص و اختيار افراد مختلف است، كوشش‌ها پيوسته پراكنده و از هم دور مي‌شود، و محصول كوشش‌ها كه افكار و عقايد و اخلاق و صفات تحقق يافته و صورت گرفته و قابل انتقال است، زمينه را براي پديد آمدن افرادي با صفات و خواص و مشخصات متمايز و از هم جدا، آماده مي‌نمايد. به قرينه ترتيب افعال در اين آيه: «فامّا من اعطي و اتّقي، و صدّق بالحسني»، اعطا و اتقا مقدمه چنين گرايش و حركت عقلي مي‌باشد. اعطا مطلق و بدون ذكر مفعول، صرف هر گونه سرمايه و امور مورد علاقه در راه خير ديگران است. به اين طريق، شخصيت انسان- از خودبيني و پيچيدگي به خود برمي‌گردد و استعدادها و ديدش باز مي‌شود و به حركت در مي‌آيد. «اتقاء» قواي متحرك نفس را منظم و هماهنگ مي‌گرداند و از مصرف بيهوده سرمايه‌ها و انحراف در مسير هواها و شهوات بازش مي‌دارد. همين كه انسان در شعاع اعطا و قدرت تقوا، پيش رفت و ديدش وسعت يافت و استعدادهاي نفساني‌اش به ثمر رسيد، قدرت عقلي‌اش باز و شكفته و روشن مي‌شود. در اين طريق فكري و عقلي هرچه جلوتر رود بيشتر مشمول جاذبه و عنايات پروردگار مي‌شود و خداوند مشكلات و موانع را برايش آسان مي‌گرداند: «فسنيسره لليسري»پاداش و كيفر الهي متناسب با رفتار انسان‌هاست؛ اگر گره از كار فقرا باز كنيم، خداوند گره از كار ما باز مي‌كند. «فسنيسره لليسري» و اگر فقرا را در عسرت وانهیم، خداوند هم عسرت را پيش پاي ما مي‌گذارد. «فسنيسره للعسري»آري، هر كس گام اول سخاوت را براساس ايمان به معاد و تقوا بردارد، خدا ظرفيت و شرايط روحي او را براي كارها هموار مي‌كند و روح او را با كار خير مانوس مي‌گرداند، تجربه و تعقل و كارداني او را بالا مي‌برد، الهام و ابتكار به او مي‌دهد، پذيرش مردمي ‌و اجتماعي او را زياد مي‌كند و راه‌های جديدي را براي كار خير پيش پاي او مي‌گذارد. برعكس كساني كه بخل ورزيده و با پندار بي‌نيازي، مغرور گشتند، و ديگران را سختي قرار دادند، خداوند نيز آنها را در عسرت قرار خواهد داد. نكته لطيف در اينجاست و آن اينكه قرآن مي‌فرمايد: او را براي آسان‌ترين راه آماده مي‌كنيم «فسنيسره لليسري» و نفرمود: كار را براي او آسان مي‌كنيم. «سنيسّر له اليسري». و فرق است ميان آنكه انسان روان باشد يا كارش روان باشد. انسان مي‌تواند با توكل و دعا و اتصال به قدرت بي‌نهايت آسان داراي چنان سكينه و سعه صدر شود كه هر كاري را به راحتي بپذيرد و انجام هر كار خير براي او آسان باشد.

نتايج

1- اين آيات، مقايسه‌اي است بين دو گروه مومن و باتقوا و سخاوتمند و گروهي بي‌ايمان و بي‌تقوا و بخيل. 2- تفاوت مهر با قهر خداوند حكيمانه و عادلانه است نه گزاف، زيرا تلاش‌هاي شما انسان‌ها گوناگون است. 3- شيوه تبليغ صحيح اين است كه بعد از كليات، نمونه‌ها و مصاديق بيان شود. «ان سعيكم لشتي فاما من اعطي»4- ايمان به قيامت، شرط پذيرفته شدن عمل است. «و صدق بالحسني»5- پاداش و كيفر الهي متناسب با رفتار انسان‌هاست؛ اگر گره از كار فقرا باز كنيم، خداوند گره از كار ما باز مي‌كند. «فسنيسره لليسري» و اگر فقرا را در عسرت وانهیم، خداوند هم عسرت را پيش پاي ما مي‌گذارد. «فسنيسره للعسري»6- اهل بخل بدانند كه ثروت نجات‌دهنده نيست. «و ما يغني عثه ماله اذا تردي»7- گاهي سرچشمه بخل، مغرور شدن به دنيا و احساس بي‌نيازي نسبت به وعده‌هاي بهشتي است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS